جمعه - ۲۲ فروردین - ۱۳۹۹
 


ترجمه تفسیری

 

پیدایش باب ۲

۱ به‌ این‌ ترتیب‌ آسمانها و زمین‌ و هر چه‌ در آنها بود، تكمیل‌ گردید.

۲ با فرارسیدن‌ روز هفتم‌، خدا كار آفرینش‌ را تمام‌ كرده‌، دست‌ از كار كشید.

۳ خدا روز هفتم‌ را بركت‌ داده‌، آن‌ را مقدس‌ اعلام‌ فرمود، زیرا روزی‌ بود كه‌ خدا پس‌ از پایان‌ كار آفرینش‌، آرام‌ گرفت‌.

آدم و حوا

۴ به‌ این‌ ترتیب‌ آسمانها و زمین‌ آفریده‌ شد. هنگامی‌ كه‌ خداوند آسمانها و زمین‌ را ساخت‌،

۵ هیچ‌ بوته‌ و گیاهی‌ بر زمین‌ نروییده‌ بود، زیرا خداوند هنوز باران‌ نبارانیده‌ بود، و همچنین‌ آدمی‌ نبود كه‌ روی‌ زمین‌ كشت‌ و زرع‌ نماید؛

۶ اما آب‌ از زمین‌ بیرون‌ می‌آمد و تمام‌ خشكیها را سیراب‌ می‌كرد.

۷ آنگاه‌ خداوند از خاكِ زمین‌، آدم‌ را سرشت‌. سپس‌ در بینی‌ آدم‌ روح‌ حیات‌ دمیده‌، به‌ او جان‌ بخشید و آدم‌، موجود زنده‌ ای‌ شد.

۸ پس‌ از آن‌، خداوند در سرزمین‌ عدن‌، واقع‌ در شرق‌، باغی‌ به‌ وجود آورد و آدمی‌ را كه‌ آفریده‌ بود در آن‌ باغ‌ گذاشت‌.

۹ خداوند انواع‌ درختان‌ زیبا در آن‌ باغ‌ رویانید تا میوه‌های‌ خوش‌ طعم‌ دهند. او در وسط‌ باغ‌، «درخت‌ حیات‌» و همچنین‌ «درخت‌ شناخت‌ نیك‌ و بد» را قرار داد.

۱۰ از سرزمین‌ عدن‌ رودخانه‌ای‌ بسوی‌ باغ‌ جاری‌ شد تا آن‌ را آبیاری‌ كند.سپس‌ این‌ رودخانه‌ به‌ چهار رود كوچكتر تقسیم‌ گردید.

۱۱ رود اول‌ «فیشون‌» است‌ كه‌ از سرزمین‌ حَویله‌ می‌گذرد.

۱۲ در آنجا طلای‌ خالص‌، مروارید و سنگ‌ جزع‌ یافت‌ می‌شود.

۱۳ رود دوم‌ «جیحون‌» است‌ كه‌ از سرزمین‌ كوش‌ عبور می‌كند.

۱۴ سومین‌ رود، «دجله‌» است‌ كه‌ بسوی‌ شرق‌ آشور جاری‌ است‌ و رود چهارم‌ «فرات‌» است‌.

۱۵ خداوند، آدم‌ را در باغ‌ عدن‌ گذاشت‌ تا در آن‌ كار كند و از آن‌ نگهداری‌ نماید،

۱۶ و به‌ او گفت‌: «از همه‌ میوه‌های‌ درختان‌ باغ‌ بخور،

۱۷ بجز میوه‌ درخت‌ شناخت‌ نیك‌ و بد، زیرا اگر از میوه‌ آن‌ بخوری‌، مطمئن‌ باش‌ خواهی‌ مرد. »

۱۸ خداوند فرمود: «شایسته‌ نیست‌ آدم‌ تنها بماند. باید برای‌ او یار مناسبی‌ به‌ وجود آورم‌.»

۱۹ آنگاه‌ خداوند همه‌ حیوانات‌ و پرندگانی‌ را كه‌ از خاك‌ سرشته‌ بود، نزد آدم‌ آورد تا ببیند آدم‌ چه‌ نامهایی‌ بر آنها خواهد گذاشت‌. بدین‌ ترتیب‌ تمام‌ حیوانات‌ و پرندگان‌ نامگذاری‌ شدند.

۲۰ پس‌ آدم‌ تمام‌ حیوانات‌ و پرندگان‌ را نامگذاری‌ كرد، اما برای‌ او یار مناسبی‌ یافت‌ نشد.

۲۱ آنگاه‌ خداوند آدم‌ را به‌ خواب‌ عمیقی‌ فرو برد و یكی‌ از دنده‌هایش‌ را برداشت‌ و جای‌ آن‌ را با گوشت‌ پُر كرد،

۲۲ و از آن‌ دنده‌، زنی‌ سرشت‌ و او را پیش‌ آدم‌ آورد.

۲۳ آدم‌ گفت‌: «این‌ است‌ استخوانی‌ از استخوانهایم‌ و گوشتی‌ از گوشتم‌. نام‌ او "نسا" باشد، چون‌ از انسان‌ گرفته‌ شد. »

۲۴ به‌ این‌ سبب‌ است‌ كه‌ مرد از پدر و مادر خود جدا می‌شود و به‌ همسر خود می‌پیوندد، و از آن‌ پس‌، آن‌ دو یكی‌ می‌شوند.

۲۵ آدم‌ و همسرش‌، هر چند برهنه‌ بودند، ولی‌ احساس‌ خجالت‌ نمی‌كردند.

ترجمه تفسیری



Go to top