برنامه مطالعه کتاب مقدس

خروج فصل 33 امثال فصل 15 یوحنا فصل 15

خروج باب ۳۳

کوچ از کوه سینا

۱ خداوند به موسی فرمود: «تو و این قومی که آنها را از مصر بیرون آورده ای از این مکان کوچ کنید و به سرزمینی که قول داده ام به ابراهیم و اسحاق و یعقوب و فرزندان آنها بدهم، بروید

۲ من فرشته ای را می فرستم تا شما را راهنمایی کند. تمام کنعانیان، اموریان، حِتّیان، فرزیان، حویان و یبوسیان را از سر راه شما بیرون خواهم کرد.

۳ شما به سرزمینی غنی و حاصلخیز می روید. امّا من خودم با شما نخواهم آمد، زیرا شما مردمی ‌سرکش هستید و ممکن است شما را در راه نابود کنم.»

۴ هنگامی که مردم این سخنان سخت را شنیدند، ماتم گرفتند و از جواهرات و آلات زینتی خود استفاده نکردند.

۵ خداوند به موسی دستور داد که به آنها بگوید: «شما مردم گردنکشی هستید و من اگر حتّی یک لحظه با شما بیایم شما را نابود خواهم کرد. حال شما جواهرات خود را از خود دور کنید تا من تصمیم بگیرم با شما چه کار کنم.»

۶ پس قوم اسرائیل بعد از اینکه کوه سینا را ترک کردند از جواهرات خود استفاده نکردند.

خیمة مقدس خداوند

۷ هروقت قوم بنی اسرائیل اردوگاه برپا می کردند، موسی خیمه مقدّس را برمی داشت و دور از اردوگاه نصب می کرد. آن خیمه را «خیمه مقدّس خداوند» می گفتند. هرکسی که می خواست با خداوند راز و نیاز کند به آن خیمه می رفت.

۸ هروقت که موسی به طرف خیمه می رفت تمام مردم در مقابل چادر‌های خود می ایستادند تا موسی داخل خیمه شود.

۹ بعد از اینکه موسی به داخل خیمه می رفت، ستون ابر پایین می آمد و در مقابل در خیمه می ایستاد و خداوند از داخل ابر با موسی گفت وگو می کرد.

۱۰ همین که مردم ستون ابر را در مقابل در خیمه می دیدند، همگی سجده می کردند.

۱۱ خداوند با موسی روبه رو صحبت می کرد، همان طور که یک نفر با دوست خود صحبت می کند. سپس موسی به طرف اردوگاه برمی گشت امّا آن مرد جوان یعنی یوشع پسر نون که معاون موسی بود، در خیمه می ماند.

خداوند قول می دهد که با قوم خود باشد

۱۲ موسی به خداوند عرض کرد: «این درست است که تو به من فرموده ای که این قوم را به آن سرزمین رهبری کنم، امّا به من نگفته ای که چه کسی را با من خواهی فرستاد. تو فرموده ای که مرا خوب می شناسی و از من خشنود هستی.

۱۳ پس اگر این طور است نقشه خود را به من بگو تا بتوانم تو را خدمت نموده و خُشنود بسازم. همچنین به خاطر آور که تو این قوم را انتخاب کرده ای تا از آن تو باشند.»

۱۴ خداوند فرمود: «من با تو خواهم آمد و تو را پیروز خواهم ساخت.»

۱۵ موسی در جواب عرض کرد: «چنانچه با ما نخواهی آمد، ما را از این مکان بیرون نبر

۱۶ اگر تو با ما نیایی از کجا معلوم خواهد شد که از من و قوم خود راضی هستی؟ حضور تو با وجه تمایز ما با سایر ملل روی زمین می باشد.»

۱۷ خداوند به موسی فرمود: «من همان طور که تو گفته ای انجام خواهم داد، زیرا تو را خوب می شناسم و از تو راضی هستم.»

۱۸ آنگاه موسی درخواست کرد: «بگذار تا نور درخشان حضور تو را ببینم.»

۱۹ خداوند فرمود: «من تمام درخشندگی خود را در مقابل تو می گسترانم. من نام مقدّس خود را به تو اعلام می کنم. من، خداوند هستم. و بر هرکه بر‌گزینم رأفت و رحمت خواهم کرد.

۲۰ ولی من نمی گذارم که روی مرا ببینی زیرا کسی نمی تواند روی مرا ببیند و بعد از آن زنده بماند.

۲۱ اینجا در کنار من جایی است که تو می توانی روی یک صخره بایستی.

۲۲ وقتی که نور درخشان حضور من عبور می کند، تو را در شکاف صخره می گذارم و تو را با دست خود می پوشانم تا عبور کنم

۲۳ و بعد از آن دست خود را برمی دارم و تو می توانی از پشت مرا ببینی ولی روی مرا نمی توانی ببینی.»

 

امثال سلیمان باب ۱۵

  ۱ پاسخ ملایم خشم را فرو می نشاند، امّا پاسخ سخت، خشم را برمی انگیزاند.

 ۲ از زبان شخص دانا حکمت می چکد، ولی از دهان شخص نادان حماقت بیرون می آید.

 ۳ خدا همه جا را زیر نظر دارد و ناظر کارهای مردمان نیک و بد می باشد.

 ۴ سخنان خوب حیات می بخشند، امّا حرفهای بد باعث دلشکستگی می شود.

 ۵ شخص نادان نصیحت والدین خود را بی اهمیّت می شمارد، ولی فرزند عاقل تأدیب آنها خود را می پذیرد.

 ۶ خانه شخص صادق از ثروت پُر است، امّا دسترنج مردم بدکار برای آنها تلخکامی به بار می آورد.

 ۷ دانش توسط اشخاص دانا منتشر می شود نه به وسیله مردم نادان که در آنها راستی نیست.

 ۸ خداوند از قربانی های مردم بدکار متنفّر است، امّا از دعای درستکاران خشنود می گردد.

 ۹ خدا از کارهای بدکاران متنفّر است، امّا پیروان راستی را دوست می دارد.

 ۱۰ کسانی که راه راست را ترک کرده اند، مجازات سختی در انتظار آنهاست، و اگر نخواهند که تأدیب و اصلاح شوند، خواهند مرد.

 ۱۱ حتّی دنیای مردگان از نظر خدا پنهان نیست، پس آیا انسان می تواند افکار خود را از او پنهان کند؟

 ۱۲ کسی که کارش مسخره کردن است، از نزدیک شدن به اشخاص دانا خودداری می کند، زیرا دوست ندارد که سرزنش آنها را بشنود.

 ۱۳ دلِ شاد، چهره را شاداب می سازد، امّا دلِ غمگین، روح را افسرده می کند.

 ۱۴ شخص عاقل تشنه معرفت است، امّا شخص نادان خود را با حماقت سیر می کند.

 ۱۵ زندگی برای شخص فقیر سراسر زحمت است، همه چیز به نظرش بد می آید، امّا اگر دلش شاد باشد، از زندگی لذّت می برد.

 ۱۶ دارایی کم همراه با خداترسی بهتر است از ثروت هنگفتِ با اضطراب.

 ۱۷ خوردن نان و سبزی در جایی که محبّت هست بهتر است از خوردن کباب در جایی که نفرت وجود دارد.

 ۱۸ شخص تندخو نزاع برپا می کند، ولی شخص صبور دعوا را فرو می نشاند.

 ۱۹ راه شخص تنبل با خار پوشیده است، امّا راه آدم درستکار هموار است.

 ۲۰ فرزندان دانا پدران خود را خوشحال می سازند، امّا فرزندان احمق مادران خود را تحقیر می کنند.

 ۲۱ آدم احمق از کارهای احمقانه لذّت می برد، امّا شخص دانا از راه راست منحرف نمی شود.

 ۲۲ نقشه ای که بدون مشورت کشیده شود، با شکست مواجه می گردد؛ امّا مشورت زیاد باعث موفّقیّت می شود.

 ۲۳ جواب درست لذّت بخش است و سخنی که به جا گفته شود چه نیکوست.

 ۲۴ راه مردم دانا به سوی حیات بالا می رود و آنها را از سقوط در دنیای مردگان باز می دارد.

 ۲۵ خداوند خانه مردم متکبّر را ویران می کند، امّا از دارایی بیوه زنان حفاظت می نماید.

 ۲۶ خداوند از نقشه های پلید متنفّر است، ولی افکار پاک را می پسندد.

 ۲۷ کسی که دنبال سود نامشروع می رود، به خانواده خود لطمه می زند؛ امّا کسی که از رشوه نفرت دارد، زندگی خوبی خواهد داشت.

 ۲۸ آدم خوب پیش از جواب دادن فکر می کند، امّا شخص بد زود جواب می دهد و مشکلات به بار می آورد.

 ۲۹ خداوند از مردم بدکار دور است، ولی دعای اشخاص نیک را می شنود.

 ۳۰ دیدن روی شاد و خندان و شنیدن خبر خوش به انسان خوشی و سلامتی می بخشد.

 ۳۱ کسی که انتقادهای اصلاح کننده را قبول کند، داناست.

 ۳۲ کسی که تأدیب را نپذیرد، خود را حقیر می سازد؛ ولی هر که آن را بپذیرد، دانایی کسب می کند.

 ۳۳ خدا ترسی به انسان حکمت می آموزد و فروتنی برای او عزّت و احترام به بار می آورد.

 

انجیل یوحنا باب ۱۵

  تاک حقیقی

 ۱ « من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است.

 ۲ هر شاخه ای را که در من ثمر نیاورد میبرد و هر شاخه ای که ثمر بیاورد آنرا پاک می سازد تا میوۀ بیشتری ببار آورد.

 ۳ شما با سخنانی که به شما گفتم پاک شده اید.

 ۴ در من بمانید و من در شما. همانطور که هیچ شاخه ای نمی تواند بخودی خود میوه دهد مگر آنکه در تاک بماند، شما نیز نمی توانید ثمر بیاورید مگر آنکه در من بمانید.

 ۵ « من تاک هستم و شما شاخه های آن هستید. هر که در من بماند و من در او، میوه بسیار می آورد چون شما نمی توانید جدا از من کاری انجام دهید.

 ۶ اگر کسی در من نماند مانند شاخه ای بدور افکنده می شود و خشک می گردد. مردم شاخه های خشکیده را جمع می کنند و در آتش میریزند و می سوزانند.

 ۷ اگر در من بمانید و سخنان من در شما بماند هر چه می خواهید بطلبید که حاجت شما برآورده می شود.

 ۸ جلال پدر من در این است که شما میوه فراوان بیاورید و به این طریق شاگردان من خواهید بود.

 ۹ همانطور که پدر مرا دوست داشته است من هم شما را دوست داشته ام. در محبت من بمانید.

 ۱۰ اگر مطابق احکام من عمل کنید در محبت من خواهید ماند، همانطور که من احکام پدر را اطاعت نموده ام و در محبت او ساکن هستم.

 ۱۱ « این چیزها را به شما گفته ام تا شادی من درشما باشد و شادی شما کامل گردد.

 ۱۲ حکم من این است که یکدیگر را دوست بدارید، همانطور که من شما را دوست داشتم.

 ۱۳ محبتی بزرگتر از این نیست که کسی جان خود را فدای دوستان خود کند.

 ۱۴ شما دوستان من هستید اگر احکام مرا انجام دهید.

 ۱۵ دیگر شما را بنده نمی خوانم زیرا بنده نمی داند اربابش چه می کند. من شما را دوستان خود خوانده ام زیرا هر چه را از پدر خود شنیدم برای شما شرح دادم.

 ۱۶ شما مرا برنگزیده اید بلکه من شما را برگزیده ام و مامور کردم که بروید و میوه بیاورید ــ میوه ای که دائمی باشد تا هر چه بنام من از پدر بخواهید به شما عطا نماید.

 ۱۷ حکم من برای شما این است که یکدیگر را دوست بدارید.»

  نفرت جهان

 ۱۸ « اگر جهان از شما نفرت دارد بدانید که قبل از شما از من نفرت داشته است.

 ۱۹ اگر شما متعلق به این جهان بودید جهان متعلقان خود را دوست می داشت، اما چون شما از این جهان نیستید و من شما را از جهان برگزیده ام،به این سبب جهان از شما نفرت دارد.

 ۲۰ آنچه را گفتم به خاطر بسپارید: غلام از ارباب خود بزرگتر نیست. اگر به من آزار رسانیدند به شما نیز آزار خواهند رسانید و اگر از تعالیم من پیروی کردنداز تعالیم شما نیز پیروی خواهند نمود.

 ۲۱ چون شما به من تعلق دارید آنها با شما چنین رفتاری خواهند داشت زیرا فرستندۀ مرا نمی شناسند.

 ۲۲ اگر من نمی آمدم و با آنها سخن نمی گفتم آنها تقصیری نمی داشتند، ولی اکنون دیگر برای گناه خود عذری ندارند.

 ۲۳ کسی که از من متنفر باشد از پدر من نیز نفرت دارد.

 ۲۴ اگر در میان آنان کارهائی را که هیچ شخص دیگر قادر به انجام آنها نیست انجام نداده بودم مقصر نمی بودند ولی آنها آن کارها را دیده اند ولی با وجود این، هم از من و هم از پدر من نفرت دارند.

 ۲۵ و به این ترتیب تورات آنها که می گوید:« بی جهت از من متنفرند» تحقق می یابد.

 ۲۶ اما وقتی پشتیبان شما که او را از جانب پدر نزد شما می فرستم بیاید یعنی روح راستی که از پدر صادر می گردد، او در بارۀ من شهادت خواهد داد

 ۲۷ و شما نیز شاهدان من خواهید بود زیرا از ابتدا با من بوده اید.»

Go to top