برنامه مطالعه کتاب مقدس

خروج فصل 27 امثال فصل 9 یوحنا فصل 9

خروج باب ۲۷

قربانگاه

۱ «قربانگاهی از چوب اقاقیا به طول دو متر و بیست سانتیمتر و عرض دو متر و بیست سانتیمتر -‌به شکل مربّع و به ارتفاع سه متر و ده ‌سانتیمتر بساز.

۲ چهار برجستگی به شکل شاخه در چهار گوشه آن بساز. این برجستگی ها و قربانگاه باید از یک قطعه چوب ساخته شود و با روکشی از برنز پوشیده شود.

۳ خاک اندازها برای برداشتن خاکسترهای چوب و همچنین بیلچه ها، کاسه ها، چنگک ها و انبرها برای آن بساز. تمام این وسایل باید از برنز ساخته ‌شود.

۴ برایش آتشد‌انی مشبک بساز و چهار حلقه برنزی برای حمل آن در گوشه هایش نصب کن.

۵ این آتشدان را در زیر لبه قربانگاه قرار بده، به طوری که در نیمه فوقانی قربانگاه قرار بگیرد.

۶ میله هایی از چوب اقاقیا برای حمل آن بساز و آنها را با روکشی از برنز بپوشان.

۷ موقع حمل قربانگاه این میله ها را از داخل حلقه ها بگذران.

۸ قربانگاه را از تخته به صورت یک جعبه، مطابق نمونه ای که در روی کوه به تو نشان دادم بساز.

صحن خیمة مقدس

۹ «صحنی برای خیمه مقدّس من بساز. پرده های قسمت جنوبی آن از کتان خوش بافت و به طول چهل و چهار متر باشد.

۱۰ این پرده ها به وسیله بیست ستون برنزی که در بیست پایه برنزی قرار دارد، با چنگک ها و میله های نقره ای نگه داشته می شود.

۱۱ پرده های قسمت شمالی نیز باید به همان صورت ساخته شود.

۱۲ پرده های طرف مغرب، به طول بیست و دو ‌متر با ده ستون و ده پایه باشد.

۱۳ عرض صحن بیست و دو متر و به طرف طلوع خورشید باشد.

۱۴ در هر طرف در ورودی خیمه،

۱۵ یک پرده شش متر و شصت سانتیمتری با سه ستون و سه پایه قرار بگیرد.

۱۶ برای دروازه صحن، یک پرده به طول نُه متر از کتان تابیده خوش بافت، قلابدوزی شده پشمی ‌به رنگهای ارغوانی، بنفش و قرمز، که به وسیله چهار ستون و چهار پایه نگه داشته می شود، درست کن.

۱۷ تمام ستونهای اطراف صحن باید به وسیله پشت بندهای نقره ای به هم متّصل گردند و چنگک های آنها از نقره و پایه های آنها از برنز باشد.

۱۸ درازای صحن چهل و چهار متر، پهنای آن بیست و دو ‌متر و ارتفاع آن دو متر و بیست سانتیمتر باشد. پرده ها از کتان تابیده شده و ستونها از برنز ساخته شوند.

۱۹ تمام وسایلی که برای خیمه به کار می رود و تمام میخهای خیمه و میخهای پرده های آن باید از برنز ساخته شوند.

۲۰ «به بنی اسرائیل دستور بده که روغن زیتون خالص برای چراغها بیاورند تا چراغها همیشه روشن باشند.

۲۱ هارون و پسرانش، چراغدان را در خیمه مقدّس من، خارج از پرده ای که در مقابل صندوق پیمان است، بگذراند و آن را در حضور من از شب تا صبح روشن نگه دارند. این قانون باید برای همیشه، نسل بعد از نسل در بنی اسرائیل مراعات شود.

 

امثال سلیمان باب ۹

  حکمت و حماقت

 ۱ حکمت خانه ای برای خود ساخته و هفت ستون در آن برپا نموده است.

 ۲ حیوانی را برای مهمانی سر بریده، شراب را با ادویه جات مخلوط نموده و سفره خود را پهن کرده است.

 ۳ کنیزان خود را به مکانهای بلند شهر فرستاده است تا با صدای بلند فریاد کنند:

 ۴ ای کسانی که ساده لوح هستید و ای کسانی که عقل شما ناقص است،

 ۵ بیایید و از غذای من بخورید و از شرابی که با ادویه مخلوط نموده ام، بنوشید.

 ۶ نادانی را ترک کنید و با بینش زندگی نمایید.

 ۷ اگر آدم ایرادگیر و از خود راضی را سرزنش کنی، به خودت توهین خواهد شد. و هر که شخص شریری را تنبیه کند، به خودش صدمه خواهد زد.

 ۸ هرگز شخص خودخواه را سرزنش مکن، زیرا که او از تو نفرت خواهد کرد. امّا اگر شخص دانایی را سرزنش کنی، به تو علاقه مند خواهد شد.

 ۹ هرچه به شخص دانا بگویی، داناتر می شود و هرچه به شخص درستکار بگویی، دانش و دانایی او بیشتر خواهد شد.

 ۱۰ برای اینکه دانا شوی، ابتدا باید به خداوند احترام بگذاری. اگر آن قدّوس را بشناسی حکیم خواهی گردید.

 ۱۱ حکمت، عمر تو را طولانی می کند.

 ۱۲ اگر دانا هستی خودت منفعت خواهی برد و اگر حکمت را رد کنی، فقط خودت زیان خواهی کرد.

 ۱۳ حماقت، مانند زن بی حیا و نادانی است که خیلی زیاد و با صدایی بلند حرف می زند.

 ۱۴ او جلوی در خانه اش می نشیند و یا بر صندلی در بلندترین مکان شهر می نشیند.

 ۱۵ رهگذرانی را که در فکر کار خودشان هستند دعوت می کند.

 ۱۶ که ای مردم ساده لوح، به اینجا بیایید و به مردم نادان می گوید:

 ۱۷ «آبِ دزدی شیرین تر و نانی که در پنهانی خورده شود، خوشمزه تر است.»

 ۱۸ مردمی که فریب می خورند، نمی دانند که اگر به خانه آن زن بروند، زندگی خود را از دست می دهند و کسانی که به خانه او رفته اند، اکنون در قعر دنیای مردگان می باشند.

 

انجیل یوحنا باب ۹

  عیسی کور مادرزاد را شفا می دهد

 ۱ وقتی از محلی می گذشت، کور مادر زادی را دید.

 ۲ شاگردانش از او پرسیدند:« ای استاد، به علت گناه کی بود که این مرد، نابینا بدنیا آمد؟ خود او گناهکار بود یا والدینش؟»

 ۳ عیسی جواب داد:« نه از گناه خودش بود و نه از والدینش بلکه تا در وجود او کارهای خدا آشکار گردد.

 ۴ تا وقتی روز است باید کارهای فرستندۀ خود را بانجام برسانیم. وقتی شب می آید کسی نمی تواند کارکند.

 ۵ تا وقتی در جهان هستم نور جهانم.»

 ۶ وقتی این را گفت آب دهان به زمین انداخت و با آن گل ساخت و گل را به چشمان کور مالید

 ۷ و به او گفت:« برو و در حوض سیلوحا (یعنی فرستاده) چشمهای خود را بشوی.» پس رفت و شست و با چشمان باز برگشت.

 ۸ پس همسایگان و کسانیکه او را در وقتی که گدائی می کرد می شناختند گفتند:« آیا این همان شخصی نیست که می نشست و گدائی می کرد؟»

 ۹ بعضی گفتند:« این همان شخص است.» اما دیگران گفتند:« نه، این شخص به او شباهت دارد.» ولی او خودش گفت:« من همان شخص هستم.»

 ۱۰ از او پرسیدند:« پس چشمان تو چگونه باز شد؟»

 ۱۱ او در جواب گفت:« شخصی که اسمش عیسی است گل ساخت و به چشمان من مالید و به من گفت که به حوض سیلوحا بروم و بشویم. من هم رفتم و چشمهای خود را شستم و بینا شدم.»

 ۱۲ آنها پرسیدند:« آن شخص کجا است؟» پاسخ داد:« نمی دانم.»

  تحقیق فریسیان دربارۀ شفای کور مادرزاد

 ۱۳ آنها آن مرد را که قبلاً نابینا بود نزد فریسیان بردند،

 ۱۴ زیرا عیسی در روز سبت گل ساخته و چشمان او را باز کرده بود.

 ۱۵ در این وقت فریسیان از او پرسیدند که چگونه بینا شده است. آن مرد به آنان گفت:« او روی چشمانم گل مالید و من شستم و حالا می توانم بینم.»

 ۱۶ عده ای از فریسیان گفتند:« این شخص از جانب خدا نیست چون قانون سبت را رعایت نمی کند.» دیگران گفتند:« شخص گناهکار چگونه می تواند چنین معجزاتی بنماید. و در میان آنان دو دستگی بوجود آمد.

 ۱۷ آنها باز هم از آن شخص که نابینا بود پرسیدند:« نظر تو در بارۀ آن کسی که می گوئی چشمان تو را باز کرد چیست؟» او پاسخ داد:« او یک پیامبر است.»

 ۱۸ ولی یهودیان باور نمی کردند که آن مرد کور بوده و بینائی خود را باز یافته است تا اینکه والدین او را احضار کردند.

 ۱۹ از آنان پرسیدند:« آیا این مرد پسر شما است: آیا شهادت می دهید که کور به دنیا آمده است؟ پس چگونه اکنون می تواند ببیند؟»

 ۲۰ والدین آن شخص در جواب گفتند:« ما می دانیم که او فرزند ما میباشد و نابینا به دنیا آمده است.

 ۲۱ امانمی دانیم اکنون چگونه می تواند ببیند یا کی چشمان او را باز کرده است. از خودش بپرسید، او بالغ است و حرف خود را خواهد زد.»

 ۲۲ والدین او چون از یهودیان میترسیدند این طور جواب دادند، زیرا یهودیان قبلاً توافق کرده بودند که هر کس اقرار کند که عیسی، مسیح است او را از کنیسه اخراج نمایند.

 ۲۳ از این جهت والدین آن مرد گفتند:« از خودش بپرسید، او بالغ است.»

 ۲۴ پس برای بار دوم آن مرد را که قبلاً کور بود احضار کرده گفتند:« سوگند یاد کن که حقیقت را خواهی گفت. ما می دانیم که این شخص گناهکار است.»

 ۲۵ آن مرد پاسخ داد:« اینکه او گناهکار است یا نه من نمی دانم فقط یک چیز می دانم که کور بودم و اکنون میبینم.»

 ۲۶ آنها پرسیدند:« با تو چه کرد؟ چگونه چشمان تو را باز نمود؟»

 ۲۷ جواب داد:« من همین حالا بشما گفتم و گوش ندادید. چرا می خواهید دوباره بشنوید؟ آیا شما هم می خواهید شاگرد او بشوید؟»

 ۲۸ پس به او دشنام دادند و گفتند:« خودت شاگرد او هستی، ما شاگرد موسی هستیم.

 ۲۹ ما می دانیم که خدا با موسی سخن گفت ولی در مورداین شخص ما نمی دانیم که او از کجا آمده است.»

 ۳۰ آن مرد در جواب آنان گفت:« چیز عجیبی است که شما نمی دانید او از کجا آمده است در حالیکه چشما ن مرا باز کرده است.

 ۳۱ همه می دانیم که خدا دعای گناهکاران را نمیشنود ولی اگر کسی خداپرست باشد و ارادۀ خدا را بجا آورد، خدا دعاهای او را میشنود.

 ۳۲ از ابتدای پیدایش عالم شنیده نشده که کسی چشمان کور مادرزادی را باز کرده باشد.

 ۳۳ اگر این مرد از جانب خدا نیامده بود، نمی توانست کاری بکند.»

 ۳۴ به او گفتند:« تو که در گناه متولد شده ای، به ما تعلیم میدهی؟» و بعد او را از کنیسه بیرون انداختند.

  کوردلان

 ۳۵ وقتی عیسی شنید که او را از کنیسه بیرون کرده اند او را پیدا کرد و از او پرسید:« آیا به پسر انسان ایمان داری؟»

 ۳۶ آن مرد پاسخ داد:« ای آقا، کیست تا به او ایمان آورم؟»

 ۳۷ عیسی به او گفت:« تو او را دیده ای و او همان کسی است که اکنون با تو سخن می گوید.»

 ۳۸ او گفت:« خداوندا، ایمان دارم.» و در مقابل عیسی سجده کرد.

 ۳۹ عیسی سپس گفت:« من به خاطر داوری به این جهان آمده ام تا کوران بینا و بینایان کور شوند.»

 ۴۰ بعضی از فریسیان که در اطراف او بودند این سخنان را شنیدند و به او گفتند:« آیا مقصودت اینستنکه ما هم کور هستیم؟»

 ۴۱ عیسی به ایشان گفت:« اگر کور می بودید گناهی نمی داشتید، اما چون می گوئید بینا هستیم، بهمین دلیل هنوز در گناه هستید.

Go to top