برنامه مطالعه کتاب مقدس

خروج فصل 21 امثال فصل 3 یوحنا فصل 3

خروج باب ۲۱

طرز رفتار با غلامان

۱ «این احکام را به بنی اسرائیل بگو:

۲ اگر یک غلام عبرانی بخری، باید مدّت شش سال برای تو خدمت کند و در سال هفتم بدون پرداخت چیزی آزاد شود.

۳ اگر موقعی که غلام تو شد مجرّد بود، نباید موقع رفتن از نزد تو همسری با خود ببرد. امّا اگر موقعی که غلام تو شد، متاهل بود، می تواند همسرش را هم با خود ببرد.

۴ اگر ارباب او برایش زن گرفته و از آن زن صاحب پسران و دخترانی شده باشد، آن زن و فرزندان متعلّق به ارباب می باشند و آن غلام باید تنها از آنجا برود.

۵ امّا اگر آن غلام بگوید ارباب و زن و فرزندانم را دوست دارم و نمی خواهم آزاد بشوم،

۶ اربابش او را به محلی که عبادت می کنند ببرد و در آنجا در مقابل در یا چهارچوب، گوش او را با درفش سوراخ کند. در آن صورت آن غلام تا آخر عمرش متعلّق به آن ارباب خواهد بود.

۷ «اگر کسی دختر خود را به عنوان کنیز بفروشد، آن دختر مثل غلامان آزاد نشود.

۸ اگر کسی دختری را بخرد تا با او ازدواج کند ولی بعداً از او خوشش نیاید، آنگاه می باید به پدرش بازفروخته شود و ارباب او حق ندارد وی را به بیگانگان بفروشد. زیرا به او خیانت کرده است.

۹ اگر کسی کنیزی بخرد تا او را به پسرش بدهد، باید مطابق رسومی که برای دختران آزاد مرسوم است با او رفتار کند.

۱۰ اگر زن دیگری بگیرد باید همان غذا و لباس و معاشرتی را که قبلا با زن اول داشته حفظ کند.

۱۱ اگر این سه چیز را انجام ندهد، باید او را بدون قیمت آزاد کند.

قوانین دربارة کارهای خلاف

۱۲ «هرکس که کسی را بزند و او را بکشد، باید کشته شود.

۱۳ امّا اگر تصادفی بوده و او قصد کشتن او را نداشته، بلکه خواست خدا بوده است، جایی را معیّن می کنم که به آنجا فرار کند.

۱۴ ولی اگر کسی خشمگین شده به عمد شخص دیگری را بکشد، او باید کشته شود، حتّی اگر به قربانگاه من پناه ببرد.

۱۵ «کسی که پدر یا مادر خود را بزند باید کشته شود.

۱۶ «کسی که شخصی را بدزد تا بفروشد یا به عنوان غلام نزد خود نگه دارد، باید کشته شود.

۱۷ «کسی که پدر یا مادر خود را لعنت کند باید کشته شود.

۱۸ «اگر موقع دعوا، یکی از دو طرف، دیگری را با سنگ یا مشت بزند، به طوری که او نمیرد ولی بستری شود

۱۹ و بعد بتواند با عصا راه برود، کسی که او را زده بی گناه است. امّا باید غرامت بیکاری و مخارج معالجه او را بپردازد.

۲۰ «اگر کسی غلام یا کنیز خود را با عصا بزند به طوری که در همان وقت بمیرد باید مجازات شود.

۲۱ ولی اگر یکی دو روز بعد بمیرد، مجازات نشود؛ چون آن غلام یا کنیز جز دارایی او بوده و همین ضرر برای او کافی است.

۲۲ «اگر در موقع دعوا زن حامله ای را بزنند و او بچّه اش را بیندازد ولی صدمه دیگری به او وارد نشود، کسی که او را زده، باید جریمه ای را که شوهر آن زن معیّن می کند در مقابل قاضی بپردازد.

۲۳ امّا اگر صدمه دیگری وارد شود، در آن صورت جان به عوض جان،

۲۴ چشم به عوض چشم، دندان به عوض دندان، دست به عوض دست، پا به عوض پا،

۲۵ داغ به عوض داغ، زخم به عوض زخم و لطمه به عوض لطمه.

۲۶ «اگر کسی غلام یا کنیز خود را طوری بزند که چشمش از بین برود، او را در عوض چشمش آزاد کند.

۲۷ اگر دندان او را بشکند، او را در عوض دندانش آزاد کند.

مسئولیت مالکها

۲۸ «اگر گاو نری با شاخ خود مرد یا زنی را بکشد، آن گاو نر را سنگسار کنند و گوشتش را هم نخورند. امّا صاحبش مجازات نشود.

۲۹ امّا اگر آن گاو قبلا هم شاخ می زده و صاحبش می دانسته و با وجود این آن گاو را نگه داشته و آن گاو مرد یا زنی را کشته ‌است، گاو را سنگسار کنند و صاحبش را نیز بکشند.

۳۰ امّا اگر جریمه ای معیّن کنند، او باید جریمه را بپردازد و جان خود را خلاص کند.

۳۱ اگر گاو دختر یا پسری را بکشد همین قانون اجرا می شود.

۳۲ اگر گاو غلام یا کنیزی را بکشد، صاحبش باید سی تکه نقره به عنوان جریمه به صاحب غلام یا کنیز بپردازد و گاو را نیز سنگسار کنند.

۳۳ «اگر کسی روی چاهی را باز کند و یا چاهی بکند و روی آن را نپوشاند و گاو یا الاغی در آن چاه بیفتد،

۳۴ صاحب چاه باید یا عوض آن را بدهد یا جریمه اش را بپردازد و لاشه حیوان را برای خودش بردارد.

۳۵ اگر گاو کسی، گاو همسایه را بزند و آن گاو بمیرد، گاو زنده را بفروشند و قیمت آن را با هم تقسیم کنند و لاشه گاو مرده را نیز بین خود تقسیم نمایند.

۳۶ امّا اگر معلوم شود که آن گاو قبلا شاخ می زده و صاحبش او را محافظت نکرده است، باید گاو زنده را به عوض گاو بدهد و لاشه گاو مرده را برای خود بردارد.

 

امثال سلیمان باب ۳

  نصیحت به جوانان

 ۱ ای فرزند من، هرچه به تو یاد می دهم فراموش مکن و آنچه را به تو می گویم به خاطر بسپار.

 ۲ تعالیم من، کامیابی و عمر دراز به تو می بخشد.

 ۳ هرگز صداقت و وفاداری را از خود دور مکن، آنها را به گردنت ببند و بر قلبت بنویس.

 ۴ اگر چنین کنی، خدا و مردم از تو راضی خواهند شد.

 ۵ با دل و جان بر خداوند توکّل کن. بر عقل خود تکیه مکن.

 ۶ در تمام کارهایت خداوند را به خاطر داشته باش. او راه راست را به تو نشان خواهد داد.

 ۷ خیال نکن که خیلی عاقل هستی. از خدا بترس و از بدی دوری کن.

 ۸ اگر چنین کنی، مانند داروی شفا بخش، به تو سلامتی و قوّت می بخشد.

 ۹ خداوند را احترام نما و از دارایی خود و از نوبر محصول زمین خود قسمتی را به او تقدیم کن.

 ۱۰ اگر چنین کنی انبارهایت پر از نعمت و خمره هایت پر از شیره انگور خواهد شد.

 ۱۱ ای فرزند من وقتی خداوند تو را تنبیه می کند، خوب توجّه کن و وقتی تو را سرزنش می کند، دلگیر نشو.

 ۱۲ چون خداوند کسانی را که دوست دارد، تربیت می نماید؛ مانند والدینی که فرزند عزیز خود را تربیت می کنند.

 ۱۳ خوشا به حال کسی که حکمت و دانایی پیدا می کند.

 ۱۴ زیرا ارزش آن از طلا و نقره بیشتر است.

 ۱۵ حکمت از جواهرات گرانبهاتر و از هرچه آرزو کنی باارزشتر است.

 ۱۶ حکمت به تو عمر دراز و ثروت و احترام می بخشد.

 ۱۷ حکمت در زندگی تو را کامیاب کرده و به راه امنیّت و شادمانی هدایت می کند.

 ۱۸ کسانی که حکیم می شوند، شادمان خواهند بود. جان و حیات را خدا می بخشد.

 ۱۹ خداوند زمین با از روی حکمت خود آفرید، و آسمانها را با دانایی خود بنیان نهاد.

 ۲۰ عقل او رودخانه ها را روان نمود، و باران را از ابرها بر زمین بارانید.

 ۲۱ ای فرزند من، دانایی و فهم خود را حفظ کن و نگذار از تو دور شوند.

 ۲۲ اینها به تو زندگی می بخشند و آن را پر از خوشی می کنند.

 ۲۳ آنگاه به سلامتی، راه خود را طی می ‌کنی و شکست نمی خوری.

 ۲۴ بدون ترس می خوابی و تمام شب به راحتی استراحت می ‌کنی.

 ۲۵ از بلاهای ناگهانی -‌مثل آنچه که توفان بر سر شریران می آورد- نخواهی ترسید.

 ۲۶ خداوند از تو محافظت می کند و نمی گذارد که در دام گرفتار شوی.

 ۲۷ هرگاه که از دستت برمی آید، از احسان کردن به محتاجان کوتاهی مکن.

 ۲۸ اگر می توانی اکنون به همسایه ات کمک کنی، به او نگو برو و فردا بیا.

 ۲۹ در مورد همسایه ات که نزدیک تو زندگی می کند و به تو اعتماد دارد، قصد بدی مکن.

 ۳۰ با کسی که به تو بدی نکرده است، بی سبب جدل مکن.

 ۳۱ به مردمان زورگو حسادت نورز و از آنها تقلید مکن.

 ۳۲ چون خداوند از مردم ظالم متنفّر است، امّا درستکاران از اسرار الهی آگاهند.

 ۳۳ لعنت خداوند بر خانه شریران است امّا خانه عادلان را برکت می دهد.

 ۳۴ خداوند به مردم از خود راضی توجّهی ندارد امّا فروتنان را سرافراز می نماید.

 ۳۵ خردمندان عزّت و جلال به ‌دست می آورند، امّا نادانان رسوایی خود را بیشتر خواهند کرد.

 

انجیل یوحنا باب ۳

  عیسی و نیقودیموس

 ۱ یک نفر از فریسیان به نام نیقودیموس که از بزرگان قوم یهود بود،

 ۲ یک شب نزد عیسی آمد و به او گفت:« ای استاد، ما می دانیم تو معلمی هستی که از طرف خدا آمده ای زیرا هیچکس نمی تواند معجزاتی را که تو می کنی انجام دهد مگر آنکه خدا با او باشد.»

 ۳ عیسی پاسخ داد:« یقین بدان تا شخص از نو تولد نیابد نمی تواند پادشاهی خدا را ببیند.»

 ۴ نیقودیموس گفت:« چطور ممکن است شخص سالخورده ای از نو متولد شود؟ آیا می تواند باز به رحم مادر خود برگردد و دوباره تولد یابد؟»

 ۵ عیسی پاسخ داد: « یقین بدان که هیچکس نمی تواند به پادشاهی خدا وارد شود مگر آنکه از آب و روح تولد یابد.

 ۶ آنچه از جسم تولد بیابد جسم است و آنچه از روح متولد گردد روح است.

 ۷ تعجب نکن که به تو می گویم همه باید دوباره متولد شوند.

 ۸ باد هر جا که بخواهد می وزد. صدای آن را می شنوی اما نمی دانی از کجا می آید یا به کجا می رود. حالت کسی هم که از روح خدا متولد می شود همین طور است.»

 ۹ نیقودیموس در جواب گفت:« این چطور ممکن است؟»

 ۱۰ عیسی گفت:« آیا تو که یک معلم بزرگ اسرائیل هستی این چیزها را نمی دانی؟

 ۱۱ یقین بدان که ما از آنچه می دانیم سخن می گوئیم و به آنچه دیده ایم شهادت می دهیم، ولی شما شهادت ما را قبول نمی کنید.

 ۱۲ وقتی در بارۀ امور زمینی سخن می گویم و آنرا باور نمی کنید، اگر در بارۀ امور آسمانی سخن بگویم چگونه باور خواهید کرد؟

 ۱۳ کسی هرگز به آسمان بالا نرفت مگر آنکس که از آسمان پائین آمد، یعنی پسر انسان که جایش در آسمان است.

 ۱۴ همانطوریکه موسی در بیابان مار برنجی را بر بالای تیری قرار داد، پسر انسان هم باید بالا برده شود

 ۱۵ تا هر کس به او ایمان بیآورد صاحب حیات جاودان گردد.

 ۱۶ زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود

 ۱۷ زیرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد که جهانیان را محکوم نماید بلکه تا آنان را نجات بخشد.

 ۱۸ هر کس به او ایمان بیآورد محکوم نمی شود اما کسی که به او ایمان نیاورد در محکومیت باقی می ماند، زیرا به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده است.

 ۱۹ حکم محکومیت این است که نور به جهان آمد ولی مردم به علت اعمال شرارت آمیز خود تاریکی را بر نور ترجیح دادند،

 ۲۰ زیرا کسی که مرتکب کارهای بد می شود از نور متنفر است و از آن دوری می جوید مبادا اعمالش مورد ملامت واقع شود.

 ۲۱ اما شخص نیکوکار به سوی نور می آید تا روشن شود که اعمالش در اتحاد با خدا انجام شده است .»

  عیسی و یحیی

 ۲۲ بعد از آن عیسی با شاگردان خود به سرزمین یهودیه رفت و در آنجا مدتی با آنها مانده تعمید می داد.

 ۲۳ یحیی نیز در عینون، نزدیک سالیم، به تعمید دادن مشغول بود.در آن ناحیه آب فراوان بود و مردم برای گرفتن تعمید می آمدند،

 ۲۴ زیرا یحیی هنوز به زندان نیفتاده بود.

 ۲۵ بین شاگردان یحیی و یکنفر یهودی مباحثه ای در مورد مسئلۀ طهارت در گرفت.

 ۲۶ پس آنها نزد یحیی آمده به او گفتند:« ای استاد، آن کسی که در آن طرف اردن با تو بود و تو در بارۀ او شهادت دادی، در اینجا به تعمید دادن مشغول است و همه پیش او می روند.»

 ۲۷ یحیی در پاسخ گفت:« انسان نمی تواند چیزی جز آنچه خدا به او میبخشد بدستت آورد.

 ۲۸ شما خود شاهد هستید که من گفتم مسیح نیستم بلکه پیشاپیش او فرستاده شده ام.

 ۲۹ عروس به داماد تعلق دارد. دوست داماد، که در کناری ایستاده و صدای داماد را می شنود، لذت می برد. شادی من هم همینطور کامل شده است.

 ۳۰ او باید پیشرفت کند در حالیکه من عقب می روم.»

  کسی که از آسمان می آید

 ۳۱ کسی که از بالا می آید مافوق همه است و کسی متعلق به این دنیای خاکی باشد آدمی است زمینی و در بارۀ امور دنیوی سخن می گوید. آن کسی که از آسمان می آید از همه بالاتر است

 ۳۲ و به آنچه دیده و شنیده است شهادت میدهد اما هیچکس شهادت او را قبول نمی کند.

 ۳۳ هر که شهادت او را بپذیرد صداقت و راستی خدا را تصدیق کرده است.

 ۳۴ کسی که از طرف خدا فرستاده شده است کلام خدا را بیان می کند زیرا خدا روح خود را بی حد و حصر به او عطا میفرماید.

 ۳۵ پدر پسر را محبت می کند و همه چیز را به او سپرده است.

 ۳۶ آن کسی که به پسر ایمان بیاورد حیات جاودان دارد اما کسی که از پسر اطاعت نکند حیات را نخواهد دید بلکه همیشه مورد غضب خدا خواهد بود.

Go to top