برنامه مطالعه کتاب مقدس

خروج فصل 20 امثال فصل 2 یوحنا فصل 2

خروج باب ۲۰

ده حکم

۱ خدا، این سخنان را فرمود:

۲ «من، خداوند هستم که شما را از سرزمین مصر، که در آن برده بودید، بیرون آوردم.

۳ «خدای دیگری را غیراز من پرستش نکن.

۴ «هیچ مجسمه و یا هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان و یا پایین در زمین و یا در آبهای زیر زمین است، برای خود مساز.

۵ در مقابل هیچ بتی سجده مکن و آن را پرستش منما، زیرا من خداوند، که خدای تو هستم هیچ رقیبی را تحمّل نمی کنم و انتقام گناه کسانی را که از من متنفّرند تا نسل سوم و چهارم از فرزندانشان می گیرم.

۶ امّا من محبّت پایدار خود را تا هزاران نسل به کسانی که مرا دوست دارند، نشان خواهم داد.

۷ «نام مرا برای مقاصد شریرانه بر زبان میاور، زیرا من، خداوند خدای شما، هرکس که نام مرا بیهوده بر زبان بیاورد مجازات خواهم کرد.

۸ «سبت را به خاطر داشته باش و آن را مقدّس بشمار.

۹ شش روز کار کن و تمام کارهایت را انجام بده.

۱۰ ولی روز هفتم، روز استراحت و مخصوص خداوند است. در آن روز هیچ کس کار نکند. نه خودت، نه فرزندانت، نه غلامت، نه کنیزت، نه حیواناتت و نه غریبی که نزد توست.

۱۱ من، خداوند، در شش روز زمین و آسمان و دریا و هرچه در آنهاست را ساختم و در روز هفتم استراحت کردم. به همین دلیل است که من، خداوند، سبت را متبارک ساختم و آن را تقدیس نمودم.

۱۲ «پدر و مادر خود را احترام کن تا عمر تو در سرزمینی که به تو می دهم طولانی شود.

۱۳ «قتل نکن.

۱۴ «زنا نکن.

۱۵ «دزدی نکن.

۱۶ «علیه همسایه خود شهادت دروغ مده.

۱۷ «به خانه همسایه خود طمع مکن. به زنش، غلامش، کنیزش، گاوش، الاغش و هر چیزی که مال همسایه ‌ات می باشد طمع نداشته باش.»

ترس مردم

۱۸ وقتی مردم رعد و برق و صدای شیپور و دودی را که در کوه بود، دیدند، از ترس لرزیدند و در فاصله دور ایستادند.

۱۹ و به موسی گفتند: «تو با ما صحبت کن و ما گوش می دهیم ولی خدا با ما صحبت نکند، مبادا بمیریم.»

۲۰ موسی گفت: «نترسید. خدا آمده است تا فقط شما را امتحان کند تا از او بترسید و گناه نکنید.»

۲۱ امّا مردم در فاصله دورتر ایستادند و فقط موسی به نزدیک ابر غلیظ، جایی که خدا بود، رفت.

قانون قربانگاه

۲۲ خداوند به موسی دستور داد که به بنی اسرائیل بگوید: «شما دیدید، من که خداوند هستم چگونه از آسمان با شما صحبت کردم.

۲۳ از نقره یا طلا برای خود خدایان درست نکنید تا آنها را علاوه بر من پرستش نمایید.

۲۴ قربانگاهی از خاک برای من بسازید و گوسفند یا بُز یا گاوی که برای قربانی سلامتی می گذرانی و همچنین قربانی سوختنی خود را روی آن بگذرانید. در هر جایی که مقرّر کنم که شما در آنجا مرا عبادت کنید، به نزد شما خواهم آمد و شما را برکت خواهم داد.

۲۵ اگر قربانگاهی از سنگ برای من درست می کنی آن را با سنگ های تراشیده شده درست نکن. زیرا اگر ابزار خود را در آن به کار ببری آن را بی حرمت می سازی.

۲۶ در قربانگاهی که برای من می سازی پلّه نساز، زیرا هنگامی که از آن بالا می روی قسمت برهنه بدن تو نمایان می شود.

 

امثال سلیمان باب ۲

  پاداش حکمت

 ۱ ای پسر من، هرچه به تو تعلیم می دهم یاد بگیر و آنچه به تو دستور می دهم، فراموش مکن.

 ۲ به سخنان حکیمانه گوش بده و کوشش کن تا آنها را یاد بگیری.

 ۳ بینش را طلب نما و دانایی را جستجو کن.

 ۴ همان طور که برای به ‌دست آوردن پول و پیدا کردن گنج زحمت می کشی، برای تحصیل حکمت تلاش نما.

 ۵ اگر چنین کنی، معنی ترس از خداوند را می فهمی و در شناختن خدا موفّق می شوی.

 ۶ خداوند بخشنده حکمت است و عقل و دانایی از جانب اوست.

 ۷ او نیکوکاران را پیروزی می بخشد و از آنها پشتیبانی می کند.

 ۸ او کسانی را که با دیگران با عدل و انصاف رفتار می کنند، محافظت ‌نموده و از کسانی که خود را وقف او نموده اند، حمایت می کند.

 ۹ اگر به من گوش بدهی، راستی و عدالت و انصاف را خواهی شناخت و راه زندگی را پیدا خواهی کرد.

 ۱۰ شخص حکیمی می شوی و از عقل خود شادمان می گردی.

 ۱۱ عقل و دانایی تو، از تو محافظت خواهد کرد

 ۱۲ و تو را از دست شریر و آنهایی که می خواهند با سخنان خود تو را فریب بدهند، نجات خواهد داد؛

 ۱۳ یعنی کسانی که راه راست را ترک می کنند تا در ظلمت گناه زندگی نمایند.

 ۱۴ از کارهای زشت خود خوشحالند و از دروغهای شرارت آمیز خود لذّت می برند.

 ۱۵ این افراد ناپایدارند و راه کج را در پیش گرفته اند.

 ۱۶ حکمت، تو را از زنا و سخنان فریبنده زنان بدکاره محافظت می کند.

 ۱۷ زنانی که به شوهران خود خیانت کرده و پیمان مقدّس خود را فراموش نموده اند.

 ۱۸ اگر به خانه آنها داخل شوی، به جاده مرگ قدم گذاشته ای. رفتن به آنجا، وارد شدن به دنیای مردگان است.

 ۱۹ کسانی که نزد چنین زنانی می روند، هیچ وقت باز نمی گردند و هرگز به راه حیات بازگشت نمی کنند.

 ۲۰ بنا بر این، باید از مردم نیکوکار پیروی کنی و زندگی مردم عادل را انتخاب نمایی.

 ۲۱ مردم نیک و کامل، در این زمین باقی خواهند ماند.

 ۲۲ امّا مردمان شریر نابود خواهند گردید. ریشه خیانت کاران از زمین کنده خواهد شد.

 

انجیل یوحنا باب ۲

  عروسی در قانای جلیل

 ۱ دو روز بعد، در قانای جلیل جشن عروسی بر پا بود و مادر عیسی در آنجا حضور داشت.

 ۲ عیسی و شاگردانش نیز به عروسی دعوت شده بودند.

 ۳ وقتی شراب تمام شد مادر عیسی به او گفت: « آنها دیگر شراب ندارند.»

 ۴ عیسی پاسخ داد:« این به من مربوط است با به تو؟ وقت من هنوز نرسیده است.»

 ۵ مادرش به نوکران گفت:« هر چه به شما بگوید انجام دهید.»

 ۶ در آنجا شش خمرۀ سنگی وجود داشت که هر یک در حدود هشتاد لیتر گنجایش داشت و برای انجام مراسم تطهیر یهود به کار می رفت.

 ۷ عیسی به نوکران گفت:« خمره ها را از آب پر کنید» آنها را لبالب پر کردند.

 ۸ آنگاه عیسی گفت:« اکنون کمی از آنرا نزد رئیس مجلس ببرید.» و آنها چنین کردند.

 ۹ رئیس مجلس که نمی دانست آنرا از کجا آورده بودند، آبی را که به شراب تبدیل شده بود چشید، اما خدمتکارانی که آب را از چاه کشیده بودند از جریان اطلاع داشتند. پس رئیس مجلس داماد را صدا کرد

 ۱۰ و به او گفت:« همه، بهترین شراب را اول به مهمانان میدهند و وقتی سرشان گرم شد آن وقت شراب پست تر را می آورند اما تو بهترین شراب را تا این ساعت نگاه داشته ای!»

 ۱۱ این معجزه، که در قانای جلیل انجام شد، اولین معجزۀ عیسی بود و او بوسیلۀ آن جلال خود را ظاهر کرد و شاگردانش به او ایمان آوردند.

 ۱۲ بعد از آن عیسی همراه مادر، برادران و شاگردان خود به کفر ناحوم رفت و چند روزی در آنجا ماندند.

  عیسی به معبد بزرگ می رود

 ۱۳ چون عید فصح یهود نزدیک بود عیسی به اورشلیم رفت.

 ۱۴ در معبد، اشخاصی را دید که به فروش گاو و گوسفند و کبوتر مشغولند، و صرافان هم در پشت میزهای خود نشسته اند.

 ۱۵ پس با طناب شلاقی ساخت و همۀ آنان را با گوسفندان و گاوان از معبد بیرون راند و سکه های صرافان را دور ریخت و میزهای آنها را واژگون ساخت.

 ۱۶ آنگاه به کبوتر فروشان گفت:« اینها را از اینجا بیرون ببرید. خانۀ پدر مرا به بازار تبدیل نکنید.»

 ۱۷ شاگردان عیسی به خاطر آوردند که کتاب مقدس می فرماید:« آتش اشتیاق نسبت به خانۀ تو در من شعله ور است.»

 ۱۸ پس یهودیان از او پرسیدند:« چه معجزه ای می کنی که نشان بدهد حق داری این کارها را انجام دهی؟»

 ۱۹ عیسی در پاسخ گفت:« این خانۀ خدا را ویران کنید و من آنرا در سه روز برپا خواهم کرد.»

 ۲۰ یهودیان گفتند:« ساختن این معبد چهل و شش سال طول کشیده است. تو چطور می توانی آنرا در سه روز بنا کنی؟»

 ۲۱ اما معبدی که عیسی از آن سخن می گفت بدن خودش بود.

 ۲۲ پس از رستاخیز او از مردگان، شاگردانش به یاد آوردند که این را گفته بود و به کتاب مقدس و سخنان عیسی ایمان آوردند.

  عیسی همه را می شناسد

 ۲۳ در آن روزها که عیسی برای عید فصح در اورشلیم بود اشخاص بسیاری که معجزات او را دیدند، به او گرویدند

 ۲۴ اما عیسی به آنان اعتماد نکرد، چون همه را خوب می شناخت

 ۲۵ و لازم نبود کسی در بارۀ انسان چیزی به او بگوید زیرا او به خوبی می دانست که در درون انسان چیست.

Go to top