برنامه مطالعه کتاب مقدس

خروج فصل 15 مزمور فصل 137-138-139 لوقا فصل 21

خروج باب ۱۵

سرود موسی

۱ موسی و بنی اسرائیل این سرود را برای خداوند سراییدند: «خداوند را می سرایم، چون او با شکوه و جلال پیروز شده است. او اسبها و سوارانش را به دریا انداخت

۲ خداوند قدرت من و سرود من است. اوست که مرا نجات داده است او خدای من است، او را سپاس خواهم گفت خدای پدر من است، بزرگی او را خواهم سرایید.

۳ خداوند مرد جنگی است. نام او خداوند است

۴ «ارّابه ها و لشکر فرعون را به دریا انداخت. بهترین سرداران مصر را به دریای سرخ انداخت

۵ دریای عمیق آنها را پوشانید و آنها مثل سنگ به ته دریا رفتند

۶ «دست راست تو، ای خداوند، با قدرت سرافراز گردید و دشمن را تکه تکه کرد

۷ با کثرت جلال خود، دشمنانت را نابود کردی. خشم خود را فرستادی و آنها را مثل خاشاک سوزاندی

۸ به دریا دمیدی و آبها بالا آمدند و مثل دیوار ایستادند و اعماق دریا منجمد گردید.

۹ دشمن گفت: آنها را تعقیب می کنم و می گیرم. دارایی آنها را تقسیم می کنم و هرچه می خواهم برمی دارم. شمشیر خود را می کشم و با دست خود همه آنان را نابود می کنم.

۱۰ ولی یک نسیم از طرف تو آمد و مصریان را در دریا غرق کرد. و مثل سرب به ته دریا رفتند.

۱۱ «ای خداوند، کدام یک از خدایان مثل تو هستند؟ کیست مانند تو عجیب در قدّوسیّت؟ و چه کسی می تواند مانند تو معجزات و کارهای عجیب بکند؟

۱۲ تو دست راست خود را دراز کردی و زمین، دشمنان ما را فرو برد.

۱۳ از روی محبّت پایدار خود، قومی ‌را که نجات دادی، رهبری نمودی و در قدرت خود ایشان را به سوی مسکن مقدّس خود هدایت کردی.

۱۴ امّتها شنیدند و نگران شدند. فلسطینی ها از ترس به لرزه افتادند.

۱۵ و رهبران اَدوم متحیّر شدند. قدرتمندان موآب بر خود لرزیدند. و مردم کنعان برافروخته شدند.

۱۶ ترس و وحشت آنها را فراگرفت. آنها قدرت تو را دیدند، و از ترس بی حرکت ماندند. تا اینکه قوم تو، قومی ‌که تو ای خداوند از بردگی آزاد کردی، عبور کنند.

۱۷ تو ایشان را خواهی آورد و در کوه خود غرس خواهی کرد در مکانی که تو ای خداوند برای خود انتخاب کرده ای. یعنی در مکان مقدّسی که خودت آن را بنا نموده ای.

۱۸ تو ای خداوند تا به ابد پادشاهی خواهی کرد.»

سرود مریم

۱۹ بنی اسرائیل در میان دریا از روی زمین خشک عبور کردند، امّا وقتی ارّابه های مصریان با اسبان و سوارانشان به دریا رفتند، خداوند آبها را بازگردانید و آنها را غرق کرد.

۲۰ مریم، که نبیّه و خواهر هارون بود دف خود را برداشت و تمام زنها به دنبال او دفهای خود را برداشته رقص‌کنان بیرون آمدند.

۲۱ مریم این سرود را برای آنها خواند: «برای خداوند بسرایید زیرا که با جلال پیروز شده است. او اسبها و سوارانش را به دریا انداخت.»

آب تلخ

۲۲ سپس موسی بنی اسرائیل را از دریای سرخ حرکت داد و به صحرای شور برد. آنها مدّت سه روز در بیابان حرکت کردند ولی آب پیدا نکردند.

۲۳ پس از آن به ماره رسیدند ولی آب آنجا به قدری تلخ بود که نمی توانستند از آن بنوشند. به همین دلیل بود که آنجا ماره نامیده شده بود.

۲۴ پس مردم نزد موسی شکایت کردند و گفتند: «چه باید بنوشیم؟»

۲۵ موسی نزد خداوند دعا کرد و التماس نمود و خداوند قطعه چوبی به او نشان داد. او آن را برداشت و به آب انداخت و آب شیرین شد. در آنجا خداوند قانونی برای آنها معیّن نمود تا مطابق آن زندگی کنند و آنها را در آنجا امتحان کرد.

۲۶ خداوند فرمود: «اگر از من اطاعت کنید و هرچه را که در نظر من درست است بجا بیاورید و اوامر مرا نگاه دارید، من شما را با هیچ یک از مرضهایی که بر مصریان فرستادم، مجازات نخواهم کرد. من، خداوند هستم. همان کسی که شما را شفا می دهد.»

۲۷ روز بعد به ایلیم آمدند. در آنجا دوازده چشمه آب و هفتاد درخت خرما بود. آنها در آنجا در کنار آب اردو زدند.

 

مزامیر باب ۱۳۷

  سوگنامه بنی اسرائیل در غربت

 ۱ در کنار رودخانه های بابل نشستیم و به یاد صهیون گریه کردیم.

 ۲ آلات موسیقی خود را بر شاخه های درختان بید آویختیم.

 ۳ زیرا کسانی که ما را به اسارت برده بودند، از ما خواستند تا برایشان یکی از سرودهای صهیون را بخوانیم و آنها را سرگرم کنیم.

 ۴ امّا چگونه می توانستیم سرود خداوند را در دیار بیگانه بسراییم؟

 ۵ ای اورشلیم، اگر تو را فراموش کنم، دست راستم خشک گردد تا دیگر نتوانم چنگ بنوازم.

 ۶ اگر تو را ای اورشلیم، به یاد نیاورم و تو را بر همه شادی ها ترجیح ندهم، زبانم به کامم بچسبد و لال شوم.

 ۷ خداوندا، به یادآور، روزی را که اَدومیان اورشلیم را تسخیر کردند و فریاد می زدند: «آن را با خاک یکسان کنید.»

 ۸ ای بابل، تو ویران خواهی شد. خوشا به حال کسی که آن چه تو بر سر ما آوردی، بر سر خودت بیاورد.

 ۹ خوشا به حال کسی که کودکان تو را بگیرد و آنها را به صخره ها بکوبد.

مزامیر باب ۱۳۸

  دعا برای شکرگزاری

 ۱ خداوندا، از صمیم قلب تو را ستایش می کنم، در حضور خدایان برای تو سرود شکرگزاری می خوانم.

 ۲ سر تعظیم به درگاه مقدّس تو فرود می آورم و نام تو را به خاطر محبّت پایدار و وفاداری تو ستایش می کنم.چون نام تو و فرمایشات تو از هر چیز بالاتر است.

 ۳ هنگامی که دعا کردم، دعایم را مستجاب کردی و با قدرت خود مرا تقویت نمودی.

 ۴ خداوندا، همه پادشاهان جهان تو را ستایش خواهند نمود، زیرا کلام تو را شنیده اند.

 ۵ آنها به خاطر آنچه که کرده ای و به جهت شکوه عظمت تو، سرود خواهند خواند.

 ۶ خداوند، با وجود عظمت و جلالی که دارد، به فروتنان توجّه دارد، امّا اشخاص متکبّر را از دور می شناسد.

 ۷ هنگامی که در سختی و مشکلات گرفتارم، تو مرا از همه آنها می رهانی. تو در مقابل دشمنان خشمگین من می ایستی و با دست توانای خود مرا نجات می دهی.

 ۸ خداوند به وعده هایی که به من داده است، وفا خواهد کرد. خداوندا، محبّت پایدار تو ابدی است. کارهایی را که شروع کرده ای تمام کن.

مزامیر باب ۱۳۹

  دانش و مراقبت کامل خدا

 ۱ خداوندا، تو مرا آزموده‏ای و می شناسی.

 ۲ از نشستن و بر خواستن من آگاهی و تمام افکار و اندیشه های مرا از دور می دانی.

 ۳ تو از رفتار، کردار، کار و استراحت من آگاهی و تمام روشهای مرا می دانی.

 ۴ حتّی پیش از آن که حرفی بر زبان آورم، تو ای خداوند، منظور مرا می دانی.

 ۵ حضور تو مرا از هر طرف احاطه نمودهو با قدرت خود، مرا محافظت می کنی.

 ۶ شناخت تو از من خیلی عمیق است؛ این فراتر از فهم من می باشد.

 ۷ از نزد تو کجا بگریزم و از حضور تو کجا پنهان شوم؟

 ۸ اگر به آسمان بروم، تو در آنجا هستی. اگر به دنیای مردگان بروم، تو در آنجا هستی.

 ۹ اگر بر بالهای سحر بنشینم و از مشرق به دورترین نقطه در مغرب بروم،

 ۱۰ تو برای رهبری من در آنجا خواهی بود. برای کمک به من تو در آنجا خواهی بود.

 ۱۱ اگر از تاریکی خواهش کنم که مرا بپوشاند و یا روشناییِ اطراف من به تاریکی تبدیل گردد،

 ۱۲ حتّی تاریکی هم برای تو تاریک نخواهد بود و شب برای تو مانند روز روشن است، زیرا تاریکی و روشنایی برای تو یکی است.

 ۱۳ تو تمام اجزای بدنم را ساختی و در رحم مادرم همه آنها را به هم پیوند دادی.

 ۱۴ من تو را می ستایم، زیرا مرا به گونه ای عجیب ساخته‏ای، تمام کارهای تو بسیار شگفت انگیز است. من این را با تمام وجود می دانم.

 ۱۵ وقتی استخوانهایم ساخته می شدند و در رحم مادر شکل می گرفتم و در نهان رشد می کردم، تو از وجود من آگاه بودی.

 ۱۶ پیش از آن که به وجود بیایم و زندگی را آغاز کنم، روزهای عمرم را در دفتر خود ثبت نمودی.

 ۱۷ خداوندا، افکار تو آن قدر عالی و گرانبها هستند، که من آنها را درک نمی کنم.

 ۱۸ اگر آنها را بشمارم، از ریگهای صحرا زیادترند.وقتی بیدار می شوم باز هم با تو هستم.

 ۱۹ خدایا، شریران را نابود کن و جنایتکاران را از من دور نما.

 ۲۰ آنها نام تو را به بدی یاد می کنند و به ضد تو حرفهای زشت می زنند.

 ۲۱ خداوندا، آیا از کسانی که از تو نفرت دارند، نفرت نداشته ام؟ آیا از آنانی که از تو سرپیچی می کنند، متنفّر نبوده‏ام؟

 ۲۲ با تمام وجود از آنها متنفّرم و آنها را دشمن خود می دانم.

 ۲۳ خدایا، مرا تفتیش کن و از دل من باخبر شو، مرا بیازما و افکار مرا بخوان.

 ۲۴ ببین آیا خطایی در من هست، و مرا به راه جاودانی هدایت نما.

 

انجیل لوقا باب ۲۱

  هدیۀ بیوه زن

 ۱ عیسی به اطراف نگاهی کرد و ملاحظه فرمود که دولتمندان هدایای خود را به صندوق بیت المال معبد بزرگ می ریزند.

 ۲ همچنین متوجه پیرزن بسیار فقیری شد که دو ریال به داخل آن انداخت.

 ۳ عیسی فرمود: «بدانید که در واقع این بیوه زن فقیر بیش از همه پول داده است

 ۴ چون آنان از آنچه زیادی داشتند دادند، اما او با وجود تنگدستی، تمام خرج معاش خود را داده است.»

  پیشگویی ویرانی معبد بزرگ

 ۵ عده ای در باره معبد بزرگ گفتگو می کردند و از سنگ های زیبا و هایایی که با آنها تزئین شده بود تعریف می کردند. عیسی فرمود:

 ۶ «و اما درباره این چیزهایی که به آنها خیره شده اید، زمانی خواهد آمد که هیچ یک از سنگهای آن روی سنگ دیگری نخواهد ماند، همه زیر و رو خواهند شد.»

  جنگها و اغتشاشات

 ۷ آنها پرسیدند: «ای استاد، این اتفاق کی خواهد افتاد و علامت نزدیک بودن وقوع این امور چه خواهد بود؟»

 ۸ عیسی فرمود: «مواظب باشید که گمراه نشوید، بسیاری به نام من خواهند آمد و خواهند گفت: من او هستم و آن زمان موعود رسیده است. با آنان همراه نشوید.

 ۹ وقتی درباره جنگها و اغتششات چیزی می شنوید نترسید. این چیزها باید اول اتفاق بیفتد اما آخر کار به این زودی ها نمی رسد.»

 ۱۰ و افزود: «ملتی با ملت دیگر و مملکتی با مملکت دیگر جنگ خواهد کرد.

 ۱۱ زمین لرزه های سخت پدید می آید و در بسیاری از نقاط خشکسالی و بلاها و در آسمان، علامتهای وحشت آور و شگفتی های بزرگ دیده خواهد شد.

 ۱۲ اما قبل از وقوع این همه شما را دستگیر خواهند کرد و به شما آزار خواهند رسانید. شما را برای محاکمه به کنیسه ها خواهند کشانید و به زندان خواهند انداخت. شما را به خاطر اینکه نام من بر شماست پیش پادشاهان و فرمانروایان خواهند برد

 ۱۳ و این فرصتی برای شهادت دادن شما خواهد بود.

 ۱۴ لازم نیست که جواب های خود را قبلا حاضر کنید

 ۱۵ چون خود من به شما قدرت بیان و حکمتی می دهم که هیچ یک از مدعیان، قدرت مقاومت و تکذیب را نداشته باشند.

 ۱۶ حتی والدین و برادران و خویشاوندان و دووستانتان شما را به دام خواهند انداخت. آنها عده ای از شما را خواهند کشت

 ۱۷ و به خاطر نام من که بر خود دارید همه از شما روی گردان خواهند شد.

 ۱۸ اما مویی از سر شما کم نخواهد شد.

 ۱۹ با پایداری، جان هایتان را رهایی خواهید داد.

  پیشگویی ویرانی اورشلیم

 ۲۰ اما هر وقت اورشلیم را در محاصره لشکرها می بینید بدانید که ویرانی آن نزدیک است.

 ۲۱ در آن موقع کسانی که در یهودیه هستند باید به کوهستان ها بگریزند و آنانی که در خود شهر هستند باید آن را ترک کنند و کسانی که در حومه شهر هستند نباید وارد شهر شوند.

 ۲۲ چون این است آن زمان مکافات، در آن زمان کهتمام نوشته های کتاب مقدس به حقیقت خواهد پیوست.

 ۲۳ وای به حال زنانی که در آن روزها باردار یا شیرده هستند، چون پریشان حالی شدیدی در این زمین رخ خواهد داد و این قوم مورد خشم و غضب الهی واقع خواهد شد.

 ۲۴ آنان به دم شمشیر خواهند افتاد و به اسارت به تمام کشورها خواهند رفت و اورشلیم تا آن زمان که دوران ملل بیگانه به پایان نرسد پایمال آنان خواهد بود.

  آمدن پسر انسان

 ۲۵ در خورشید و ماه و ستارگان علامتها ظاهر خواهد شد. در روی زمین ملتها از غرش دریا و خروش امواج آن پریشان و نگران خواهند شد.

 ۲۶ آدمیان از وحشت تصور آنچه بر سر دنیا خواهد آمد، از هوش خواهند رفت و قدرتهای آسمانی به لرزه خواهند افتاد.

 ۲۷ آن وقت پسر انسان را خواهند دید که با قدرت و جلال عظیم بر ابری می آید.

 ۲۸ وقتی این چیزها شروع شود شما راست بایستید و سرهایتان را راست نگاه دارید چون رستگاری شما نزدیک است.»

  درسی از درخت انجیر

 ۲۹ عیسی برای آنان این مَثَل را آورده، گفت: «به درخت انجیر و یا درختهای دیگر نگاه کنید

 ۳۰ به محض اینکه می بینید جوانه می زند می دانید که تابستان نزدیک است.

 ۳۱ به همان طریق وقتی که وقوع همه این چیزها را ببینید مطمئن باشید که پادشاهی خدا نزدیک است،

 ۳۲ یقین بدانید که پیش از درگذشت نسل حاضر همه اینها رخ خواهد داد.

 ۳۳ آسمان و زمین از بین خواهد رفت اما سخنان من هرگز از بین نخواهد رفت.

  بیداری

 ۳۴ مراقب باشید و نگذارید دلهای شما با پرخوری و مستی و اندیشه های دنیوی تیره و تار شود، چون آن روز بزرگ ناگهان فرا می رسد.

 ۳۵ آن روز مانند دامی بر سر همه آدمیان در سراسر دنیا خواهد افتاد.

 ۳۶ پس گوش به زنگ باشید و در تمام اوقات دعا کنید تا قدرت آن را داشته باشید که همه رنجهایی را که بزودی پیش می آید پشت سر بگذارید و در حضور پسر انسان بایستید.»

 ۳۷ عیسی روزها را به تعلیم در معبد بزرگ اختصاص داده بود و شبها از شهر خارج می شد و شب را در کوه زیتون به صبح می آورد

 ۳۸ و صبحگاهان مردم برای شنیدن سخنان او در معبد بزرگ اجتماع می کردند.

Go to top