برنامه مطالعه کتاب مقدس

خروج فصل 14 مزمور فصل 135-136 لوقا فصل 20

خروج باب ۱۴

عبور از دریای سرخ

۱ خداوند به موسی فرمود:

۲ «به بنی اسرائیل بگو، بازگردید و در مقابل پی حیروت که بین میگدال و دریای سرخ و نزدیک بعل صفون است اردو بزنید.

۳ فرعون فکر می کند که بنی اسرائیل در بیابان سرگردان شده اند و صحرا آنها را محاصره کرده است.

۴ من فرعون را سنگدل می کنم و او شما را تعقیب خواهد کرد. آنگاه جلال خود را بر فرعون و بر لشکریان او آشکار خواهم کرد تا مصریان بدانند که من، خداوند هستم.» بنی اسرائیل همان طور که خداوند به آنها دستور داده بود عمل کردند.

۵ وقتی به فرعون خبر دادند که بنی اسرائیل فرار کرده اند، او و درباریانش پشیمان شده با خود گفتند: «این چه کاری بود که ما کردیم و این قوم را از بردگی خود آزاد ساختیم؟»

۶ پس پادشاه ارابه جنگی و لشکریان خود را با ششصد عدد از بهترین ارّابه ها

۷ و تمام ارّابه های مصری که سرداران بر همه آنها سوار شده بودند حاضر کرد.

۸ خداوند، دل فرعون و درباریان او را سخت گردانید و فرعون به تعقیب بنی اسرائیل که جسورانه از مصر بیرون رفته بودند پرداخت.

۹ لشکریان مصر، با تمام اسبان و ارّابه های فرعون و سواران به دنبال بنی اسرائیل رفتند و در پی ‌حیروت و بعل صفون، جایی که اردو زده بودند، به آنها رسیدند.

۱۰ وقتی بنی اسرائیل دیدند که فرعون و لشکریانش به دنبال آنها می آیند ترسیدند و نزد خداوند فریاد کردند.

۱۱ آنها به موسی گفتند: «آیا در مصر قبر نبود که ما را به این بیابان آوردی تا اینجا بمیریم؟ ببین با بیرون آوردن ما از مصر با ما چه کار کردی.

۱۲ آیا قبل از اینکه از مصر بیرون بیاییم به تو نگفتیم که بگذار در اینجا بمانیم و مصری ها را خدمت کنیم؟ زیرا بهتر است در آنجا برده باشیم تا اینکه اینجا در بیابان بمیریم.»

۱۳ موسی در جواب آنها گفت: «نترسید. بایستید و ببینید که خداوند امروز برای نجات شما چه می کند. شما هرگز دوباره مصریان را نخواهید دید.

۱۴ خداوند برای شما جنگ می کند و لازم نیست شما هیچ کاری بکنید.»

۱۵ خداوند به موسی فرمود: «چرا نزد من فریاد می کنید؟ به قوم بگو که پیش بروند.

۱۶ تو هم عصایت را به دست بگیر و با آن به دریا بزن. آب دریا شکافته خواهد شد و بنی اسرائیل می توانند در وسط دریا از روی خشکی عبور کنند.

۱۷ من دل مصریان را سخت می کنم تا آنها شما را تعقیب کنند. پس از آن به وسیله قدرتی که بر فرعون و لشکریان او و ارّابه ها و سوارانش نشان می دهم، جلال خواهم یافت.

۱۸ وقتی آنان را شکست دادم مصریان خواهند دانست که من، خداوند هستم.»

۱۹ فرشته خداوند که در جلوی اردوی بنی اسرائیل حرکت می کرد، رفت و در پشت سر آنها ایستاد. ستون ابر هم از جلوی ایشان رفت و در پشت سر آنها،

۲۰ بین لشکریان مصر و اردوی بنی اسرائیل ایستاد. ستون ابر برای مصری ها تاریکی و شب به وجود آورد ولی به قوم اسرائیل روشنایی می بخشید. بنا بر این لشکریان آنها نتوانستند به یکدیگر نزدیک شوند.

۲۱ موسی دست خود را به طرف دریا بلند کرد و خداوند به وسیله یک باد شدید شرقی که در تمام شب می وزید آبهای دریا را به عقب برد. آب شکافته شد

۲۲ و بنی اسرائیل در میان دریا از روی خشکی عبور کردند و آبها در دو طرف آنها دیوار شده بود.

۲۳ مصریان از عقب آنها رفتند و با تمام اسبان، ارّابه ها و سواران آنها به وسط دریا آمدند.

۲۴ در وقت سحر خداوند از میان ستون آتش و ابر بر مصریان نگاه کرد و آنها را وحشت زده نمود.

۲۵ او باعث شد که چرخ ارّابه های آنها گیر کند و آنها به سختی می توانستند حرکت کنند. مصریان گفتند: «خداوند برای بنی اسرائیل برضد ما می جنگد. بیایید از اینجا بازگردیم.»

۲۶ خداوند به موسی فرمود: «دست خود را به طرف دریا بلند کن تا آب آن بر روی مصریان و ارّابه ها و سواران آنها بازگردد.»

۲۷ موسی دست خود را به طرف دریا بلند کرد و در طلوع صبح آب دریا به حالت اول خود برگشت. مصریان کوشش می کردند فرار کنند ولی خداوند آنها را به وسط دریا انداخت.

۲۸ آبها برگشتند و ارّابه ها و سواران آنها و لشکریان مصر که به دنبال بنی اسرائیل آمده بودند، در دریا غرق شدند، به طوری که یکی از آنها هم باقی نماند.

۲۹ امّا بنی اسرائیل در وسط دریا از روی زمین خشک عبور کردند و آبها در دو طرف آنها مانند دیوار بود.

۳۰ در آن روز خداوند بنی اسرائیل را از دست مصریان نجات داد و بنی اسرائیل جنازه مصریان را در ساحل دریا مشاهده کردند.

۳۱ وقتی بنی اسرائیل قدرت عظیم خداوند را دیدند که چطور مصریان را شکست داد، از خداوند ترسیده و به او و به خادم او موسی ایمان آوردند.

 

مزامیر باب ۱۳۵

  سرود ستایش

 ۱ خداوند را سپاس باد! ای بندگان خداوند، او را پرستش کنید، نام او را ستایش کنید.

 ۲ ای کسانی که در خانه خداوند، در معبد بزرگ خدای ما ایستاده اید،

 ۳ خداوند را شکر کنید، زیرا که نیکوست. برای او سرود بخوانید، زیرا که او مهربان است.

 ۴ او یعقوب را انتخاب نمود و بنی اسرائیل را برای خود برگزید.

 ۵ می دانم که خداوند بزرگ و برتر از همه خدایان است.

 ۶ هرچه که اراده‏اش باشد، انجام می دهد، چه در آسمان و چه بر زمین، چه در دریا و چه در اعماق آن.

 ۷ ابرها را از دورترین نقاط زمین می آورد، رعد و برق و باران را پدید می آورد. و توفان را می آورد.

 ۸ او کسی است که پسران اول خانواده های مصر، و همچنین نخستزادگان حیوانات آنها را کشت.

 ۹ نشانه ها و کارهای شگفت آوری در برابر چشمان فرعون و خادمان او به عمل آورد.

 ۱۰ اقوام زیاد و پادشاهان مقتدر را نابود کرد.

 ۱۱ سیحون، پادشاه اموریان،عوج، پادشاه باشان، و تمام پادشاهان کنعان را از بین برد

 ۱۲ و سرزمین آنها را به قوم خود، بنی اسرائیل داد.

 ۱۳ خداوندا، نام تو تا ابد جاودان است و تمام نسلها تو را به یاد خواهند آورد.

 ۱۴ زیرا خداوند از قوم خود حمایت می کند و بر بندگان خود رحمت می کند.

 ۱۵ بُتهای اقوام دیگر از طلا و نقره ساخته دست بشر هستند.

 ۱۶ آنها دهان دارند، امّا حرف نمی زنند. چشم دارند، ولی نمی بینند.

 ۱۷ گوش دارند، ولی نمی شنوند، حتّی قادر نیستند که نفس بکشند.

 ۱۸ کسانی که آنها را ساخته اند و به آنها ایمان دارند، مانند آنها خواهند شد.

 ۱۹ ای قوم اسرائیل، خداوند را ستایش کنید؛ ای خاندان هارون، خداوند را بپرستید!

 ۲۰ ای طايفه لاوی، او را بپرستید؛ ای کسانی که از او می ترسید، خداوند را ستایش کنید!

 ۲۱ خداوند را در صهیون ستایش کنید و از خانه او در اورشلیم. خدا را سپاس باد!

مزامیر باب ۱۳۶

  سرود شکرگزاری

 ۱ خدا را شکر کنید، زیرا که نیکوست؛ و محبّت پایدار او ابدی است.

 ۲ خدای خدایان را شکر کنید؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۳ خداوند جهانیان را شکر کنید؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۴ او را به خاطر معجزاتی که انجام می دهد شکر کنید؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۵ او را که با حکمت خود آسمانها را آفرید؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۶ او را که زمین را بر روی آبهای عمیق بنا کرد؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۷ او اجسام نورانی را آفرید؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۸ خورشید را سلطان روز ساخت؛زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۹ ماه و ستارگان را فرمانروای شب گردانید؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۱۰ او نخستزادگان مصریان را کشت؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۱۱ او قوم ‌اسرائیل را از مصر بیرون آورد؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۱۲ با دست قوی و بازوی قدرتمندش؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۱۳ او دریای سرخ را شکافت؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۱۴ و بنی اسرائیل را از میانش عبور داد؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۱۵ فرعون و لشکر او را در آب غرق کرد؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۱۶ قوم خود را در بیایان رهبری نمود؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۱۷ پادشاهان مقتدر را از بین برد؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۱۸ پادشاهان معروف را به قتل رسانید؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۱۹ سیحون، پادشاه اموریان را کشت؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۲۰ عوج، پادشاه باشان را از بین برد؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۲۱ او سرزمین آنها را به قوم خود داد؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۲۲ او آنها را به اسرائیل، خادم خود داد؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۲۳ ما را در زمان پریشانی به یاد آورد؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۲۴ ما را از دست دشمنان رهایی بخشید؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۲۵ او همه انسانها را روزی می دهد؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 ۲۶ خدای آسمان را شکر کنید؛ زیرا محبّت پایدار او ابدی است.

 

انجیل لوقا باب ۲۰

  اختیارات عیسی

 ۱ یک روز وقتی عیسی مردم را در معبد بزرگ تعلیم می داد و مژده نجات را به ایشان اعلام می کرد سران کاهنان و علما به اتفاق مشایخ یهود پیش او آمدند

 ۲ و گفتند: «به ما بگو به چه اختیاری این کارها را می کنی؟ چه کسی به تو این اختیار را داده است؟»

 ۳ عیسی به آنان پاسخ داد: «من هم از شما سوالی دارم، به من بگویید

 ۴ آیا تعمید یحیی از جانب خدا بود یا از جانب بشر؟»

 ۵ آنها بین خود بحث کرده گفتند: «اگر بگوییم از جانب خدا بود، او خواهد گفت: چرا به او ایمان نیاوردید؟

 ۶ و اگر بگوییم: از جانب بشر، همه مردم ما را سنگباران خواهند کرد، چون یقین دارند که یحیی یک نبی بود.»

 ۷ پس گفتند: «ما نمی دانیم از کجاست.»

 ۸ عیسی به ایشان گفت: «من هم به شما نمی گویم که با چه اختیاری این کارها را می کنم.»

  مَثَل تاکستان و باغبانان

 ۹ عیسی به سخن خود ادمه داد و برای مردم مَثَلی آورده گفت: «مردی تاکستانی احداث کرد و آن را به باغبانان سپرد و مدت درازی به سفر رفت.

 ۱۰ در موسم انگور، غلامی را پیش باغبانان فرستاد تا سهم خود را از محصول تاکستان بگیرد. اما آنها غلام را کتک زدند و دست خالی بازگردانیدند.

 ۱۱ صاحب تاکستان غلام دیگری فرستاد، او را هم کتک زده و با او بد رفتاری کردند و دست خالی برگردانیدند.

 ۱۲ غلام سوم را فرستاد. این یکی را هم زخمی کردند و بیرون انداختند.

 ۱۳ پس صاحب تاکستان گفت: چه باید بکنم؟ پسر عزیز خود را می فرستم، شاید حرمت او را نگه دارند.

 ۱۴ اما باغبانان وقتی او را دیدند با هم بحث کردند و گفتند: این وارث است بیایید او را بکشیم تا ملک به خودمان برسد.

 ۱۵ پس او را از تاکستان بیرون انداختند و کشتند. حالا صاحب تاکستان با آنان چه خواهد کرد؟

 ۱۶ او می آید و این باغبانان را می کشد و تاکستان را به دست دیگران می سپرد.» وقتی مردم این را شنیدند گفتند: «خدا نکند!»

 ۱۷ اما او به ایشان نگاه کرد و فرمود: «پس معنی این قسمت از کتاب مقدس چیست؟ آن سنگی را که بنایان رد کردند، اکنون مهمترین سنگ بنا شده است.

 ۱۸ هر که بر آن سنگ بیفتد خرد خواهد شد و اگر آن سنگ بر کسی بیفتد او را کاملا نرم خواهد کرد.»

  پرداخت مالیات به قیصر

 ۱۹ علمای یهود و سران کاهنان می خواستند در همان لحظه او را بگیرند، چون پی بردند که مقصود آن مَثَل خود آنهست اما از مردم می ترسیدند.

 ۲۰ پس به دنبال فرصت می گشتند و ماموران مخفی که خود را دیندار نشان می دادند پیش او فرستادند تا حرفی از دهان او بربایند و آن را دستاویزی برای تسلیم او به دستگاه قضایی و حوزه اختیارات فرماندار رومی قرار دهند.

 ۲۱ از او پرسیدند: «ای استاد، ما می دانیم آنچه تو می گویی و تعلیم می دهی درست و بجاست. تو در مورد هیچ کس تبعیض قایل نمی شوی بلکه با راستی و درستی راه خدا را تعلیم می دهی.

 ۲۲ آیا ما مجاز هستیم که به امپراتوری روم مالیات بدهیم یا نه؟»

 ۲۳ عیسی به نیرنگ آنان پی برد و فرمود:

 ۲۴ «یک سکه نقره به من نشان بدهید. نقش و عنوان چه کسی روی آن است؟» جواب دادند: «قیصر»

 ۲۵ عیسی فرمود: «پس آنچه مال قیصر است به قیصر و آنچه مال خداست به خدا بدهید.»

 ۲۶ به این ترتیب کوشش آنان برای به دست آوردن مدرکی علیه او در برابر مردم بی اثر ماند و در حالی که از جواب او حیرت کرده بودند خاموش ماندند.

  رستاخیز مردگان

 ۲۷ بعد چند نفر از صدوقیان که منکر رستاخیز پس از مرگ بودند جلو آمدند و از او پرسیدند:

 ۲۸ «ای استاد، موسی این دستور را برای ما نوشت: چنانچه مردی زنی بگیرد ولی بدون فرزند بمیرد برادرش موظف است آن زن را بگیرد تا برای برادر خود فرزندانی بیاورد.

 ۲۹ حالا هفت برادر بودند. اولی زنی گرفت و بدون فرزند مرد.

 ۳۰ بعد دومی او را گرفت

 ۳۱ و سپس سومی و همین طور هر هفت نفر مردند و هیچ فرزندی بجا نگذاشتند.

 ۳۲ بعد از همه، آن زن هم مرد.

 ۳۳ در روز رستاخیز، او باید زن کدام یک باشد؟ چون هر هفت نفر با او ازدواج کردند.»

 ۳۴ عیسی به ایشان فرمود: «زنها و مردان این جهان ازدواج می کنند.

 ۳۵ اما کسانی که شایسته رسیدن به جهان آینده و رستاخیز از مردگان بشوند، زن نمی گیرند و شوهر نمی کنند،

 ۳۶ زیرا آنها مانند فرشتگان هستند. دیگر مرگ برای آنان محال است و چون در رستاخیز شرکت دارند فرزندان خدا هستند.

 ۳۷ این مطلب که مردگان بار دیگر زنده می شوند، مطلبی است که خود موسی در داستان بوته سوزان، آنجا که خداوند را خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب، خطاب می کند نشان داده است.

 ۳۸ خدا، خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است چون پیش او همه زنده اند.»

 ۳۹ در این مورد بعضی از علما گفتند: «ای استاد، عالی جواب دادی.»

 ۴۰ و پس از آن دیگر جرات نکردند که از او چیزی بپرسند.

  داوود و مسیح

 ۴۱ عیسی به ایشان فرمود: «چطور می توان گفت که مسیح پسر داوود است؟

 ۴۲ چون خود داوود در کتاب زبور می گوید: خداوند به خداوند من فرمود: در دست راست من بنشین

 ۴۳ تا دشمنانت را زیر پای تو اندازم.

 ۴۴ باری، داوود او را، خداوند خطاب می کند، پس چطور او می تواند پسر داوود باشد؟»

  سرزنش علما

 ۴۵ عیسی در حضور همه مردم به شاگردان فرمود:

 ۴۶ «از علما که دوست دارند با قباهای بلند بیایند و بروند و علاقه شدیدی به سلامهای احترام آمیز در بازارها و بهترین جاها در کنیسه ها و صدر مجالس ضیافت نشان می دهند، بر حذر باشید.

 ۴۷ آنان مال بیوه زنها را می بلعند حال آنکه محض خود نمایی نماز را طول می دهند. آنها شدیدترین کیفرها را خواهند دید.»

Go to top