برنامه مطالعه کتاب مقدس

خروج فصل 34 امثال فصل 16 یوحنا فصل 16

خروج باب ۳۴

دومین الواح سنگی

۱ خداوند به موسی فرمود: «دو لوح سنگی آماده کن و من همان احکامی را که در لوح های اولیه نوشته شده بودند و تو آنها را شکستی، می نویسم.

۲ فردا صبح آماده باش و به کوه سینا برو و بر قلّه کوه در حضور من حاضر شو.

۳ هیچ کس نباید با تو بیاید و کسی هم در اطراف کوه دیده نشود. به هیچ گلّه و رمه ای هم اجازه نده که در نزدیکی کوه بچرد.»

۴ پس موسی همان طور که خداوند فرموده بود دو لوح سنگی مانند لوح های اول آماده کرد و صبح هنگام برخاست و لوح ها را با خود گرفته بالای کوه سینا رفت.

۵ خداوند در یک ستون ابر پایین آمد و در برابر او ایستاد و نام مقدّس خود، یعنی خداوند را به او اعلام کرد

۶ خداوند از برابر او گذشت و ندا داد: «من خداوند خدای بخشنده و مهربان و دیر خشم و سرشار از محبّت پایدار و وفاداری هستم.

۷ بر هزاران نسل محبّت پایدار خود را نگه می دارم و بخشاینده خطا و گناه هستم، امّا گناه را بدون جزا نمی گذارم، بلکه انتقام خطاهای پدران را از پسران و پسرانِ پسران ایشان را تا نسل سوم و چهارم می گیرم.»

۸ آنگاه موسی سر به سجده نهاده گفت: «خداوندا، اگر به راستی در درگاه تو قبول شده ام، تمنّا می کنم که تو نیز همراه ما باشی.

۹ البتّه می دانم که این قوم، مردم نافرمان و سرکشی هستند، ولی باز از پیشگاهت التماس می کنم که گناه و خطای ما را ببخشی و ما را به پیشگاهت بپذیری.

تجدید پیمان

۱۰ خداوند در جواب او فرمود: «من اکنون با شما پیمان می بندم و در مقابل چشمان تمام قوم چنان معجزاتی نشان می دهم که در هیچ جای دنیا و در بین هیچ ملّتی دیده نشده باشد. و تمام مردم اسرائیل قدرت خداوند را خواهند دید، زیرا من کاری عجیب در میان شما انجام خواهم داد.

۱۱ احکامی را که من امروز به شما می دهم اطاعت کنید. آنگاه من تمام اموریان، کنعانیان، حِتّیان، فرزیان، حویان و یبوسیان را از سر راه شما دور می کنم.

۱۲ امّا هوشیار باشید که به سرزمینی که می روید با مردم آنجا پیمان نبندید، مبادا در دام ایشان گرفتار شوید.

۱۳ بلکه تو باید قربانگاه های آنها را ویران کنی، ستونهای ایشان را بشکنی و نشانه های اله ه اشره را از بین ببری.

۱۴ «خدایان دیگر را پرستش نکنید، زیرا من، خداوند غیور هستم.

۱۵ هیچ گاه نباید با مردم آن سرزمین پیمان ببندید، زیرا وقتی آنها برای خدایان خود قربانی می کنند، شما را دعوت می کنند که به آنها بپیوندید و از قربانی آنها بخورید.

۱۶ «چون دختران ایشان را برای پسران خود بگیرید، وقتی آن دختران بُتهای خود را پرستش کنند، پسران شما را نیز به بت پرستی وادار می نمایند.

۱۷ «خدایان ساخته شده را عبادت نکنید.

۱۸ «عید فطیر را برگزار کنید. هفت روز نان فطیر بخورید. این مراسم را در زمان معیّن، یعنی در ماه ابیب، طبق دستوری که به شما داده ام برگزار نمایید، زیرا در همین ماه بود که شما از مصر خارج شدید.

۱۹ «هر پسر نخستزاده و هر نخستزاده نر از حیوانات گلّه شما به من تعلّق دارد.

۲۰ به عوض نخستزاده الاغ، یک برّه بدهید و اگر نمی خواهید برّه بدهید، گردن نخستزاده نر الاغ را بشکنید. برای هر پسر نخستزاده باید فدیه بدهید. هیچ کس نباید دست خالی به حضور من بیاید.

۲۱ «شش روز کار کنید و در روز هفتم استراحت نمایید. حتّی در موسم شخم و درو هم نباید در روز هفتم کار کنید.

۲۲ «عید نوبر محصولات را جشن بگیرید. عید خیمه ها را که آغاز پاییز است هر ساله برگزار کنید.

۲۳ «سه مرتبه در سال، همه مردان و پسران شما به حضور خداوند خدای اسرائیل حاضر شوند.

۲۴ در این سه مرتبه ای که به حضور من می آیید، هیچ یک از اقوامی که من آنها را از سر راه شما دور کرده ام به سرزمین شما حمله نخواهد کرد.

۲۵ «نانی را که با خمیرمایه پخته شده باشد همراه خون حیوانی که برای من قربانی شده، با هم تقدیم نکنید. گوشت قربانی عید فصح را تا صبح نگه ندارید.

۲۶ «هر سال بهترین نوبر محصولات خود را به خانه خداوند خدای خود بیاورید. بُزغاله را در شیر مادرش نپزید.»

۲۷ خداوند به موسی فرمود: «احکامی را که به تو دادم بنویس، زیرا اینها شرایط پیمانی هستند که با تو و قوم اسرائیل بسته ام.»

۲۸ موسی چهل شبانه روز با خداوند در بالای کوه ماند. او در تمام این مدّت نه چیزی خورد و نه چیزی نوشید، او بر روی لوح های سنگی کلمات پیمان -‌ده حکم- را نوشت.

پایین آمدن موسی از کوه سینا

۲۹ وقتی موسی با دو لوحه سنگی از کوه پایین آمد، متوجّه نشد که چهره اش در اثر صحبت کردن با خدا می درخشید.

۳۰ و چون هارون و مردم اسرائیل چهره درخشان موسی را دیدند، از ترس به او نزدیک نشدند.

۳۱ امّا موسی آنها را پیش خود خواند. پس هارون و رهبران قوم پیش او رفتند و موسی با آنان گفت وگو کرد.

۳۲ بعد از آنکه همگی در حضور او جمع شدند، آنچه را که خداوند برکوه سینا به او فرموده بود به اطّلاع آنها رسانید.

۳۳ چون سخنان موسی تمام شد روی خود را با نقاب پوشاند.

۳۴ هروقت موسی در خیمه مقدّس خداوند می رفت که با او گفت وگو کند تا وقتی که خارج می شد نقاب را از روی خود برمی داشت. بعد همه احکامی ‌را که از خداوند می گرفت، برای مردم اسرائیل بیان می کرد،

۳۵ مردم چهره تابان او را می دیدند. موسی تا زمانی که دوباره برای ملاقات خداوند می رفت، نقاب بر چهره داشت.

 

امثال سلیمان باب ۱۶

  ۱ انسان نقشه های زیادی می کشد، امّا نتیجه نهایی آنها در دست خداست.

 ۲ تمام کارهای انسان به نظر خودش درست است، ولی خداوند انگیزه ها را می بیند.

 ۳ نقشه های خود را به دست خداوند بسپار، آنگاه در کارهایت موفّق خواهی شد.

 ۴ خداوند هر چیز را برای هدفی آفریده است، حتّی شریران را برای روز بلا خلق کرده است.

 ۵ خداوند از اشخاص متکبّر نفرت دارد و هرگز اجازه نمی دهد که آنها از مجازات فرار کنند.

 ۶ درستکار و با وفا باش که خدا گناهت را می بخشد. از خداوند بترس تا به بدی گرفتار نگردی.

 ۷ وقتی کسی خدا را خشنود می سازد، خدا کاری می کند که حتّی دشمنان آن شخص هم با او آشتی و مصالحه نمایند.

 ۸ مال کم که از راه درست به دست آمده باشد، بهتر است از ثروت هنگفتی که از راه غلط جمع شده باشد.

 ۹ انسان در فکر خود نقشه ها می کشد، امّا خداوند او را در انجام آنها هدایت می کند.

 ۱۰ فرمان پادشاه مانند وحی قاطع است، پس او نباید در قضاوت اشتباه کند.

 ۱۱ ترازو و سنگهای درست از آن خداوند است، هر معامله ای باید با انصاف باشد.

 ۱۲ پادشاهان نباید ظلم کنند، زیرا تخت سلطنت بر اساس عدالت استوار می ماند.

 ۱۳ پادشاهان اشخاص راستگو را دوست دارند و از وجود آنها خشنود می شوند.

 ۱۴ خشم پادشاه پیک مرگ است، امّا شخص عاقل آن را فرو می نشاند.

 ۱۵ خوشی و رضایت پادشاه مانند ابر بهاری است که حیات به ارمغان می آورد.

 ۱۶ کسب حکمت بهتر است از اندوختن طلا و نقره.

 ۱۷ راه مردم نیک از بدی به دور است و هر که در این راه قدم بردارد، جان خود را حفظ خواهد کرد.

 ۱۸ نتیجه غرور، هلاکت است و تکبّر به سقوط می انجامد.

 ۱۹ بهتر است انسان متواضع باشد و با مردم ستمدیده بنشیند از اینکه با اشخاص متکبّر باشد و در غنایم آنها شریک شود.

 ۲۰ آنهایی که از کلام خدا اطاعت می کنند، سعادتمند می شوند و کسانی که بر او توکّل نمایند، برکت می یابند.

 ۲۱ شخص دانا از روی فهمش شناخته می شود و سخنان دلنشین او تأثیر زیادی دارد.

 ۲۲ حکمت برای کسانی که از آن برخوردارند، چشمه حیات است؛ ولی حماقت برای مردم نادان مجازات به بار می آورد.

 ۲۳ دل شخص دانا، لبهای او را هدایت می کند و سخنان او تشویق آمیز است.

 ۲۴ سخنان محبّت آمیز مانند عسل شیرین است و جان انسان را شفا می دهد.

 ۲۵ راه هایی هستند که به نظر انسان راست می آیند، امّا عاقبت به مرگ منتهی می شوند.

 ۲۶ اشتهای کارگر، او را به کار وادار می کند، زیرا او می خواهد شکم خود را سیر کند.

 ۲۷ آدم بدکار نقشه های پلید می کشد و سخنانش مانند آتش می سوزاند.

 ۲۸ شخص گمراه، جنگ و ستیز برپا می کند و آدم سخن چین، دوستان خوب را از هم جدا می سازد.

 ۲۹ شخص ظالم، همسایه خود را فریب می دهد و او را به راه غلط می کشاند.

 ۳۰ مواظب آنانی باش که با لبخند به تو چشمک می زنند، آنها در دلشان برای تو نقشه های پلیدی دارند.

 ۳۱ عمر طولانی هدیه ای است که به مردم نیک داده می شود و موی سفید تاج جمال آنهاست.

 ۳۲ صبر از قدرت بهتر است و شخصی که بر نفس خود تسلّط دارد از کسی که شهر را تسخیر نماید برتر است.

 ۳۳ انسان قرعه می اندازد تا اراده خدا را بداند، امّا پاسخ را خدا تعیین می کند.

 

انجیل یوحنا باب ۱۶

  ۱ « این چیزها را به شما گفتم تا ایمانتان سست نشود.

 ۲ شما را از کنیسه ها بیرون خواهند کرد و در حقیقت زمانی می آید که هر که شما را بکشد گمان می کند که با این کار به خدا خدمت می نماید.

 ۳ این کارها را با شما خواهند کرد زیرا نه پدر را می شناسند و نه مرا.

 ۴ این چیزها را به شما گفتم تا وقتی زمان وقوع آنها برسد گفتار مرا به خاطر آورید.» « این چیزها را در اول به شما نگفتم زیرا خودم با شما بودم

  کار روح القدس

 ۵ اما اکنون پیش کسی که مرا فرستاد می روم و هیچیک از شما نمی پرسد: کجا می روی؟

 ۶ ولی چون این چیزها را به شما گفتم دلهای شما پراز غم شد.

 ۷ با وجود این، این حقیقت را به شما می گویم که رفتن من برای شما بهتر است زیرا اگر من نروم پشتیبانتان پیش شما نمی آید اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد

 ۸ و وقتی او می آید جهان را در مورد گناه و عدالت و مکافات متقاعد می سازد.

 ۹ گناه را نشان خواهد داد چون به من ایمان نیاوردند،

 ۱۰ عدالت را مکشوف خواهد ساخت چون من پیش پدر می روم و دیگر مرا نخواهند دید

 ۱۱ و واقعیت مکافات به آنها ثابت می شود چون حکمران این جهان محکوم شده است.

 ۱۲ « چیزهای بسیاری هست که باید به شما بگویم ولی شما فعلاً طاقت شنیدن آنها را ندارید.

 ۱۳ در هر حال، وقتی او که روح راستی است بیاید شما را به تمام حقیقت رهبری خواهد کرد زیرا از خود سخن نخواهد گفت بلکه فقط در بارۀ آنچه بشنود سخن می گوید و شما را از امور آینده باخبر می سازد.

 ۱۴ او مرا جلال خواهد داد زیرا حقایقی را که از من دریافت کرده به شما اعلام خواهد نمود.

 ۱۵ هر چه پدر دارد از آن من است و به همین دلیل بود که گفتم: حقایقی را که از من دریافت کرده به شما اعلام خواهد نمود.»

  غم و شادی

 ۱۶ « بعد از مدتی ، دیگر مرا نمی بینید ولی باز بعد از چند روز مرا خواهید دید.»

 ۱۷ پس بعضی از شاگردان به یکدیگر گفتند:« چرا او می گوید: بعد از مدتی دیگر مرا نخواهید دید ولی باز بعد از مدتی مرا خواهید دید، چون به نزد پدر می روم؟ مقصود او از این سخن چیست؟»

 ۱۸ سپس آنها گفتند:« این مدتی که او در بارۀ آن سخن می گوید چیست ؟ ما نمی دانیم در بارۀ چه چیز صحبت می کند.»

 ۱۹ عیسی فهمید که آنها می خواهند در این باره از او چیزی بپرسند، پس به آنها گفت:« من به شما گفتم که بعد از مدتی، دیگر مرا نخواهید دید ولی باز بعد از مدتی مرا خواهید دید. آیا بحث شما در بارۀ این است؟

 ۲۰ یقین بدانید که شما اشک خواهید ریخت و ماتم خواهید گرفت ولی جهان شادی خواهد کرد. شما غمیگین خواهید شد ولی غم شما به شادی مبدل خواهد گشت.

 ۲۱ یک زن در وقت زایمان درد می کشد و از درد ناراحت است اما به محض اینکه طفل به دنیا می آید درد و ناراحتی خود را فراموش می کند به خاطر اینکه یک انسان به جهان آمده است

 ۲۲ شما هم همینطور اکنون غمگین و ناراحت هستید ولی شما را باز خواهم دید و در آن وقت شادمان خواهید شد و هیچکس نمی تواند این شادی را از شما بگیرد.

 ۲۳ در آن روز دیگر از من چیزی نخواهید پرسید. یقین بدانید که هر چه بنام من از پدر بخواهید به شما خواهد داد.

 ۲۴ تا کنون چیزی بنام من نخواسته اید، بخواهید تا بدست آورید و شادی شما کامل گردد.»

  پیروزی بر جهان

 ۲۵ « تا به حال با مثل و کنایه با شما سخن گفته ام ولی زمانی خواهد آمد که دیگر با مثل و کنایه با شما صحبت نخواهم کرد بلکه واضح و بی پرده در بارۀ پدر با شما سخن خواهم گفت.

 ۲۶ وقتی آن روز برسد خواهش خود را بنام من از خدا خواهید کرد و من نمی گویم که برای شما از پدر تقاضا خواهم نمود،

 ۲۷ زیرا پدر خودش شما را دوست دارد چون شما مرا دوست داشته اید و قبول کرده اید که من از جانب خدا آمده ام.

 ۲۸ من از نزد پدر آمدم و به جهان وارد شدم و اکنون جهان را ترک می کنم و بسوی پدر می روم.»

 ۲۹ شاگردان به او گفتند:« حالا بطور واضح و بدون اشاره و کنایه سخن می گوئی.

 ۳۰ ما اکنون مطمئن هستیم که تو همه چیز را می دانی و لازم نیست کسی چیزی از تو بپرسد و به این دلیل است که ما ایمان داریم تو از نزد خدا آمده ای .»

 ۳۱ عیسی پاسخ داد:« آیا حالا ایمان دارید؟

 ۳۲ ببینید، ساعتی می آید ــ و در واقع هم اکنون شروع شده است ــ که همۀ شما پراکنده می شوید و به خانه های خود می روید و مرا تنها می گذارید. با وجود این، من تنها نیستم زیرا پدر با من است.

 ۳۳ این چیزها را به شما گفتم تا در اتحاد با من آرامش داشته باشید. در جهان رنج و زحمت خواهید داشت. ولی شجاع باشید، من بر دنیا چیره شده ام.»

Go to top