برنامه مطالعه کتاب مقدس

داوران فصل 3 ارمیا فصل 31 عبرانیان فصل 9

داوران باب ۳

اقوامی که باقی ماندند

۱ پس خداوند بعضی از این اقوام را در آن سرزمین باقی گذاشت تا اسرائیلیانی که طعم جنگ با کنعانیان را نچشیده بودند، آزمایش کند.

۲ و در عین حال خداوند می خواست که به این نسل جوان فرصتی بدهد تا فنون جنگی را یاد بگیرند.

۳ قبایلی که باقی ماندند، عبارت بودند از: پنج شهر فلسطینیان، تمام کنعانیان، صیدونیان و حویان که در کوه های لبنان از بعل حرمون تا گذرگاه حمات زندگی می کردند.

۴ آنها برای آزمایش بنی اسرائیل باقی ماندند تا معلوم شود که آیا قوم اسرائیل احکام خداوند را که به وسیله موسی به اجدادشان داده شده بود، بجا می آورند یا نه.

۵ پس بنی اسرائیل در بین کنعانیان، حِتّیان، اموریان، فرزیان، حویان و یبوسیان زندگی کردند.

۶ دختران آنها را برای پسران خود گرفتند و دختران خود را به پسران آنها دادند. و خدایان ایشان را پرستش کردند.

عتنئیل

۷ باز بنی اسرائیل، خداوند خدای خویش را فراموش کردند و دست به کارهایی زدند که گناه بود و بُتهای بعل و اشتاروت را پرستش نمودند.

۸ آنگاه آتش خشم خداوند بر بنی اسرائیل افروخته شد و آنها را به دست کوشان رشتعایم، پادشاه بین النهرین سپرد تا مغلوب شوند و او مدّت هشت سال بر آنها حکومت می کرد.

۹ امّا وقتی مردم اسرائیل به درگاه خداوند ناله و زاری نمودند، خداوند رهاننده ای برای ایشان فرستاد که عتنئیل پسر قناز برادر کوچکتر کالیب بود.

۱۰ روح خداوند بر عتنئیل قرار گرفت و او بنی اسرائیل را رهبری کرد. او به جنگ رفت و با کمک خداوند، کوشان رشتعایم پادشاه بین النهرین را شکست داد.

۱۱ در آن سرزمین مدّت چهل سال آرامش برقرار بود و بعد عتنئیل پسر قناز فوت کرد.

ایهود

۱۲ بار دیگر مردم اسرائیل به ضد خداوند شرارت ورزیدند و خداوند، عجلون پادشاه موآب را بر آنها چیره گردانید.

۱۳ عجلون با عمونیان و عمالیقیان متّحد شده، اسرائیل را شکست داد و شهر اریحا را تصرّف کردند.

۱۴ و عجلون پادشاه موآب مدّت هجده سال بر اسرائیل حکومت کرد.

۱۵ وقتی مردم اسرائیل پیش خداوند زاری کردند، خداوند باز نجات دهنده ای برای ایشان فرستاد. نام او ایهود، پسر جیرا، از طایفه بنیامین و مردی چپ دست بود. بنی اسرائیل باج خود را توسط ایهود برای عجلون فرستادند.

۱۶ ایهود برای خود یک خنجر دودمه، به طول پنجاه سانتیمتر ساخت و آن را در زیر لباسش، بالای ران راست خود پنهان نمود.

۱۷ بعد از آن که باج را به عجلون که بسیار چاق بود تقدیم کرد،

۱۸ سپس همراهان خود را که باج را حمل می کردند روانه نموده،

۱۹ خودش از معدن سنگ که در جلجال بود، نزد عجلون پادشاه آمد و گفت: «من یک پیام محرمانه برای تو آورده ام.» پادشاه فوراً کسانی را که در حضورش بودند، بیرون فرستاد.

۲۰ در آن وقت، پادشاه در کاخ تابستانی و در اتاق مخصوص خود نشسته بود. ایهود به او نزدیک شد و گفت: «من پیامی از جانب خدا برایت آورده ام.» پادشاه از جای خود برخاست.

۲۱ آنگاه ایهود با دست چپ خود خنجر را از زیر لباس کشید و به شکم او فرو کرد.

۲۲ خنجر تا دسته در شکمش فرورفت و چربی آن، تیغ خنجر را پوشانید و کثافات از شکمش بیرون ریخت. ایهود خنجر را از شکم او بیرون نکشید.

۲۳ سپس در را به روی او قفل کرد و خودش از راه بالاخانه گریخت.

۲۴ پس از رفتن ایهود، وقتی خدمتکاران پادشاه آمدند و دیدند که در اتاق قفل است، فکر کردند که او به دستشویی رفته است.

۲۵ امّا چون انتظارشان طولانی شد، کلید آورده در را باز کردند و دیدند که پادشاه شان بر روی زمین افتاده است.

۲۶ هنگامی که خدمتکاران پادشاه انتظار می کشیدند، ایهود از معدن سنگ گذشت و صحیح و سالم به سَعیرت رسید.

۲۷ وقتی به کوهستان افرایم آمد، شیپور را به صدا درآورد. مردم اسرائیل به دور او جمع شدند و سپس از کوهستان با او رفتند و ایهود آنها را رهبری می کرد.

۲۸ آنگاه به آنها گفت: «به دنبال من بیایید، زیرا خداوند دشمنانتان، موآبیان را به دست شما داده است.» پس آنها به دنبال او رفتند و گذرگاه های رود اردن را به روی مردم موآب بستند و به هیچ کس اجازه عبور ندادند.

۲۹ آنها ده هزار نفر از مردم موآب را که همه مردان نیرومند و جنگی بودند، به قتل رساندند و هیچ کس نتوانست فرار کند.

۳۰ به این ترتیب، موآبیان به دست مردم اسرائیل مغلوب شدند و مدّت هشتاد سال، صلح در آن سرزمین برقرار شد.

شمجر

۳۱ بعد از ایهود رهبر دیگری، به نام شَمجَر پسر عَنات روی کار آمد که با کشتن ششصد نفر از فلسطینیان با یک چوب گاورانی، قوم اسرائیل را نجات داد.

 

ارمیا باب ۳۱

بازگشت اسیران به وطن خود

۱ خداوند می گوید: «زمانی می آید که من خدای تمام طایفه های قوم اسرائیل و آنها قوم من خواهند بود.

۲ در بیابان به کسانی که از مرگ گریخته بودند، رحمت خود را نشان دادم. وقتی قوم اسرائیل در آرزوی استراحت و آرامی بودند،

۳ من خود را از دوردستها به آنها آشکار ساختم. ای قوم اسرائیل، من همیشه شما را دوست داشتم و محبّت پایدار من نسبت به شما ادامه خواهد داشت.

۴ یک بار دیگر من شما را از نو بنا می کنم. یک بار دیگر دفهای خود را برخواهید داشت و با شادی خواهید رقصید.

۵ یک بار دیگر تاکستان های خود بر روی تپّه های سامره خواهید داشت و آنها که تاکها را می کارند از میوه آن خواهند خورد.

۶ آری، زمانی می آید که نگهبانان بر فراز تپّه های افرایم فریاد خواهند زد: بیایید به صهیون برویم، به حضور خداوند، خدای خودمان.»

۷ خداوند می گوید: «با شادی برای قوم اسرائیل،مهمترین ملّت دنیا، بسرایید. در ستایش او بسرایید و بگویید، خداوند قوم خود را نجات داده است، او تمام بازماندگان را آزاد ساخته است.

۸ من آنها را از شمال می آورم و از دورترین نقاط جهان جمع می کنم. به همراه آنها آدمهای کور و شل و زنان باردار و در حال زایمان خواهند آمد. آنها به صورت یک ملّت بزرگ برمی گردند.

۹ قوم من، تحت رهبری من، با گریه و دعا برمی گردد. من آنها را در کنار نهرهای آب و در راهی صاف و هموار رهبری خواهم کرد تا لغزش نخورند. من برای اسرائیل مثل یک پدر هستم و افرایم بزرگترین فرزند من است.»

۱۰ خداوند می گوید: «ای ملّتها، به من گوش دهید و پیام مرا به دورترین سواحل اعلام کنید، من قوم خود را پراکنده کردم، امّا اکنون آنها را جمع خواهم کرد و مثل شبانی که از گوسفندان خود نگاهداری می کند من مواظب آنها خواهم بود.

۱۱ من قوم اسرائیل را آزاد ساختم و آنها را از دست ملّتی زورمند نجات دادم.

۱۲ آنها خواهند آمد و با شادی بر روی کوه صهیون خواهند سرایید و از هدایای من، هدایایی چون غلّه و شراب و روغن زیتون و گلّه و رمه ، بهره مند خواهند شد. آنها مثل باغی خواهند بود با آب فراوان، و تمام احتیاجاتشان برآورده خواهد شد.

۱۳ در آن وقت دختران جوان از شادی خواهند رقصید و مردان پیر و جوان خوشحال خواهند بود. من به آنها تسلّی خواهم داد و ماتمشان را به شادی و غمشان را به خوشی تبدیل خواهم کرد.

۱۴ من کاهنان را با مقّوی ترین غذاها سیر می کنمو احتیاجات قوم را خود برخواهم آورد. من، خداوند چنین گفته ام. رحمت خداوند بر قوم اسرائیل.»

رحمت خداوند بر اسرائیل

۱۵ خداوند می گوید: «صدایی از رامه به گوش ‌رسید، صدای گریه و ماتم عظیم. راحیل برای فرزندان خویش می گرید، آنها از بین رفته اند و او تسلّی نمی پذیرفت.

۱۶ دیگر گریه نکن و اشکهایت را پاک کن. آنچه برای فرزند خود کردی،بی پاداش نخواهد ماند. آنها از سرزمین دشمن برمی گردند.

۱۷ به آینده امیدوار باش، فرزندانت به وطن برمی گردند. من، خداوند چنین گفته ام.

۱۸ «من می شنوم که قوم اسرائیل با اندوه می گویند، خداوندا، ما مثل حیوانات غیراهلی بودیم، امّا تو اطاعت را به ما آموختی. ما را به وطن بازگردان، ما حاضریم دوباره به سوی تو، خداوند و خدای خودمان بازگردیم.

۱۹ ما از تو روی ‌گرداندیم، ولی زود پشیمان شدیم. وقتی تو ما را تنبیه کردی، ما سرافکنده و محزون شدیم. به خاطر گناهان و خطاهای دوران جوانیمان، شرمنده و رسوا شدیم.

۲۰ ای اسرائیل، تو عزیزترین فرزند من هستی، فرزندی که بیش از همه دوست دارم. هر وقت نام تو را از روی خشم ذکر می کنم، با محبّت به تو می اندیشم. دل من برای تو می سوزد و از روی ترحّم با تو رفتار خواهم کرد.

۲۱ راه را علامت گذاری کنید و نشانه هایی در آن قرار دهید تا بتوانید در برگشت راه خود را پیدا کنید. ای قوم اسرائیل بازگردید، به شهرهایی که ترک کردید، بازگردید.

۲۲ ای قوم بی وفا، تا کی تردید می کنید؟ من چیزی تازه و متفاوت به وجود آورده ام، که یک زن سرپرستی یک مرد را به عهده بگیرد.»

سعادت آینده قوم خدا

۲۳ خداوند متعال، خدای اسرائیل می گوید: «وقتی من مردم را به سرزمین خودشان بازگردانم، آنها یک بار دیگر در یهودا و در شهرهای آن خواهند گفت، خداوند کوه مقدّس خود یعنی اورشلیم را مکان مقدّسی که خودش در آن زندگی می کند‌برکت دهد.

۲۴ مردم در یهودا و در شهرهای آن زندگی خواهند کرد و زارعین و چوپانان با گلّه های خود در اطراف آن خواهند بود.

۲۵ خستگان را نیروی تازه می بخشم و به آنها که از گرسنگی ضعیف شده اند، غذا خواهم داد.

۲۶ آنگاه مردم خواهند گفت، من خوابیدم و با نیروی تازه بیدار شدم.

۲۷ «من، خداوند، می گویم بزودی زمانی می آید که من سرزمین اسرائیل و یهودا را از انسان و حیوان پر خواهم ساخت.

۲۸ به همان نحوی که من آنها را ریشه کن کردم، بر زمین افکندم، برانداختم، درهم شکستم و ویران کردم، به همان نحو آنها را دوباره خواهم کاشت و بنا خواهم کرد.

۲۹ وقتی آن روز فرا رسد، دیگر مردم نخواهند گفت: والدین غوره خوردند، امّا دندانهای فرزندان کند شده است.

۳۰ در عوض هرکس غوره بخورد، دندانهای خودش کُند خواهد شد و هرکس در جزای گناه خود، مرگ را خواهد دید.»

۳۱ خداوند می گوید: «زمانی می رسد که من پیمانی تازه با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا خواهم بست.

۳۲ آن مانند پیمانی نخواهد بود که با اجدادشان، وقتی دست آنها را گرفتم و از مصر نجات دادم، بستم. هر چند من مثل یک شوهر با آنها رفتار کردم، آنها آن پیمان را نگاه نداشتند.

۳۳ پیمان تازه ای که با قوم اسرائیل می بندم چنین خواهد بود: شریعت خود را در ضمیر آنها قرار می دهم و بر قلبشان خواهم نوشت. من خدای آنها و آنها قوم من خواهند بود.

۳۴ دیگر احتیاجی نیست که آنان به همشهریان خود تعلیم دهند یا به یکدیگر بگویند: خدا را بشناس، زیرا همه از بزرگ تا کوچک مرا خواهند شناخت. در مقابل خطاهای آنها بخشنده خواهم بود و دیگر گناهان آنان را هرگز به یاد نخواهم آورد.»

۳۵ خداوند خورشید را قرار داد تا در روز روشنایی دهد و ماه و ستارگان را تا در شب بدرخشند. او دریا را به تلاطم می آورد تا امواج آن خروشان شوند، نام او خداوند متعال است.

۳۶ او وعده می دهد تا زمانی که این نظام طبیعت ادامه یابد، قوم اسرائیل هم به عنوان یک ملّت باقی خواهد ماند.

۳۷ اگر روزی بتوان آسمان را اندازه گرفت و در بنیان زمین کاوش کرد، آن وقت، در آن زمان من قوم اسرائیل را، به خاطر کارهایشان ترک خواهم کرد. خداوند چنین گفته است.

۳۸ خداوند می گوید: «زمانی می آید که اورشلیم به عنوان شهر من از بُرج حننئیل در غرب، تا دروازه زاویه

۳۹ و محدوده شهر از آنجا به طرف غرب تا تپّه جارب و تا اطراف جوعت امتداد خواهد داشت.

۴۰ تمام آن وادی که مردگان را در آن دفن می کنند و جایی که زباله ها را می ریزند و تمام مزارع بالای وادی قدرون تا دروازه اسب در شرق، تمام اینها برای من مقدّس خواهد بود. این شهر دیگر هرگز خراب و ویران نخواهد شد.»

 

عبرانیان باب ۹

  عبادت زمینی و آسمانی

 ۱ پیمان اول شامل آداب و رسوم مذهبی و عبادگاه زمینی بود ،

 ۲ خیمه ای که از دو قسمت تشکیل شده بود : در قسمت بیرونی آن یعنی در قدس چراغپایه و سفره و نانی که به خدا تقدیم شده بود قرار داشت

 ۳ و در پشت پردهً دوم ، اطاقی بود که قدس الاقداس نام داشت.

 ۴ آتشدان زرین که برای سوزاندن بخور بکار می رفت و صندوقچهً پیمان که تماماً از طلا پوشیده بود در آنجا بود. آن صندوقچه محتوی ظرف زرینی با نان منا بود و چوبدستی شکوفه کردهً هارون و دو لوح که بر آن کلمات پیمان نوشته شده بود قرار داشت.

 ۵ در بالای این صندوقچه کروبیان پر جلال خدا بر تخت رحمت سایه گسترده بودند. اکنون فرصت آن نیست که هر چیزی را به تفصیل شرح دهیم.

 ۶ پس از این که همهً این چیزها آماده شد ، کاهنان هر روز به قسمت بیرونی آن داخل می شوند تا وظائف خود را انجام دهند ،

 ۷ اما فقط کاهن بزرگ می تواند به قدس الاقداس برود و آن هم سالی یکبار ! و با خودش خون می برد تا به خاطرخود و به خاطر گناهانی که مردم از روی نادانی کرده اند آن را تقدیم نماید.

 ۸ روح القدس به این وسیله به مامی آموزد که تا وقتی خیمه بیرونی هنوز برپاست راه قدس الاقداس به سوی ما باز نشده است.

 ۹ این امر به زمان حاضر اشاره می کند و نشان می دهد که هدایا و قربانی هائی که به پیشگاه خداوند تقدیم می شد نمی توانست به عبادت کننده آسودگی خاطر ببخشد.

 ۱۰ این ها فقط خوردنیها و نوشیدنیها و راه های گوناگون تطهیر و قوانین مربوط به بدن انسان می باشند و تا زمانی که خدا همه چیز را اصلاح کند دارای اعتبار هستند.

 ۱۱ اما وقتی مسیح به عنوان کاهن بزرگ و آورندهً برکات سماوی آینده ظهور کرد به خیمه ای بزرگتر و کاملتر که بدستهای انسان ساخته نشده و به این جهان مخلوق تعلق ندارد وارد شد.

 ۱۲ وقتی عیسی یکبار و برای همیشه وارد قدس الاقداس شد خون بزها و گوساله ها را با خود نبرد ، بلکه با خون خود به آنجا رفت و نجات جاویدان رابرای ما فراهم ساخت ،

 ۱۳ زیرا اگر خون بزها و گاوان نر و پاشیدن خاکستر گوساله ماده می تواند آنانی را که جسماً ناپاک یا نجس بوده اند پاک سازد ،

 ۱۴ خون مسیح چقدر بیشتر انسان را پاک می گرداند ! او خود را به عنوان قربانی کامل و بدون نقص به وسیلهً روح جاودانی به خدا تقدیم کرد. خون او وجدان ما را از اعمال بیهوده پاک خواهد کرد تا ما بتوانیم خدای زنده را عبادت و خدمت کنیم.

 ۱۵ به این جهت او واسطهً یک پیمان تازه است تا کسانی که از طرف خدا خوانده شده اند برکات جاودانی را که خدا وعده فرموده است دریافت کنند. این کار عملی است ، زیرا مرگ او وسیله آزادی و آمرزش از خطایائی است که مردم در زمان پیمان اول مرتکب شده بودند.

 ۱۶ برای این که یک وصیت نامه اعتبار داشته باشد باید ثابت شود که وصیت کننده مرده است ،

 ۱۷ زیرا وصیت نامه بعد از مرگ معتبر است و تا زمانی که وصیت کننده زنده است اعتباری ندارد.

 ۱۸ و به این علت است که پیمان اول بدون ریختن خون تنوانست اعتبار داشته باشد ،

 ۱۹ زیرا وقتی موسی همهً فرمانهای شریعت را به مردم رسانید خون بز و گوساله را گرفته با آب و پشم قرمز و زوفا بر خود کتاب و بر همه مردم پاشید

 ۲۰ و گفت : « این خون ، پیمانی را که خدا برای شما مقرر فرموده است تأئید می کند. »

 ۲۱ به همان طریق او همچنین بر خیمه و بر تمام ظروفی که برای خدمت خدا به کار می رفت خون پاشید

 ۲۲ و در واقع بر طبق شریعت تقریباً همه چیز با خون پاک می شود و بدون ریختن خون ، آمرزش گناهان وجود ندارد.

  عیسی، قربانی گناه

 ۲۳ پس اگر این چیزها که نمونه هائی از حقایق آسمانی هستند باید به این طرز پاک شوند مسلم است که واقعیات آسمانی احتیاج به قربانی های بهتری دارند ،

 ۲۴ زیرا مسیح به آن عبادتگاهی که ساخته دست های انسان و فقط نشانه ای از آن عبادتگاه واقعی باشد وارد نشده است ، بلکه او به خود آسمان وارد گردید تا در حال حاضر از جانب ما در پیشگاه خدا حضور داشته باشد.

 ۲۵ کاهن بزرگ هر سال به قدس الاقداس وارد می شود و خون تقدیم می کند ــ ولی نه خون خودش را ، اما عیسی برای تقدیم خود به عنوان قربانی فقط یک بار به آنجا وارد شد.

 ۲۶ اگر چنان می شد او می بایست از زمان خلقت عالم تا به امروز بارها متحمل مرگ شده باشد ، ولی چنین نشد زیرا او فقط یک بار و آن هم برای همیشه در زمان آخر ظاهر شد تا با مرگ خود به عنوان قربانی ، گناه را از بین ببرد.

 ۲۷ همانطور که همه باید یکبار بمیرند و بعد از آن برای داوری در حضور خدا قرار گیرند ،

 ۲۸ مسیح نیز یک بار به عنوان قربانی تقدیم شد تا بار گناهان آدمیان را به دوش گیرد و بار دوم که ظاهر شود برای کفارهً گناهان نخواهد آمد ، بلکه برای نجات آنانی که چشم براه او هستند می آید.

Go to top