برنامه مطالعه کتاب مقدس

پیدایش فصل 7 مزمور فصل 16- 17 متی فصل 7

پیدایش باب ۷

طوفان

۱ خداوند به ‌نوح ‌فرمود: «تو با تمام ‌اهل خانه ات به ‌کشتی داخل شو. زیرا در این ‌زمان فقط ‌تو در حضور من پرهیزکار هستی .

۲ از تمام چارپایان پاک ‌از هر کدام ‌هفت ‌نر و هفت ‌ماده ‌و از چارپایان ‌ناپاک از هر کدام یک ‌نر و یک ‌ماده

۳ و از پرندگان ‌آسمان ‌نیز از هرکدام هفت ‌نر و هفت ماده ‌با خودت بردار تا از هر کدام نسلی روی زمین باقی بماند.

۴ زیرا من هفت ‌روز دیگر مدّت ‌چهل ‌شبانه روز باران ‌می بارانم و هر جانداری را که آفریده ام از روی زمین ‌نابود می کنم .»

۵ نوح هرچه خداوند به ‌او دستور داده ‌بود، انجام ‌داد.

۶ وقتی طوفان ‌آمد، نوح ششصد ساله ‌بود.

۷ او با زنش ‌و پسرهایش ‌و عروس هایش ‌به ‌داخل ‌کشتی رفتند تا از طوفان ‌رهایی یابند.

۸ همان طور که خدا به ‌نوح ‌دستور داده بود، از تمام چارپایان ‌پاک و ناپاک ‌و پرندگان و خزندگان یک جفت ‌نر و ماده ،

۹ با نوح ‌به ‌داخل کشتی رفتند.

۱۰ پس ‌از هفت ‌روز، آب روی زمین ‌را گرفت .

۱۱ در ششصدمین سال ‌زندگی نوح در روز هفدهم از ماه ‌دوم ، تمام ‌چشمه های عظیم در زیر زمین ‌شکافته ‌شد و همه روزنه های آسمان ‌باز شد

۱۲ و مدّت ‌چهل ‌شبانه روز باران می بارید.

۱۳ در همان روز، همان طور که ‌خدا دستور داده ‌بود، نوح ‌و پسرانش ‌سام ، حام و یافث و همسر نوح و عروس هایش

۱۴ و انواع حیوانات ‌یعنی چارپایان و خزندگان ‌و پرندگان ‌و مرغان و همه بالداران ،

۱۵ دو به دو نر و ماده با نوح ‌داخل کشتی شدند

۱۶ و خداوند در کشتی را پشت ‌سر ایشان ‌بست .

۱۷ مدّت ‌چهل ‌روز باران ‌مانند سیل ‌بر روی زمین ‌می بارید و آب ‌زیادتر می شد به طوری که کشتی از زمین ‌بلند شد.

۱۸ آب ‌به قدری زیاد شد که ‌کشتی بر روی آب به حرکت آمد.

۱۹ آب از روی زمین ‌بالا می آمد و زورآورتر می شد تا اینکه ‌آب ‌تمام کوه های بلند را پوشانید.

۲۰ و به ‌اندازه هفت متر از کوه ها بالاتر رفت ‌و همه چیز را پوشانید.

۲۱ هر جنبنده ای که ‌در روی زمین حرکت ‌می کرد یعنی تمام ‌پرندگان ، چارپایان و خزندگان ‌و تمام مردم ، همه ‌مردند.

۲۲ هر جانداری که ‌در روی زمین بود مرد.

۲۳ خدا هر موجودی را که ‌در روی زمین بود یعنی انسان ، چارپایان و خزندگان ‌و پرندگان آسمان ، همه را نابود کرد. فقط نوح با هرچه در کشتی با او بود باقی ماند.

۲۴ آب ‌صد و پنجاه ‌روز روی زمین را پوشانده ‌بود.

 

مزامیر باب ۱۶

  سرود اطمینان

 ۱ خدایا، مرا محافظت فرما، زیرا به تو پناه آورده ام.

 ۲ به خداوند گفتم: «تو خداوند من هستی، و هر چیز نیکویی که دارم، از توست.»

 ۳ ایمانداران این سرزمین، اشخاص نجیبی هستند و دلخوشی من به ایشان است.

 ۴ آنهایی که پیرو خدایان دیگر هستند، غم و اندوهشان زیاد می شود. در مراسم قربانی های آنها شرکت نمی کنمو نام آنها را ذکر هم نخواهم کرد.

 ۵ خداوندا، تو همه چیز من هستی و آنچه را که نیاز دارم، به من عطا کرده ای. آینده من در دست توست.

 ۶ آنچه را که نصیب من کرده ای بسیار عالی و نیکوست.

 ۷ خداوند را شکر می کنم، زیرا که مرا راهنمایی می کند. شبانگاه نیز وجدانم به من هشدار می دهد.

 ۸ هرگز خدا را فراموش نمی کنم، او همیشه نزد من است، هیچ چیز نمی تواند مرا بلغزاند.

 ۹ بنا بر این سپاسگزار و شادمان هستم و احساس امنیّت کامل می کنم.

 ۱۰ زیرا تو مرا از قدرت مرگ رهایی می رهانی. من با وفاداری تو را خدمت کرده ام و تو جانم را در دنیای مردگان ترک نخواهی کرد.

 ۱۱ تو راه زندگی را به من نشان خواهی داد. حضور تو، مرا از خوشی لبریز می کند و به من شادی ابدی می بخشد.

مزامیر باب ۱۷

  دعای شخص بی گناه

 ۱ خداوندا، التماس دادخواهی مرا بشنو. به درخواست کمک من توجّه نما و به دعای بی ریای من گوش فرا ده.

 ۲ تو از من پشتیبانی خواهی کرد، زیرا تو حقیقت را می دانی.

 ۳ تو از دل من آگاهی شب هنگام نیز نزد من آمده ای و مرا کاملا آزموده ای، خطایی در من نیافته ای، سخنی به خطا نگفته ام.

 ۴ مانند دیگران به شرارت سخن نگفته ام، من همه دستورات تو را اطاعت کرده ام و به راه شریران نرفته ام.

 ۵ من همیشه راه های تو را پیموده و از آن انحراف نورزیده ام.

 ۶ خدایا، من از تو کمک می خواهم. زیرا تو به داد من می رسی، پس به من گوش فرا ده و دعای مرا بشنو.

 ۷ ای نجات بخش مردمِ بی پناه، رحمت بی کران خود را بر من آشکار کن. در نزد تو از شرّ دشمنان در امان خواهم بود.

 ۸ مرا مانند چشمان خود محافظت کنو در سایه بالهایت پناهم ده.

 ۹ از دست غارتگران و دشمنان جانم که مرا احاطه کرده اند نجاتم بده.

 ۱۰ آنها رحم ندارند و سخنان غرورآمیز می گویند.

 ۱۱ دور مرا گرفته اند و می خواهند مرا به زمین بزنند.

 ۱۲ آنها مانند شیر، در پی فرصت هستند تا مرا بدرند و همچون شیر جوانی در بیشه خود کمین کرده اند.

 ۱۳ برخیز ای خداوند، با آنها روبه رو شو و آنها را سرنگون نما و با شمشیر خود، جان مرا از دست مردمان شریر نجات بده.

 ۱۴ ای خداوند، مرا از دست کسانی که به دنیا دل بسته اند، نجات بده. شکم آنها را با آنچه برایشان ذخیره کرده ای، پُر کن و به فرزندان آنها بیش از کفایت بده تا برای نوه های آنها نیز باقی بماند.

 ۱۵ امّا من روی تو را خواهم دید، چون خطایی مرتکب نشده ام و چون برخیزم، از دیدن روی تو شادمان خواهم شد.

 

انجیل متی باب ۷

  قضاوت دربارۀ دیگران

 ۱ در باره دیگران قضاوت نکنید تا مورد قضاوت قرار نگیرید .

 ۲ همانطور که شما دیگران را محکوم می کنید خودتان نیز محکوم خواهید شد. با هر پیمانه ای که به دیگران بدهید با همان پیمانه عوض خواهید گرفت.

 ۳ چرا پر کاهی را که در چشم برادرت هست می بینی ولی در فکر چوب بزرگی که در چشم خود داری نیستی؟

 ۴ یا چگونه جرأت می کنی به برادر خود بگوئی: « اجازه بده پر کاه را از چشمت بیرون آورم » حال آنکه خودت چوب بزرگی در چشم داری.

 ۵ ای ریاکار، اول آن چوب بزرگ را از چشم خود بیرون بیاور و آنگاه درست خواهی دید که پر کاه را از چشم برادرت بیرون بیاوری.

 ۶ آنچه مقدس است به سگان ندهید و مرواریدهای خود را جلوی خوکها نریزید مبادا آنها را زیر پا لگدمال کنند و برگشته شما را بدرند.

  خواستن، جستجو کردن و کوبیدن

 ۷ بخواهید، به شما داده خواهد شد. بجوئید، پیدا خواهید کرد. بکوبید، در به رویتان باز خواهد شد.

 ۸ چون هر که بخواهد بدست می آورد و هر که بجوید پیدا می کند و هر که بکوبد در برویش باز می شود.

 ۹ آیا کسی در میان شما هست که وقتی پسرش از او نان بخواهد سنگی به او بدهد؟

 ۱۰ و یا وقتی ماهی می خواهد ماری در دستش بگذارد؟

 ۱۱ پس اگر شما که انسانهای گناهکاری هستید می دانید چگونه باید چیزهای خوب را به فرزندان خود بدهید چقدر بیشتر باید مطمئن باشید که پدر آسمانی شما چیزهای نیکو را به آنانی که از او تقاضا می کنند عطا خواهد فرمود.

 ۱۲ با دیگران همانطور رفتار کنید که می خواهید آنها با شما رفتار کنند. این است خلاصه تورات و نوشته های انبیاء.

  در تنگ

 ۱۳ از در تنگ وارد شوید زیرا دری که بزرگ و راهی که وسیع است به هلاکت منتهی می شود و کسانیکه این راه را می پیمایند بسیارند

 ۱۴ اما دری که به حیات منتهی می شود تنگ وراهش دشوار است و یابندگان آن هم کم هستند.

  درخت و میوۀ آن

 ۱۵ از انبیاء دروغین بر حذر باشید که در لباس می ش به نزد شما می آیند ولی در باطن گرگان درنده اند.

 ۱۶ آنان را از اعمالشان خواهید شناخت، آیا می توان از بوته خار انگور و از خاربن انجیر چید؟

 ۱۷ همین طور درخت خوب میوه نیکو ببار می آورد ودرخت فاسد میوه بد.

 ۱۸ درخت نیکو نمی تواند میوه بد ببار آورد و نه درخت فاسد میوه نیکو.

 ۱۹ درختی که میوه خوب ببار نیاورد آن را می برند و در آتش میاندازند.

 ۲۰ بنابراین شما آنها را از میوه هایشان خواهید شناخت.

  شما را نمی شناسم

 ۲۱ نه هر کس که مرا « خداوندا، خداوندا » خطاب کند به پادشاهی آسمانی وارد خواهد ش، بلکه کسی که اراده پدر آسمانی مرا به انجام برساند.

 ۲۲ وقتی آن روز برسد بسیاری به من خواهند گفت: «خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوت نکردیم ؟ آیا با ذکر نام تو دیوها را بیرون نراندیم؟ و به نام تو معجزات بسیار نکردیم؟ »

 ۲۳ آنگاه صریحأ به آنان خواهم گفت: « من هرگز شما را نمی شناسم. از من دور شوید، ای بدکاران .»

  دو خانه

 ۲۴ پس کسی که سخنان مرا می شنود و به آنها عمل می کند مانند شخص دانائی است که خانه خود را بر سنگ بنا نمود.

 ۲۵ باران بارید، سیل جاری شد و باد وزیده بر آن خانه زورآور گردید، اما آن خانه خراب نشد زیرا شالوده آن بر روی سنگ بود.

 ۲۶ اما هر که سخنان مرا بشنود و به آنها عمل نکند مانند شخص نادانی است که خانه خود را بر روی شن بنا کرد.

 ۲۷ باران بارید، سیل جاری شد و باد وزیده به آن خانه زورآور گردید و آن خانه فرو ریخت و چه خرابی عظیمی بود!»

 ۲۸ وقتی عیسی این سخنان را به پایان رسانید مردم از تعالیم او متحیر شدند

 ۲۹ زیرا او بر خلاف روش ملایان یهود، با اختیار و اقتدار به آنان تعلیم می داد.

Go to top