برنامه مطالعه کتاب مقدس

پیدایش فصل 23 مزمور فصل 42- 43 متی فصل 23

پیدایش باب ۲۳

۱ سارا صد و بیست ‌و هفت سال زندگی کرد.

۲ او در حبرون در سرزمین کنعان ‌مرد و ابراهیم برای مرگ او ماتم گرفت .

۳ ابراهیم جایی را که ‌بدن ‌همسرش ‌در آنجا بود، ترک کرد و به نزد حِتّیان ‌رفت ‌و گفت :

۴ «من ‌در بین شما یک ‌نفر غریبه ‌هستم . یک قطعه زمین ‌به من بفروشید تا همسر خود را در آن ‌دفن کنم .»

۵ آنها جواب دادند:

۶ «ای آقا به سخنان ‌ما گوش ‌بده . ما تو را به چشم ‌یک ‌رهبر پر قدرت ‌نگاه ‌می کنیم . همسر خود را در بهترین قبرهایی که ‌ما داریم، ‌دفن کن . همه ما خوشحال ‌خواهیم شد که ‌یک ‌قبر به ‌تو بدهیم تا همسرت ‌را در آن ‌دفن کنی .»

۷ ابراهیم ‌پیش آنها تعظیم ‌کرد

۸ و گفت : «اگر شما به ‌من ‌لطف دارید و مایل ‌هستید که ‌همسر خود را اینجا دفن ‌کنم ، لطفاً از عفرون پسر سوحار

۹ بخواهید که غار مکفیله ‌را که ‌کنار مزرعه اش ‌می باشد، به من ‌بفروشد. از او بخواهید که آن ‌را در مقابل همه شما به تمام قیمت ‌به ‌من ‌بفروشد تا صاحب آن غار بشوم .»

۱۰ عفرون ‌خودش ‌در آن ‌جلسه ‌با سایر حِتّیان ‌در دروازه شهر نشسته ‌بود. او به طوری که ‌همه حاضرین ‌در آنجا بشنوند، جواب داد:

۱۱ «ای آقا، گوش ‌بده . من تمام ‌مزرعه ‌و غاری را که در آن است به ‌تو می دهم . اینجا در حضور تمام ‌افراد قبیله ام ، آن را به ‌تو می دهم ‌تا اینکه ‌همسر خود را در آن دفن کنی .»

۱۲ امّا ابراهیم ‌در مقابل ‌حتیان ‌تعظیم کرد

۱۳ و طوری که ‌همه ‌بشنوند به ‌عفرون گفت : «خواهش ‌می کنم ‌به ‌حرفهای من گوش بده . من ‌تمام مزرعه ‌را خواهم خرید. قیمت ‌زمین را از من ‌قبول کن و من همسر خود را در آنجا دفن ‌خواهم ‌کرد.»

۱۴ عفرون ‌جواب داد:

۱۵ «ای آقا، قیمت ‌زمین ‌فقط ‌چهار صد تکه ‌نقره ‌است . این ‌بین ‌ما چه ‌ارزشی دارد؟ همسر خود را در آن دفن کن .»

۱۶ ابراهیم موافقت ‌کرد و قیمتی را که ‌عفرون گفته ‌بود مطابق ‌وزنی که در بازار آن روز رایج ‌بود به ‌عفرون ‌داد. یعنی چهارصد تکه ‌نقره که عفرون در مقابل ‌همه افراد قبیله خود تعیین کرده ‌بود.

۱۷ به این ترتیب، ‌املاک ‌عفرون که در مکفیله ‌در مشرق ‌ممری بود، به ‌ابراهیم ‌رسید. این ‌مِلک ‌عبارت ‌بود از یک ‌مزرعه ‌و غاری که در آن بود و تمام درختان ‌مزرعه ‌تا کنار زمین .

۱۸ این ‌ملک در مقابل تمام حِتّیانی که ‌در آن ‌مجلس ‌حاضر بودند، به عنوان ‌مِلک ‌ابراهیم ‌شناخته ‌شد.

۱۹ بعد ابراهیم ‌همسرش سارا را در آن غار در سرزمین کنعان ‌دفن کرد.

۲۰ بنا براین مزرعه ای که مال حِتّیان بود و غاری که ‌در آن ‌بود به ‌نام آرامگاه به ملکیّت ‌ابراهیم درآمد.

 

مزامیر باب ۴۲

  دعایی در دیار غربت

 ۱ چنانکه آهو برای نهرهای آب اشتیاق دارد،همچنان ای خداوند جان من مشتاق توست.

 ۲ جان من تشنه خداست، تشنه خدای زنده! چه وقت می توانم به پیشگاه تو بیایم و تو را پرستش کنم؟

 ۳ روز و شب گریه می کنم و اشکهایم تنها خوراک من هستند، دشمنانم همواره از من می پرسند: «خدای تو کجاست؟»

 ۴ چون گذشته را به یاد می آورم قلبم می شکند، چگونه مردم را در روزهای عید به خانه خدا رهبری می کردم و فریاد شادی برمی آوردیم و سرود شکرگزاری می ‌خواندیم.

 ۵ چرا این قدر افسرده ام؟ چرا این قدر در مشکلاتم غرق شده ام؟ بر خدا امیدوار خواهم بود و یک بار دیگر او را حمد خواهم گفت خدای من و نجات دهنده من.

 ۶ در این دیار غریب قلبم شکسته است. بنا بر این از سرزمین اردن و کوه های حرمون و مصغر تو را به یاد می آورم و به تو می اندیشم.

 ۷ امواج غم و اندوه از سر من گذشته اند و توفانهای غم احاطه ام کرده اند.

 ۸ خداوندا، به هنگام روز، محبّت بی پایان خود را شامل حال من بگردان تا من هم شبانگاه سرود شکرگزاری تو را بخوانم و به درگاه تو که خدای حیات بخش من می ‌باشی، دعا کنم.

 ۹ به خدا که تکیه گاه من است می گویم: «مرا فراموش کرده ای؟ چرا به خاطر ظلم دشمنان پریشان باشم؟»

 ۱۰ سخنان توهین آمیز آنها مانند زخمی کشنده، مرا آزار می دهد، همیشه می پرسند: «خدای تو کجاست؟»

 ۱۱ چرا این قدر افسرده ام؟ چرا این قدر در مشکلاتم بر خدا امیدوار خواهم بود، و یک بار دیگر او را حمد خواهم گفت خدای من و نجات دهنده من.

مزامیر باب ۴۳

  دعایی در دیار غربت

 ۱ ای خدای من، در برابر مردم بی رحم از من دفاع کن و بی گناهی مرا اعلام نما، مرا از دست مردم شریر و دروغگو برهان.

 ۲ خدایا، تو پناهگاه من هستی. چرا رهایم کرده ای؟ چرا از دست ظلم دشمنان همیشه رنج بکشم؟

 ۳ نور و راستی خود را بفرست تا راهنمای من باشند و مرا به کوه مقدّس که بارگاه توست برسانند.

 ۴ آنگاه در برابر قربانگاه تو خواهم ایستاد و برای تو ای خدا، خدای من که سرچشمه شادی هستی، با بربط خواهم نواخت و سرود شکرگزاری خواهم سرایید.

 ۵ ای جان من چرا افسرده و غمگین هستی؟ بر خدا امید داشته باش زیرا که دوباره او را ستایش خواهی کرد، چون او خدای من و مددکار من است.

 

انجیل متی باب ۲۳

  کارهای غلط فریسیان و علما

 ۱ آنگاه عیسی به مردم و شاگردان خود گفت :

 ۲ « چون ملایان و فریسیان بر کرسی موسی نشسته اند،

 ۳ شما باید به هر چه آنها می گویند گوش دهید و مطابق آن عمل نمائید اما از اعمال آنان پیروی نکنید زیرا خود آنها آنچه می گویند نمی کنند.

 ۴ آنها بارهای سنگین را می بندند و بردوش مردم می گذارند در حالیکه خودشان حاضر نیستند برای بلند کردن آن بار حتی انگشت خود را تکان دهند.

 ۵ هر چه می کنند برای تظاهر و خودنمایی است . دعاهای بسته شده به بازوی خود را قطورتر و دامن ردای خویش را پهن تر می سازند.

 ۶ آنها دوست دارند در صدر مجالس بنشینند و در کنیسه ها بهترین جا را داشته باشند

 ۷ و مردم در کوچه ها به آنها سلام نمایند و آنها را « استاد » خطاب کنند.

 ۸ اما شما نباید « استاد » خوانده شوید زیرا شما یک استاد دارید و همه شما برادر هستید.

 ۹ هیچ کس را برروی زمین پدر نخوانید زیرا شما یک پدر دارید ، یعنی همان پدر آسمانی.

 ۱۰ و نباید « پیشوا» خوانده شوید زیرا شما یک پیشوا دارید که مسیح است.

 ۱۱ کسی در میان شما از همه بزرگتر است که خادم همه باشد

 ۱۲ زیرا هر که خود را بزرگ سازد حقیر خواهد شد و هر که خود را فروتن سازد به بزرگی خواهد رسید.»

  عیسی ریاکاری آنان را محکوم می کند

 ۱۳ « وای بر شما ای ملایان و فریسیان ریاکار! شما درهای پادشاهی آسمانی را بر روی مردم می بندید ، خودتان وارد نمی شوید و دیگران را هم که می خواهند وارد شوند باز می دارید.

 ۱۴ [ وای بر شما ای ملایان و فریسیان ریاکار ، شما مال بیوه زنان را می بلعید و حال آنکه محض خود نمائی نماز خود را طول می دهید ، به این جهت شما شدیدترین کیفرها را خواهید دید.]

 ۱۵ وای بر شما ای ملایان و فریسیان ریاکار ، شما دریا و خشکی را طی می کنید تا کسی را پیدا کنید که دین شما را بپذیرد. و وقتی که موفق شدید او را دو برابر بدتر از خودتان سزاوار جهنم می سازید.

 ۱۶ وای بر شما ای راهنمایان کور، شما می گویید: اگر کسی به معبد سوگند بخورد چیزی نیست ، اما اگر به طلاهای معبد سوگند بخورد موظف است به سوگند خود وفا کند.

 ۱۷ ای احمقان و ای کوران ، کدام مهمتر است طلا ، یا معبد که طلا را تقدیس می کند؟

 ۱۸ شما می گویید : هر گاه کسی به قربانگاه سوگند بخورد چیزی نیست اما اگر به هدایایی که در قربانگاه قرار دارد سوگند بخورد موظف است به آن عمل کند.

 ۱۹ ای کوران! کدام مهمتر است هدایا ، یا قربانگاهی که هدایا را تقدیس می کند؟

 ۲۰ کسی که به قربانگاه سوگند یاد می کند به آن و به هر چه بر روی آن است سوگند می خورد

 ۲۱ و کسی که به معبد سوگند می خورد به آن و به خدایی که در آن ساکن است سوگند خورده است.

 ۲۲ و هر گاه کسی به آسمان سوگند بخورد به تخت خدا و آنکس که بر آن می نشیند سوگند خورده است.

 ۲۳ وای بر شما ای ملایان و فریسیان ریاکار، شما از نعنا و شوید و زیره ده یک می دهید اما مهمترین احکام شریعت را که عدالت و رحمت و صداقت است نادیده گرفته اید. شما باید اینها را انجام دهید و در عین حال از انجام سایر احکام غفلت نکنید.

 ۲۴ ای راهنمایان کور که پشه را صافی می کنید و شتر را می بلعید.

 ۲۵ وای بر شما ای ملایان و فریسیان ریاکار ، شما بیرون پیاله و بشقاب را پاک می کنید در حالیکه درون آن از ظلم و ناپرهیزی پر است

 ۲۶ ای فریسی کور ، اول درون پیاله را پاک کن که در آن صورت بیرون آن هم پاک خواهد بود.

 ۲۷ وای بر شما ای ملایان و فریسیان ریاکار ، شما مثل مقبره های سفید شده ای هستید که ظاهری زیبا دارند اما داخل آنها پر از استخوانهای مردگان و انواع کثافات است!

 ۲۸ شما هم همین طور ظاهرأ مردمانی درستکار ولی در باطن پر از ریاکاری و شرارت هستید.»

  پیشگویی عقوبت آنان

 ۲۹ « وای بر شما ای ملایان و فریسیان ریاکار ، شما مقبره های پیغمبران را می سازید و بناهایی را که به یادبود مقدسین ساخته شده تزیین می کنید

 ۳۰ و می گوئید: « اگر ما در زمان پدران خود زنده بودیم هرگز با آنان در قتل پیامبران شرکت نمی کردیم .»

 ۳۱ به این ترتیب تصدیق می کنید که فرزندان کسانی هستید که پیغمبران را به قتل رسانیده اند.

 ۳۲ پس بروید و آنچه را که پدرانتان شروع کردند به اتمام رسانید.

 ۳۳ ای ماران ، ای افعی زادگان ، شما چگونه از مجازات دوزخ می گریزید؟

 ۳۴ به این جهت من انبیاء و حکما و علما را برای شما می فرستم ، اما شما بعضی را می کشید و مصلوب می کنید و بعضی را هم در کنیسه هایتان تازیانه می زنید و شهر به شهر می رانید

 ۳۵ و از ین جهت خون همه نیکمردان خدا که بر زمین ریخته شده بر گردن شما خواهد بود ـ از هابیل معصوم گرفته تا ذکریا فرزند برخیا که او را در بین اندرون مقدس معبد و قربانگاه کشتید.

 ۳۶ در حقیقت به شما می گویم گناه تمام این کارها به گردن این نسل خواهد بود.

  محبت عیسی به اورشلیم

 ۳۷ ای اورشلیم ، ای اورشلیم ، ای شهری که پیامبران را بقتل رسانیدی و رسولانی را که به نزد تو فرستاده شدند سنگسارکردی ! چه بسیار اوقاتی که آرزو کردم مانند مرغی که جوجه های خود رابزیر پروبال خود جمع می کند فرزندان تو را به دور خود جمع کنم اما تو نخواستی.

 ۳۸ اکنون خانه شما متروک به شما واگذار خواهد شد !

 ۳۹ و بدانید که دیگر هرگز مرا نخواهید دید تا روزی که بگویید: مبارک است کسی که به نام خداوند می آید.»

Go to top