برنامه مطالعه کتاب مقدس

اول سموئیل فصل 10 حزقیال فصل 6 مکاشفه فصل 7

اول سموئیل باب ۱۰

مسح نمودن شائول به فرمانروایی توسط سموئیل

۱ آنگاه سموئیل یک ظرف روغن زیتون را گرفته، بر سر شائول ریخت. بعد او را بوسید و گفت: «خداوند تو را انتخاب فرموده است که فرمانروای اسرائیل باشی. تو بر قوم او فرمانروایی خواهی کرد و آنها را از دست تمام دشمنانشان خواهی رهانید و این نشانه آن است که خداوند تو را برگزیده است تا بر قوم او سلطنت کنی.

۲ وقتی از من جدا می شوی، دو نفر را در کنار قبر راحیل در شهر صلصح که در سرزمین بنیامین واقع است، خواهی دید. آنها به تو خبر می دهند که الاغهایی را که جستجو می کردی، پیدا شده اند. حالا پدرت در فکر الاغها نیست بلکه به خاطر تو نگران است و می گوید، پسرم را چطور پیدا کنم.

۳ باز وقتی جلوتر بروی به درخت بلوط تابور می رسی. در آنجا سه مرد را می بینی که برای پرستش خداوند به بیت ئیل می روند. یکی از آنها سه بُزغاله، دیگری سه قرص نان و سومی یک مشک شراب با خود دارد.

۴ آنها با تو احوالپرسی می کنند و به تو دو قرص نان می دهند که تو باید آن را بپذیری.

۵ بعد به کوه خدا در جبعه می رسی که در آنجا سربازان فلسطینیان نگهبانی می دهند. همین که به شهر وارد می شوی با چند نفر از انبیا برمی خوری که از کوه پایین می آیند و در حال نواختن چنگ و دف و نی و بربط، می رقصند و می خوانند.

۶ سپس روح خداوند بر تو قرار می گیرد و تو هم با آنها می خوانی و به شخص دیگری تبدیل می شوی.

۷ از آن به بعد هر تصمیمی که می گیری انجام بده، زیرا خداوند با تو خواهد بود.

۸ تو قبل از من به جلجال برو، در آنجا من در وقت ادای مراسم قربانی سوختنی و ذبح کردن قربانی ‌های سلامتی با تو خواهم بود. هفت روز منتظر من باش تا بیایم و به تو بگویم که چه کارهایی باید بکنی.»

۹ وقتی شائول با سموئیل خداحافظی کرد و می خواست برود، خدا شخصیّت تازه ای به او داد و همه چیزهایی را که سموئیل گفته بود، به حقیقت پیوستند.

۱۰ وقتی شائول و نوکرش به کوه خدا رسیدند گروهی از انبیا را دیدند که به طرف آنها می آیند. آنگاه روح خدا بر شائول قرار گرفت و با آنها می خواند.

۱۱ کسانی که قبلا او را می شناختند، وقتی دیدند که با انبیا می خواند، گفتند: «پسر قیس را چه شده است؟ آیا شائول هم نبی شده است؟»

۱۲ یک ‌نفر از حاضرین اضافه کرد: «پدرشان کیست؟» از همان زمان این مَثَل وِرد زبان مردم شد که می گویند: «شائول هم از جمله انبیاست.»

۱۳ وقتی شائول نبوّتش را تمام کرد، به منزل خود رفت.

۱۴ عموی شائول از آنها پرسید: «کجا رفته بودید؟» شائول جواب داد: «برای یافتن الاغها رفته بودیم. چون آنها را نیافتیم، پیش سموئیل رفتیم.»

۱۵ عمویش گفت: «به من بگو که او چه گفت.»

۱۶ شائول جواب داد: «او به ما گفت که الاغها پیدا شده اند.» امّا درباره پادشاهی چیزی به عموی خود نگفت.

شائول پادشاه اسرائیل می شود

۱۷ سموئیل قوم اسرائیل را برای یک اجتماع در مصفه دعوت کرد

۱۸ و به آنها گفت: «خداوند خدای اسرائیل چنین می فرماید: من قوم اسرائیل را از مصر بیرون آوردم و شما را از دست مردم مصر و ممالکی که بر شما ظلم می کردند، نجات دادم.

۱۹ امّا امروز شما خدای خود را که شما را از بلاها و مصائب رهایی بخشید، رد کردید. حالا از من می خواهید که پادشاهی برایتان انتخاب کنم. بسیار خوب، اکنون به ترتیب طایفه و خاندان به حضور خداوند حاضر شوید.»

۲۰ پس سموئیل همه طایفه های اسرائیل را به حضور خداوند جمع کرد و از بین آنها طایفه بنیامین به حکم قرعه انتخاب شد.

۲۱ سپس همه خانواده های طایفه بنیامین را به حضور خداوند آورد و قرعه به نام خانواده مطری درآمد. سپس هریک از افراد خانواده مطری حاضر شدند و از بین آنها شائول، پسر قیس انتخاب گردید. امّا وقتی رفتند که او را بیاورند او را نیافتند.

۲۲ پس از خداوند پرسیدند: «او کجاست؟ آیا او اینجا در بین ماست؟» خداوند جواب داد: «بلی، او خود را در بین اسبابها پنهان کرده است.»

۲۳ آنگاه رفتند و او را آوردند. وقتی در بین مردم ایستاد، یک سر و گردن از دیگران بلندتر بود.

۲۴ سموئیل به مردم گفت: «این شخص همان کسی است که خداوند او را به عنوان پادشاه شما انتخاب فرموده است. در تمام قوم اسرائیل مثل او پیدا نمی شود.» آنگاه همگی با یک صدا گفتند: «زنده باد پادشاه!»

۲۵ بعد سموئیل حقوق و وظایف پادشاه را برای مردم شرح داد و همه را در کتابی نوشت و به حضور خداوند تقدیم کرد. سپس مردم را به خانه های خود فرستاد.

۲۶ شائول هم به خانه خود در جبعه برگشت و مردان نیرومند هم که خدا دل آنها را برانگیخته بود شائول را همراهی کردند.

۲۷ امّا بعضی از اشخاص پستی که در آنجا حاضر بودند، گفتند: «این شخص چطور می تواند ما را نجات بدهد؟» پس او را مسخره کردند و هدیه ‌ای برایش نیاوردند، ولی او حرفی نزد.

 

حزقیال باب ۶

  خداوند بت پرستی را محکوم می کند

 ۱ خداوند به من فرمود:

 ۲ «ای انسان فانی، به سوی کوه های اسرائیل بنگر و علیه آنها نبوّت کن

 ۳ و بگو: ای کوه های اسرائیل، کلام خداوند متعال را بشنوید. خداوند متعال به کوه ها، تپّه ها، درّه ها و دشتها چنین می فرماید: من خودم شمشیری می فرستم تا پرستشگاه های بالای تپّه های شما را نابود کند.

 ۴ قربانگاه های شما ویران و مکانی که در آن بخور می سوزانید، شکسته خواهد شد. همه مردمِ آنجا در برابر بُتهایشان کشته خواهند شد.

 ۵ من اجساد مردم اسرائیل را پراکنده می سازم. من استخوانهای ایشان را در اطراف قربانگاه پراکنده می کنم.

 ۶ همه شهرهای اسرائیل نابود و بتکده هایش ویران می گردند، پس قربانگاه هایش ویران و نابود می گردند، بُتهایش درهم می شکنند، قربانگاه بُخور آن فرو می ریزد و کارهایش ناپدید می گردد.

 ۷ مردم در همه جا کشته می شوند و کسانی که زنده بمانند، خواهند پذیرفت که من خداوند هستم.

 ۸ «من اجازه خواهم داد که عدّه ای از کشتار بگریزند و در میان ملّتها پراکنده گردند.

 ۹ آنهایی که در اسارت به سر می برند، آنجا را به یاد خواهند آورد و خواهند دانست که من ایشان را مجازات نموده و شرمسار ساخته ام، زیرا دلهای بی وفای ایشان، مرا ترک کرد و بُتها را ترجیح دادند. ایشان به خاطر کارهای زشت و پلیدی که انجام داده اند، از خود بیزار خواهند شد.

 ۱۰ ایشان خواهند دانست که من خداوند هستم و تهدیدهای من پوچ نبوده اند.»

 ۱۱ پس خداوند متعال چنین می فرماید: «دست بزنید و پای بر زمین بکوبید و به خاطر کارهای زشت و پلیدی که قوم اسرائیل انجام داده است، از اندوه گریه کنید. ایشان در جنگ یا گرسنگی و یا از بیماری خواهند مرد.

 ۱۲ کسانی که دور هستند بیمار می شوند و خواهند مرد، کسانی که نزدیک هستند در جنگ کشته می شوند، کسانی که باقی بمانند از گرسنگی خواهند مرد، همه ایشان نیروی خشم مرا حس خواهند کرد.

 ۱۳ در میان بُتها و قربانگاه ها، در بتکده ها و بر فراز هر کوه، در زیر هر درخت سبز و هر درخت بلوط بزرگ، در هر کجا که قربانی سوختنی به بُتهایشان تقدیم کردند، اجسادشان پراکنده خواهند شد. آنگاه همه خواهند دانست که من خداوند هستم. دست خود را برای نابودی آنها دراز می کنم و شهرهایشان را از بیابان در جنوب تا شهر ربله در شمال ویران می سازم تا بدانند که من خداوند هستم.»

 

مکاشفه باب ۷

  ۱۴۴۰۰۰ اسرائیلی

 ۱ بعد از این چهار فرشته را دیدم که در چهار گوشهً زمین مستقر شدند و جلوی چهار باد زمین را می گرفتند تا دیگر بادی بر دریا و خشکی و یا هیچ درختی نوزد

 ۲ و فرشتهً دیگری را دیدم که از مشرق بر می خاست و مهر خدای زنده را در دست داشت و با صدای بلند به آن چهار فرشته که قدرت یافته بودند به خشکی و دریا آسیب رسانند گفت:

 ۳ « تا آن زمان که ما مهر خدایمان را بر پیشانی بندگانش نگذاریم به دریا و یا خشکی و یا درختان آسیبی نرسانید»

 ۴ و شنیدم که تعداد کسانی که از همه قبائل بنی اسرائیل نشانهً مهر را دریافت داشته بودند یکصد و چهل و چهار هزار بودند.

 ۵ دوازده هزار از قبیلهً یهودا ، دوازده هزار از قبیلهً راؤبین ، دوازده هزار از قبیلهً جاد ،

 ۶ دوازده هزار از قبیلهً اشیر ، دوازده هزار از قبیلهً نفتالیم ، دوازده هزار از قبیلهً منسی،

 ۷ دوازده هزار از قبیلهً شمعون ، دوازده هزار از قبیلهً لاوی ، دوازده هزار از قبیلهً یساکار،

 ۸ دوازده هزار از قبیلهً زبولون ، دوازده هزار از قبیلهً یوسف و دوازده هزار از قبیلهً بنیامین.

  جمعیت بزرگ از تمام ملتها

 ۹ بعد از این نگاه کردم و گروه کثیری را دیدم که به شمار نمی آمد. از همهً ملل و همهً قبائل و امتها و زبانها در جلوی تخت و در مقابل بره ایستاده بودند. آنها لباس سفیدی به تن داشتند و شاخهً نخل در دستشان بود

 ۱۰ و با هم فریاد می زدند : « نجات ما از جانب خدائی است که بر تخت می نشیند و از جانب بره است.»

 ۱۱ و همهً فرشتگانی که در پیرامون تخت بودند همراه با پیران و آن چهار حیوان در جلوی تخت چهره بر زمین نهاده و خدا را عبادت کردند.

 ۱۲ آنها می گفتند : « آمین ، حمد و جلال و حکمت ، سپاس و حرمت ، قدرت و قوت از آن خدای ما باد ، تا به ابد امین ».

 ۱۳ آنگاه یکی از آن پیران به من خطاب کرده گفت : « این مردان سفید پوش کی هستند و اهل کجایند؟»

 ۱۴ من پاسخ دادم : « ای آقای من ، تو باید بدانی » بعد به من گفت : « این ها کسانی هستند که از آن عذاب سخت گذشته اند ، رداهای خود را شسته و در خون بره سفید کرده اند.

 ۱۵ به این سبب آنها در برابر تخت خدا هستند و او را شب و روز در معبدش خدمت می کنند و آنان در سایهً آن تخت نشین خواهند بود.

 ۱۶ آنان دیگر احساس گرسنگی یا تشنگی نخواهند کرد. خورشید و یا هیچ گرمای سوزانی به آنها آسیب نخواهد رسانید.

 ۱۷ زیرا آن بره که در مرکز تخت است شبان آنان خواهد بود و آنان را به چشمه های آب حیات هدایت خواهد کرد و خدا همهً اشکها را از چشمان آنان پاک خواهد کرد.»

Go to top