برنامه مطالعه کتاب مقدس

اول سموئیل فصل 29 حزقیال فصل 25 ملاکی فصل 4

اول سموئیل باب ۲۹

فلسطینیها داوود را رد می کنند

۱ سپاه فلسطینی ها در افیق جمع شدند و لشکر اسرائیل نیز در کنار دشت یزرعیل اردو زد.

۲ وقتی فرماندهان لشکر فلسطینی ها گروه های صد نفره و هزار نفره را به حرکت در آوردند، داوود و همراهان هم به دنبال اخیش پادشاه می رفتند.

۳ فرمانده های فلسطینی ها پرسیدند: «این عبرانیان اینجا چه می کنند؟» اخیش در جواب گفت: «او داوود خادم شائول، پادشاه اسرائیل است. او مدّت زیادی است که با من به سر می برد. در این مدّت او هیچ اشتباهی از او ندیده ام.»

۴ امّا فرماندهان فلسطینی خشمگین شدند و گفتند: «او را به شهری که به او داده ‌ای بفرست. او نباید با ما به جنگ برود، مبادا علیه ما بجنگد. زیرا کشته شدن ما به دست او فرصت خوبی به او می دهد که اعتماد آقای خود را به دست آورده با او آشتی کند.

۵ آیا این شخص همان داوود نیست که زنهای اسرائیلی در رقص‌های خود برایش می خواندند: شائول هزاران نفر را کشته و داوود ده ها هزار نفر را؟»

۶ پس اخیش داوود را به حضور خود خواند و گفت: «من به خداوند زنده قسم می خورم که تو شخص درستکاری هستی و از روزی که پیش من آمدی، هیچ بدی از تو ندیده ام. من می خواهم تو با ما به جنگ بروی، امّا فرماندهان سپاه نمی خواهند.

۷ پس به سلامتی بازگرد و کاری نکن که آنها را ناراضی کنی.»

۸ داوود به اخیش گفت: «من چه کرده ام؟ در این مدّتی که در خدمت تو بوده ام آیا هیچ خطایی در من دیده ای که مرا از جنگ کردن با دشمنان آقایم باز دارد؟»

۹ اخیش جواب داد: «من می دانم. تو در نظر من مثل فرشته خدا نیکو هستی، ولی فرماندهان دیگر می ترسند و نمی خواهند که با آنها به جنگ بروی.

۱۰ پس از تو خواهش می کنم تو و همه کسانی که از نزد شائول پادشاه اسرائیل نزد من آمدید، فردا صبح زود همین که هوا روشن شد، اینجا را ترک کنید.»

۱۱ پس داوود و همراهان او صبح زود برخاستند و به فلسطین برگشتند. سپاهیان فلسطین نیز به راه خود به طرف یزرعیل ادامه دادند.

 

حزقیال باب ۲۵

  نبوت علیه عمون

 ۱ خداوند به من فرمود:

 ۲ «ای انسان فانی، به سوی عمون روی کن و علیه ایشان نبوّت کن.

 ۳ به ایشان بگو کلام خداوند متعال چنین می فرماید: شما از آلوده شدن معبد بزرگ من، نابودی سرزمین اسرائیل و اسارت مردم یهودا خشنود گشتید.

 ۴ چون شادمان بودید، اجازه خواهم داد تا قبایل شرقی بیابان بر شما چیره گردند. ایشان در سرزمین شما اردو خواهند زد و در آنجا ساکن می گردند. ایشان میوه ای را خواهند خورد و شیری را خواهند نوشید که می بایست از آن شما باشد.

 ۵ شهر ربه را چراگاه شترها و عمون را جایگاه گلّه ها خواهم گردانید، آنگاه خواهید دانست که من خداوند هستم.»

 ۶ خداوند متعال چنین می فرماید: «چون شما با تمام بداندیشی علیه اسرائیل، دست زدید و پایکوبی و شادمانی کردید،

 ۷ بنا بر این من دست خود را علیه شما دراز می کنم و شما را به دست ملّتهایی خواهم داد که شما را تاراج کنند. شما را بکلّی نابود خواهم کرد تا دیگر ملّتی و کشوری نداشته باشید.»

  نبوت علیه موآب

 ۸ خداوند متعال ‌فرمود: «چون مردم موآب گفتند یهودا نیز مانند ملّتهای دیگر است،

 ۹ اجازه خواهم داد تا شهرهایی که از مرزهای موآب دفاع می کنند، حتّی بهترین شهرها یعنی بیت یشیموت و بعل معون و قیریتایم مورد حمله قرار بگیرند.

 ۱۰ اجازه خواهم داد تا قبایل شرق بیابان، موآب و عمون را با هم تسخیر کنند تا دیگر یادی از عمون در میان ملّتها بجا نماند.

 ۱۱ موآب را مجازات خواهم کرد و ایشان خواهند دانست که من خداوند هستم.»

  نبوت علیه ادوم

 ۱۲ خداوند متعال چنین ‌می فرماید: «مردم اَدوم از یهودا بی رحمانه انتقام گرفتند و این کار موجب شد که بسیار خاطی شوند.

 ۱۳ بنا بر این من دستم را علیه اَدوم دراز خواهم کرد و همه مردم و حیوانات آنجا را خواهم کشت. آن سرزمین را ویران خواهم نمود و از شهر تیمان تا شهر ددان، مردم با شمشیر کشته خواهند شد.

 ۱۴ من انتقام خود را به دست قوم خود اسرائیل، از اَدوم خواهم گرفت و ایشان باعث خواهند شد تا اَدوم شدّت خشم مرا حس کند و خواهند دانست مورد خشم من قرار گرفتن یعنی چه.»

  نبوت علیه فلسطین

 ۱۵ خداوند متعال چنین می فرماید: «چون فلسطینی ها انتقام جویانه عمل کردند و با قلبی کینه توز و برای نابودی و دشمنی بی پایان انتقام گرفتند،

 ۱۶ پس من دست خود را علیه فلسطینی ها دراز خواهم کرد و کریتیان را از میان خواهم برداشت و بقیّه ساحل دریا را نابود خواهم کرد.

 ۱۷ من انتقام شدید خواهم گرفت و با خشم ایشان را مجازات خواهم کرد. هنگامی که از ایشان انتقام بگیرم خواهند دانست که من خداوند هستم.»

 

ملاکی باب ۴

  روز داوری خداوند فرا می رسد

 ۱ خداوند متعال می فرماید: «روز داوری مانند تنورِ شعله ور فرا می رسد و همه اشخاص متکبّر و شریر را مانند کاه می سوزاند. آنها طوری می سوزند که هیچ چیزی از آنها باقی نخواهد ماند.

 ۲ امّا برای شما که از نام من می ترسید، آفتاب عدالت با پرتو شفابخش خود طلوع خواهد کرد. شما مانند گوساله ها از خوشی جست و خیز خواهید کرد.

 ۳ در آن روز معیّن، بدکاران را مانند خاکستر در زیر کف پاهایتان لگدمال خواهید نمود.

 ۴ «قوانین، دستورات و تعالیمی را که بر کوه سینا توسط بنده ام، موسی به همه قوم اسرائیل دادم، فراموش نکنید.

 ۵ «پیش از فرا رسیدن آن روز عظیم و هولناک که روز داوری خداوند است، من ایلیای نبی را نزد شما می فرستم.

 ۶ او دلهای پدران و فرزندان را به هم نزدیک می سازد تا مبادا من سرزمین شما را با نفرین خود ویران کنم.»

Go to top