برنامه مطالعه کتاب مقدس

دوم سموئیل فصل 4 حزقیال فصل 31 زکریا فصل 8 و 9

دوم سموئیل باب ۴

کشته شدن ایشبوشت

۱ هنگامی که ایشبوشت، پسر شائول شنید که اَبنیر در حبرون کشته شده از ترس دستها و پاهایش سُست شدند و تمام مردم اسرائیل پریشان گشتند.

۲ سپاه متهاجم اسرائیل تحت اداره دو افسر، به نامهای بعنه و ریکاب بود. این دو نفر پسران رِمون بئیروتی، از طایفه بنیامین بودند.

۳ گرچه بئیروتیان به جتایم، محل سکونت کنونی خود فرار کرده بودند، امّا اصلا از مردم بنیامین بودند.

۴ یوناتان پسر شائول، پسری داشت به نام مفیبوشت که هنگامی که شائول و یوناتان کشته شدند پنج سال داشت. وقتی خبر مرگ آنها در یزرعیل شنیده شد، پرستارش او را برداشت و فرار کرد، امّا به خاطر عجله ای که داشت او را انداخت و او لنگ شد.

۵ پسران رِمون، یعنی بعنه و ریکاب، هنگام ظهر به خانه ایشبوشت رسیدند. ایشبوشت در حال استراحت بود.

۶ زنی که دربان خانه بود گندم پاک می کرد، امّا لحظه ای بعد، از خستگی خوابش برد.

۷ هنگامی که داخل خانه شدند، به اتاق خواب ایشبوشت رفته او را در بسترش کشتند. بعد سرش را از تن جدا کردند و آن را با خود بردند، از راه دشت اردن تمام شب راه رفتند تا به حبرون رسیدند.

۸ پس سر ایشبوشت را به حضور داوود برده گفتند: «سر ایشبوشت، پسر دشمنت شائول را که همیشه قصد کشتن تو را داشت، برایت آوردیم. خداوند انتقام سرور ما، پادشاه را از شائول و فرزندان او گرفت.»

۹ امّا داوود جواب داد: «خداوندی که مرا از شر دشمنانم نجات داد شاهد است

۱۰ وقتی آن کسی که خبر مرگ شائول را برایم آورد و فکر می کرد که من از آن خبر شاد می شوم، او را در صقلغ کشتم و این چنین انعامِ خوش خبری اش را به او دادم.

۱۱ پس می دانید کسی که یک شخص نیک و صالح را در بستر خوابش بکشد، چند برابر جزا می بیند؟ آیا فکر می کنید که انتقام خون او را از شما نمی گیرم و شما را از روی زمین محو نمی کنم؟»

۱۲ آنگاه به خادمان خود امر کرد که آن دو برادر را بکشند. آنها دستور او را بجا آوردند. بعد دست و پایشان را قطع کرده اجسادشان را در کنار برکه حبرون به دار آویختند. سپس سر ایشبوشت را در آرامگاه اَبنیر در حبرون دفن کردند.

 

حزقیال باب ۳۱

  مصر با درخت سرو مقایسه می شود

 ۱ در روز اول ماه سوم از سال یازدهم تبعید ما، خداوند به من فرمود:

 ۲ «ای انسان فانی، به فرعون و به مردم او بگو: «در بزرگیت به چه شباهت داری؟

 ۳ تو چون درخت سروی در لبنان هستی! با شاخه های زیبای سایه گستر، درخت بلندی که به ابرها می رسد.

 ۴ آبها آن را تغذیه می کردند و چشمه های عمیق آن را رشد می دادند تا بلند گردد. آنجا که کاشته شده بود، رودخانه ها جاری بودند و جویها به سوی همه درختان جنگل روانه بودند.

 ۵ چون سیراب بود، از درختان دیگر بلندتر شد. شاخه های آن دراز و تنومند شدند.

 ۶ همه پرندگان آسمان بر شاخه های آن آشیانه ساختند، زیر شاخه هایش همه حیوانات صحرا بچّه ‌زاییدند و در سایه اش همه ملّتهای بزرگ استراحت کردند.

 ۷ چه درخت زیبایی بود، چه بالا بلند با شاخه های دراز، زیرا تا عمق آبهای روان ریشه دوانده بود.

 ۸ هیچ درخت سروی در باغ خدا با آن قابل مقایسه نبود. هیچ درخت صنوبری هرگز چنان شاخه هایی نداشت و نه درختان دیگر چنان جوانه هایی. هیچ درختی در باغ خدا چنین زیبا نبود.

 ۹ من آن را با شاخه های گسترده زیبا کردم. او مورد رَشک همه درختان در عدن، باغ خدا بود.

 ۱۰ «پس من، خداوند متعال می گویم که برای درختی که رشد کرد و به ابرها رسید چه رخ خواهد داد؛ هرچه بلندتر شد مغرورتر گردید.

 ۱۱ پس من او را از خود رانده به دست قویترین پادشاه جهان تسلیم می کنم تا او را به سزای کارهای زشتش برساند.

 ۱۲ بیگانگان بی رحم آن را قطع و رها خواهند کرد. شاخ و برگش شکسته اش در کوه و درّه کشور خواهد افتاد. همه ملّتهایی که در سایه اش استراحت می کردند، خواهند رفت.

 ۱۳ بر تنه افتاده آن، همه پرندگان آسمان آشیانه گزیدند و در میان شاخه هایش همه حیوانات وحشی لانه کردند.

 ۱۴ بنا بر این دیگر هیچ درختی هرقدر هم که سیراب باشد، آن قدر بلند نمی شود که از ابرها بگذرد. همه آنها چون انسان فانی محکوم به مرگ هستند، محکوم به پیوستن به کسانی که به دنیای مردگان می روند.»

 ۱۵ خداوند متعال چنین می فرماید: «در روزی که درخت به دنیای مردگان نزول کند، به نشانه سوگواری با آبهای زیر زمینی آن را می پوشانم. رودخانه ها را از جریان باز می دارم و بسیاری از جویبارها جاری نخواهند شد. زیرا درخت مرده است، کوه های لبنان را با تاریکی خواهم پوشاند و همه درختان جنگل را پژمرده خواهم کرد.

 ۱۶ هنگامی که آن را به دنیای مردگان بفرستم، آواز فرو افتادنش ملّتها را به لرزه خواهد انداخت. تمام درختان عدن و نیکوترین درختان سیراب لبنان که به دنیای پایین رفته بودند، از سرنگونی آن خشنود می گردند.

 ۱۷ آنها نیز با آن به دنیای مردگان فرو خواهد رفت، نزد کسانی که با شمشیر کشته شدند، کسانی که در میان اقوام در سایه اش زیست می کردند نابود خواهند شد.

 ۱۸ «کدام یک از درختان باغ عدن در شکوه و جلال مانند تو بود؟ اکنون تو همراه درختان عدن به دنیای مردگان خواهی رفت و در میان نامختونان و کسانی که با شمشیر کشته شدند، خواهی افتاد. این فرعون و مردم او هستند.» خداوند متعال چنین می فرماید.

 

زکریا باب ۸

  وعده خداوند برای بازسازی اورشلیم

 ۱ بار دیگر کلام خداوند متعال بر من آمد و چنین فرمود:

 ۲ «اورشلیم را بسیار دوست می دارم و به همین سبب از دشمنان آن خشمگین می باشم.

 ۳ اکنون به اورشلیم به شهر مقدّس خود بازمی گردم و در آنجا ساکن می شوم و کوه صهیون و اورشلیم شهر وفادار و کوه خداوند متعال کوه مقدّس نامیده می شود.

 ۴ بار دیگر مردان و زنان سالخورده ای که با عصا راه می روند پیاده می روند، در میدانهای شهر خواهند نشست.

 ۵ و کوچه های شهر از پسران و دخترانی که سرگرم بازی هستند پُر می شوند.»

 ۶ خداوند متعال می فرماید: «این کار شاید برای بازماندگان قوم غیر ممکن باشد، امّا برای من بسیار آسان است.

 ۷ من قوم خود را از شرق و غرب نجات می دهم

 ۸ و به اورشلیم می آورم تا در آنجا ساکن شوند. آنها قوم من خواهند بود و من خدایشان خواهم بود و با راستی و عدالت بر آنها حکومت می کنم.»

 ۹ خداوند متعال می فرماید: «اکنون با شوق و با دستان قوی شروع به کار کنید، زیرا شما همان سخنان تشویق کننده را می شنوید که انبیا هنگام بنیانگذاری معبد بزرگ گفته بودند.

 ۱۰ قبل از آن، کسی توان آن را نداشت که انسان یا حیوانی را برای کار خود اجیر کند. هیچ کسی از دست دشمنان در امان نبود زیرا من مردم را دشمن یکدیگر ساخته بودم،

 ۱۱ امّا حالا رفتار من با بازماندگان قوم تفاوت دارد.

 ۱۲ بعد از این در همه جا صلح و امنیّت برقرار می شود. تاکها انگور به ‌بار می آورند، زمین محصول زیاد می دهد، از آسمان باران فراوان می بارد و من بازماندگان قوم را از هرگونه نعمت برخوردار می سازم.

 ۱۳ ای مردم یهودا و اسرائیل! در گذشته وقتی اقوام بیگانه کسی را نفرین می کردند، می گفتند: تو هم مثل مردم یهودا و اسرائیل به بلا گرفتار شوی! ولی حالا آن طور نیست؛ من شما را نجات می دهم و از برکات خود بهره مند می سازم. بعد از این همان مردم می گویند: مانند مردم یهودا واسرائیل برکت بیابی! پس نترسید و با قدرت دست به کار شوید.»

 ۱۴ خداوند متعال می فرماید: «وقتی اجداد شما مرا به خشم آوردند، تصمیم گرفتم که بلایی بر سرشان بیاورم و همان کار را هم کردم.

 ۱۵ اینک، ای مردم یهودا و اسرائیل نترسید، زیرا می خواهم شما را برکت بدهم.

 ۱۶ کارهایی که شما باید بکنید این است: راستگو و با انصاف باشید و با یکدیگر در صلح و صفا رفتار کنید. در دادگاه ها از عدالت طرفداری کنید.

 ۱۷ به دیگران آزار نرسانید و قسم دروغ نخورید، زیرا من از این کارها نفرت دارم.»

 ۱۸ خداوند متعال دوباره به من فرمود:

 ۱۹ «روزه ماه های چهارم، پنجم، هفتم و دهم، برای مردم یهودا و اسرائیل به جشن ها و روزهای شادمانی تبدیل می شوند. شما باید راستی و سلامتی را دوست بدارید.»

 ۲۰ خداوند متعال می فرماید: «مردم از همه جا به اورشلیم رو می آورند

 ۲۱ و از یک شهر به شهر دیگر رفته می گویند: ما برای پرستش خداوند متعال می رویم، شما هم با ما بیایید تا به درگاه او دعا کنیم تا ما را برکت دهد.

 ۲۲ مردم زیادی از ملل مقتدر جهان به اورشلیم برای عبادت می آیند و از خداوند متعال برکت می طلبند.

 ۲۳ در آن روزها ده نفر از مردمان بیگانه دست به دامن یک نفر یهودی شده می گویند: ما را هم با خود ببر، زیرا شنیده ایم که خدا با توست.»

زکریا باب ۹

  مجازات دشمنان بنی اسرائیل

 ۱ خداوند مجازات سرزمین حدراخ و شهر دمشق را اعلام کرده است، زیرا نه تنها طایفه های اسرائیل بلکه پایتخت سوریه هم به خداوند تعلّق دارد.

 ۲ حمات که همسایه حدراخ است و همچنین صور و صیدون با تمام مهارتشان متعلّق به خداوند می باشند.

 ۳ هرچند صور برای خود استحکاماتی ساخته و نقره و طلا را همچون خاک و گِل کوچه ها جمع کرده است،

 ۴ امّا حالا خداوند همه دارایی اش را از او می گیرد، ثروتش را به دریا می ریزد و خودش نیز در آتش خواهد سوخت.

 ۵ وقتی اشقلون این را ببیند وحشت می کند. غزه و عقرون از درد به خود می پیچند و امید عقرون به ناامیدی تبدیل می گردد. پادشاه غزه کشته می شود و اشقلون از سکنه خالی می گردد.

 ۶ بیگانگان در اشدود ساکن می شوند و خداوند می فرماید: «غرور فلسطینیان از بین می رود.

 ۷ گوشتی را که با خون می خورد از دهانش و چیزهای حرام را از میان دندانهایش بیرون می کشم. کسانی که باقی می مانند به من تعلّق خواهند داشت و مانند یکی از طایفه های سرزمین یهودا جزء قوم من می شوند. عقرون هم مثل یبوسیان به قوم من می پیوندد.

 ۸ من از سرزمین خود حفاظت می کنم تا سپاهیان دشمن نتوانند از آن عبور و مرور کنند. من با چشمان خود رنج و خواری قومم را دیدم و دیگر نمی گذارم که ستمگران سرزمین آنها را پایمال نمایند.»

  ظهور پادشاه آینده

 ۹ ای مردم صهیون شادمانی کنید! ای اهالی اورشلیم از خوشی فریاد برآورید! زیرا پادشاه شما با پیروزی و با فروتنی سوار بر کرّه الاغی پیش شما می آید.

 ۱۰ خداوند می فرماید: «من ارّابه های جنگی و اسبها را از سرزمین اسرائیل دور می کنم. کمانهای جنگی شکسته می شوند و او صلح و امنیّت را در بین اقوام جهان برقرار می سازد. قلمرو فرمانروایی او از دریا تا دریا و از رود فرات تا دورترین نقطه زمین می باشد.»

  بازگرداندن قوم خدا

 ۱۱ خداوند می فرماید: «به خاطر پیمانی که با شما بستم و آن را با خون قربانی ها مُهر کردم، اسیران و زندانیان شما را از چاه بی آب نجات می دهم.

 ۱۲ ای تبعیدیانی که در آرزوی آزادی هستید به جایگاه امن خود بازگردید. امروز به شما وعده می دهم که رنجهایی را که دیده اید دو برابر جبران می کنم.

 ۱۳ من یهودا را همچون کمان و اسرائیل را همچون تیر به کار می گیرم و مردان صهیون را مانند شمشیرِ یک سرباز شجاع علیه سپاه یونان می فرستم.»

 ۱۴ خداوند در وقت جنگ رهبر قوم خود می شود و تیرهایش مانند برق بر سر دشمن فرود می آید. خداوند اعلام جنگ می کند و مانند گِردبادی که از جنوب برمی خیزد بر دشمن می تازد.

 ۱۵ خداوند متعال از قوم خود دفاع می کند و آنها تیراندازان دشمن را مغلوب نموده زیر قدمهای خود پایمال می سازند. در میدان جنگ مانند مستان فریاد می زنند. خون دشمنان همچون خون قربانی که جامها و گوشه های قربانگاه را پُر می کند، بر زمین جاری خواهد شد.

 ۱۶ در آن روز، خداوند، خدای ایشان، مانند شبانی که از گلّه خود نگهبانی می کند، قوم خود را نجات می دهد. آنها مانند جواهرِ روی تاج در سرزمین او می درخشند.

 ۱۷ در آن سرزمین زیبا و مرغوب، غلّه و شرابِ نو، مردان و دختران جوان را شاداب می سازد.

Go to top