برنامه مطالعه کتاب مقدس

دوم سموئیل فصل 6 حزقیال فصل 33 زکریا فصل 12 و 13

دوم سموئیل باب ۶

آوردن صندوق پیمان به اورشلیم

۱ داوود دوباره مردان برگزیده اسرائیل را که سی هزار نفر بودند، جمع کرد.

۲ داوود و تمامی مردانش برای آوردن صندوق پیمان خدا به بعل یهودا رفتند. این صندوق نام خداوند متعال را که تختش بر فراز فرشتگان نگهبان قرار دارد، برخود دارد.

۳ صندوق پیمان را از خانه ابیناداب، در جبعه برداشته و بر گاری ای نو گذاشتند. عُزَّه و اخیو، پسران ابیناداب ارّابه را می راندند.

۴ و اخیو پیشاپیش آن می رفت.

۵ داوود و همه قوم اسرائیل با صدای چنگ و کمانچه و دف و سنج با تمام توان، در حضور خداوند سرود می خواندند و می رقصیدند.

۶ چون به خرمنگاه ناکان رسیدند پای گاوها لغزید. عُزّه دست خود را بر صندوق گذاشت که نیفتد.

۷ آنگاه آتش غضب خداوند بر عُزهّ شعله ور گردید و به خاطر گناهی که کرد در کنار صندوق خداوند کشته شد.

۸ داوود از اینکه قهر خداوند عُزّه را به آن سرنوشت دُچار کرد، بسیار خشمگین شد. و آنجا فارص عُزّه نامیده شد که تا به امروز به همین نام یاد می شود.

۹ داوود آن روز از خداوند ترسیده بود و گفت: «حالا چگونه می توانم صندوق خداوند را با خود ببرم؟»

۱۰ پس او تصمیم گرفت که صندوق پیمان را به شهر داوود نبرد. پس آن را به خانه عوبید اَدوم جیتی برد

۱۱ و مدّت سه ماه در آنجا ماند. خداوند به خاطر آن عوبید اَدوم و خانواده او را برکت داد.

۱۲ داوود هنگامی که باخبر شد که خداوند به خاطر آن صندوق، خانواده و همه دارایی عوبید اَدوم را برکت داده است، صندوق خداوند را از خانه عوبید اَدوم با شادمانی به شهر داوود آورد.

۱۳ اشخاصی که صندوق را حمل می کردند، پس از آنکه شش قدم رفتند توقّف نمودند تا داوود یک گاو و یک گوساله چاق قربانی کند.

۱۴ داوود درحالی که جامه مخصوص کاهنان را پوشیده بود با تمام وجود پیشاپیش صندوق خداوند، می رقصید.

۱۵ به این ترتیب داوود و بنی اسرائیل صندوق خداوند را با فریاد خوشی و آواز سرنا به شهر داوود آوردند.

۱۶ وقتی صندوق خداوند به شهر داوود رسید، میکال دختر شائول از پنجره خانه دید که داوود جلوی صندوق خداوند جست وخیز کنان می رقصد، پس در دل خود او را حقیر شمرد.

۱۷ بعد صندوق را به درون خیمه در جایی که داوود برایش تعیین کرده بود، قرار دادند. داوود قربانی سوختنی و هدیه سلامتی را به پیشگاه خداوند تقدیم کرد.

۱۸ پس از ادای مراسم قربانی، داوود همه مردم را به نام خداوند متعال برکت داد.

۱۹ او به هریک از مردان و زنان یک قرص نان، مقداری کشمش و یک تکه گوشت داد. در پایان مراسم همگی، به خانه های خود رفتند.

میکال، داوود را سرزنش می کند

۲۰ داوود به خانه خود رفت تا خانواده خود را برکت بدهد، امّا میکال، دختر شائول به استقبال او بیرون رفت و گفت: «امروز پادشاه اسرائیل قدرت و عظمت خود را خوب نشان داد! او مثل یک آدم پست در برابر چشمان کنیزانش، خود را برهنه کرد.»

۲۱ داوود به او گفت: «من در برابر خداوندی که مرا بر پدرت و تمام خانواده اش برتری داد، می رقصیدم. او مرا رهبر و پیشوای قوم خود ساخت. این کار را برای سپاسگزاری از خداوند انجام دادم

۲۲ و مایلم که زیادتر از این، کارهای احمقانه بکنم. یقین دارم که برخلاف عقیده تو، کنیزان، که تو از آنها نام بردی احترام زیادتری برایم خواهند داشت.»

۲۳ پس میکال تا آخر عمر بدون فرزند به سر برد.

 

حزقیال باب ۳۳

  خدا حزقیال را برای دیده بانی بر می گزیند

 ۱ خداوند به من فرمود:

 ۲ «ای انسان فانی، به قوم خود هشدار بده: اگر من ارتشی به این سرزمین بیاورم، و مردم شخصی را از میان خود برای دیده بانی برگزینند

 ۳ و اگر دیده بان آمدن ارتش را دیده، شیپور را به صدا درآورد و به مردم هشدار دهد

 ۴ و اگر کسی صدای شیپور را بشنود و به آن توجّه نکند، او در جنگ کشته خواهد شد. بنا بر این خونش برگردن خودش خواهد بود.

 ۵ او خودش مقصّر است، زیرا اگر توجّه می کردند، می توانستند فرار کنند.

 ۶ امّا اگر دیده بان آمدن ارتش را ببیند و شیپور را به صدا درنیاورد و به مردم هشدار ندهد، دشمن به آنها حمله خواهند کرد و مردم گناهکار را خواهد کشت ولی من خداوند، دیده بان را مسئول مرگ آنها خواهم دانست.

 ۷ «پس ای انسان فانی، تو را به دیده بانی قوم اسرائیل برمی گزینم. هرگاه سخنی از دهان من می شنوی باید از سوی من به ایشان هشدار بدهی

 ۸ اگر به اشخاص پلیدی بگویم: شما ای شریران یقیناً خواهید مُرد و تو سخن نگویی و آن مردان پلید را هشدار ندهی تا راه خود را عوض کنند، آن مردان پلید در گناه خود خواهند مُرد، امّا تو مسئول مرگ ایشان خواهی بود.

 ۹ امّا اگر تو به آن مردان پلید هشدار دادی تا از راه خود بازگردند و ایشان از راه خود بازنگردند، ایشان در گناه خود خواهند مُرد ولی تو جان خود را نجات داده ای.

  مسئولیت شخصی

 ۱۰ «ای انسان فانی، به قوم اسرائیل بگو: شما چنین گفته اید: بار گناه و خطای ما بسیار سنگین است و ما را ضعیف و ناتوان ساخته است، پس چطور می توان زیست؟

 ۱۱ به ایشان بگو خداوند متعال می فرماید: به حیات خود سوگند که از مردن گناهکار خشنود نمی گردم، بلکه از اینکه پلیدکار از راه خود بازگردد و زنده بماند. بازگردید، از روشهای پلید خود بازگردید. ای قوم اسرائیل، چرا می خواهید بمیرید؟

 ۱۲ «وقتی نیکوکاری گناه ورزد، کارهای نیک او، او را نجات نخواهد داد. امّا اگر شخص شریری از شرارت خود دست بردارد، تنبیه نخواهد شد. و اگر شخص نیکوکاری گناه ورزد، حیات او به هدر خواهد رفت.

 ۱۳ اگر به نیکوکاری قول حیات بدهم، امّا او فکر کند که کارهای نیکوی او کافی است و شروع به گناه ورزیدن کند، من هیچ کدام از کارهای نیکوی او را به یاد نخواهم آورد. او به خاطر گناهان خودش خواهد مرد.

 ۱۴ اگر به شخص شریری هشدار بدهم که خواهد مرد، امّا او از شرارت خود باز ایستد و آنچه را نیکوست انجام دهد؛

 ۱۵ برای نمونه اگر او وام خود را پرداخت کند، آنچه را دزدیده است بازگرداند و گناه نکند و قوانینی را که حیات می بخشد پیروی نماید، وی به راستی زنده خواهد ماند و نخواهد مُرد.

 ۱۶ هیچ کدام از گناهانی که مرتکب شده علیه او به یاد آورده نخواهد شد. او آنچه را که راست و نیکوست است، انجام داده و زنده خواهد ماند.

 ۱۷ «امّا قوم تو می گویند: راه خداوند راست نیست درحالی که این روش ایشان است که راست نیست.

 ۱۸ هنگامی که شخص نیکوکاری از نیکوکاری باز ایستد و گناه ورزد، به خاطر آن خواهد مُرد

 ۱۹ و هنگامی که شخص شریری از گناه کردن دست بردارد و آنچه را راست و نیکوست انجام دهد، زنده خواهند ماند.

 ۲۰ هنوز می گویند: راه خداوند راست نیست. ای قوم اسرائیل، من شما را طبق کردارتان داوری خواهم کرد.»

  خبر سرنگونی اورشلیم

 ۲۱ در روز پنجم ماه دهم از سال دوازدهم تبعید ما، شخصی که از اورشلیم گریخته بود، نزد من آمد و گفت: «شهر تسخیر شده است.»

 ۲۲ غروب روز گذشته، قبل از آمدن مرد فراری، من حضور قدرتمند خداوند را احساس کرده بودم. زمانی که مرد فراری در صبح نزد من آمد، دهان من گشوده شد و خداوند قدرت سخن گفتن را به من بازگردانید.

  گناهان مردم

 ۲۳ خداوند به من فرمود:

 ۲۴ «ای انسان فانی، ساکنان ویرانه هایی که در سرزمین اسرائیل هستند می گویند: ابراهیم یک نفر بود و سرزمین را تصرّف کرد. امّا ما بسیار هستیم، بدون شک این سرزمین به ما داده شده است تا تصرّف کنیم.

 ۲۵ «بنا بر این به ایشان بگو خداوند متعال چنین می فرماید: شما گوشت را با خونش می خورید، بت پرستی می کنید و خون می ریزید. آیا شما فکر می کنید که سرزمین را متصرّف خواهید شد؟

 ۲۶ شما بر شمشیر خود تکیه می کنید و مرتکب پلیدی می شوید، همه شما زنان همسایه خود را آلوده می کنید. آیا شما فکر می کنید که سرزمین را متصرّف خواهید شد؟

 ۲۷ «به ایشان بگو که من، خداوند متعال، هشدار می دهم به حیات خودم سوگند، مردمی که در شهرهای ویرانه زندگی می کنند کشته خواهند شد و کسانی را که در صحرا هستند، خوراک حیوانات وحشی خواهم کرد و کسانی که در دژها و غارها هستند، از بیماری خواهند مُرد.

 ۲۸ من این سرزمین را متروک و ویران خواهم کرد و قدرتی که به آن مغرور بودند، پایان خواهد یافت. کوه های اسرائیل چنان ویران خواهند شد که کسی از آنها نخواهد گذشت.

 ۲۹ هنگامی که این سرزمین را به خاطر پلیدیهای ایشان ویران و متروک سازم، آنگاه خواهند دانست که من خداوند هستم.»

  نتیجه پیغام حزقیال

 ۳۰ خداوند فرمود: «ای انسان فانی، قوم تو در کنار دیوارها و در کنار درهای خانه ها گرد هم می آیند و با یکدیگر درباره تو صحبت می کنند و می گویند: بیاییم و کلام خداوند را بشنویم.

 ۳۱ ایشان نزد تو می آیند همان گونه که قوم من می آیند و مانند قوم من نزد تو می نشینند و سخنان تو را می شنوند، امّا از آنها پیروی نمی کنند، زیرا چاپلوسی بر لبهای ایشان است و دلشان در پی سودجویی است.

 ۳۲ برای ایشان تو چون خواننده خوش آهنگی هستی که شعرهای عاشقانه می خواند و خوب ساز می زند. ایشان آنچه را می گویی می شنوند ولی آن را انجام نمی دهند.

 ۳۳ امّا هنگامی که سخنان تو به حقیقت بپیوندند -که به حقیقت خواهند پیوست- آنگاه خواهند دانست که نبی ‌ای در میان ایشان بوده است.»

 

زکریا باب ۱۲

  پیروزی آینده اورشلیم

 ۱ کلام خداوند، آن خدایی که آسمانها را برافراشت و بنیاد زمین را بنا نهاد و به انسان زندگی بخشید، درباره اسرائیل می فرماید:

 ۲ «من اورشلیم را مانند جام شراب می ‌سازم. اقوام اطراف او از آن می نوشند و همچون مستان سرگیجه می گیرند. هنگامی که اورشلیم را محاصره کنند، سایر شهرهای یهودا هم محاصره می شوند.

 ۳ تمام اقوام جهان با هم متّحد شده علیه اورشلیم می آیند، امّا در آن روز من اورشلیم را در برابر همه اقوام مانند سنگ عظیمی می سازم و هر کسی که آن را بردارد، بشدّت زخمی می شود.»

 ۴ خداوند می فرماید: «در آن روز اسبهای دشمن را به وحشت می اندازم، چشمان آنها را کور می کنم و سوارانشان را به جنون مبتلا می سازم، ولی از یهودا مراقبت می نمایم.

 ۵ آنگاه خاندانهای یهودا در دل خود می گویند: خداوند متعال، خدای آنها به اهالی اورشلیم قوّت بخشیده است.

 ۶ «در آن روز خاندانهای یهودا را مانند آتشی سوزنده در جنگلها و همچون شعله ای فروزان در کشتزارها می گردانم. آنها اقوام راست و چپ خود را نابود می سازند، امّا مردم اورشلیم در امنیّت زندگی خواهند کرد.

 ۷ «من ابتدا یهودا را پیروز می گردانم تا شکوه و جلالی را که خاندان داوود و اهالی اورشلیم به دست می آورند از آنها بالاتر نباشد.

 ۸ در آن روز من، خداوند از مردم اورشلیم دفاع می کنم. ضعیفترین آنها مانند داوود قوی خواهند شد و نسل داوود مانند خدا و همچون فرشته خداوند، آنها را راهنمایی خواهند کرد.

 ۹ در آن روز من هر ملّتی را که بخواهد بر اورشلیم حمله کند، نابود خواهم کرد.

  سوگواری اهالی اورشلیم

 ۱۰ «من بر خاندان داوود و ساکنان اورشلیم روح ترحّم و دعا خواهم ریخت. آنها بر من که نیزه زده اند خواهند نگریست و مانند کسی که برای یگانه فرزند خود عزا می گیرد، ماتم خواهند گرفت و چنان به تلخی اشک خواهند ریخت که گویی پسر نخستزاده شان مرده است.

 ۱۱ در آن روز در اورشلیم ماتم عظیمی مانند ماتمی که مردم برای هددرِمون در دشت مجدو گرفتند، برپا می کنند.

 ۱۲ تمام مردم روی زمین عزادار می شوند. هر خانواده جداگانه ماتم می گیرد: خانواده داوود، خانواده ناتان،

 ۱۳ خانواده لاوی، خانواده شمعی

 ۱۴ و بقیّه خانواده ها هر کدام، مردها جداگانه ماتم خواهند گرفت و زنها جداگانه.»

زکریا باب ۱۳

  ۱ در آن زمان برای خاندان داوود و اهالی اورشلیم چشمه ای جاری می شود که آنها را از تمام گناهان و ناپاکی ها پاک می سازد.

  بت پرستی از بین می رود

 ۲ خداوند متعال می فرماید: «در آن روز نام بُتها را طوری در سرزمین اسرائیل از بین می برم که دیگر کسی آنها را به یاد نیاورد. همچنین آن سرزمین را از انبیای دروغین و ارواح پلید پاک می سازم.

 ۳ اگر کسی به دروغ نبوّت کند پدر و مادرش به او خواهند گفت: تو نباید زنده بمانی، زیرا تو به نام خداوند به دروغ نبوّت می کنی. و هنگامی که او نبوّت می کند، پدر و مادرش او را با نیزه خواهند کشت.

 ۴ در آن روز انبیای دروغی از رؤیاهای خود شرمنده خواهند شد و دیگر برای فریب دادن مردم لباس انبیا را نخواهند پوشید.

 ۵ بلکه هر کدام خواهند گفت: من نبی نیستم. من یک دهقان هستم و از جوانی پیشه من کشاورزی بوده است.

 ۶ اگر کسی از آنها بپرسد: پس این زخمهایی که در بدن داری به خاطر چیست؟ جواب می دهند: اینها جراحاتی هستند که دوستانم به من وارد کرده اند.»

  فرمان کشتن چوپان خدا

 ۷ خداوند متعال می فرماید: «ای شمشیر برضد چوپان من برخیز. برضد آن کسانی که برای من کار می کند! شبان را بزن تا گوسفندان پراکنده شوند. من قوم خود را خواهم زد.

 ۸ دو سوم قوم هلاک می شوند و از بین می روند و یک سوم آنها زنده می مانند.

 ۹ اینها را از بین آتش می گذرانم تا همان طور که طلا و نقره به وسیله آتش پاک و خالص می شوند، آنها هم پاک و خالص گردند. آنها نام مرا یاد می کنند و من آنها را به حضور خود می پذیرم و می گویم: اینها قوم من هستند. و آنها می گویند: خداوند، خدای ماست.»

Go to top