برنامه مطالعه کتاب مقدس

اعداد فصل 20 اشعیا فصل 20 اول قرنتیان فصل 3

اعداد باب ۲۰

واقعه قادش

۱ در ماه اول سال، قوم اسرائیل به بیابان صین رسیدند و در قادش اردو زدند. در آنجا مریم فوت کرد و دفن شد.

۲ جایی که اردو زده بودند، آب نداشت؛ بنا بر این مردم به دور موسی و هارون جمع شده،

۳ لب به شکایت گشوده گفتند: «ای کاش ما هم با خویشاوندان اسرائیلی خود، در حضور خداوند می مردیم.

۴ چرا ما را در این بیابان آوردید تا با حیوانات خود در اینجا بمیریم؟

۵ چرا ما را از مصر به این بیابان خراب و بی علف آوردید؟ در اینجا نه غلّه است، نه انجیر، نه تاک و نه انار. در اینجا حتّی آب هم، برای نوشیدن نداریم.»

۶ موسی و هارون از حضور مردم به پیش دروازه خیمه عبادت رفتند و در آنجا به خاک افتادند و حضور با شکوه خداوند بر آنها ظاهر شد.

۷ خداوند به موسی فرمود:

۸ «عصا را از جلوی صندوق پیمان بردار. بعد تو و برادرت هارون، قوم اسرائیل را جمع کنید و در پیش چشمان آنها به این صخره بگو که آب خود را جاری سازد. آن وقت می توانید از آن صخره به مردم و حیواناتشان آب بدهید.»

۹ پس موسی چنانکه خداوند فرموده بود، عصا را از جلوی صندوق پیمان برداشت.

۱۰ بعد او و هارون همه مردم را در پیش آن صخره جمع کردند و موسی به آنها گفت: «ای مردم سرکش بشنوید. آیا می خواهید که ما از این صخره برای شما آب بیرون بیاوریم؟»

۱۱ آنگاه موسی عصا را بلند کرد و دو مرتبه به صخره زد. آب فراوان جاری شد و همه مردم و حیوانات آنها از آب نوشیدند.

۱۲ خداوند به موسی و هارون فرمود: «چون شما به من اعتماد نکردید و در نزد قوم اسرائیل به قدّوسیّت من احترام نگذاشتید، بنا بر این شما آنها را به آن سرزمینی که به آنها وعده دادم، راهنمایی نمی کنید.»

۱۳ پس آنجا را مریبه، یعنی مشاجره نامیدند، زیرا در آنجا بود که بنی اسرائیل با خداوند مشاجره کردند و در همان جا خداوند به مردم ثابت کرد که پاک و مقدّس است.

جلوگیری ادوم از عبور بنی اسرائیل

۱۴ موسی قاصدانی را از قادش با این پیام نزد پادشاه اَدوم فرستاد: «ما خویشاوندان تو، یعنی از طایفه اسرائیل هستیم. شما از سختی ها و دشواری هایی که ما متحمّل شده ایم، آگاه هستید.

۱۵ همچنین می دانید که نیاکان ما چگونه به مصر رفتند و سالیان دراز در آنجا زندگی کردند و مصریان چگونه رفتار ناخوشایندی با نیاکان ما داشتند.

۱۶ وقتی ما برای کمک نزد خدا گریستیم، او فریاد ما را شنید و فرشته ‌ای را فرستاد و ما را از مصر بیرون آورد. حالا در قادش که در نزدیکی مرز سرزمین شماست، اردو زده ایم.

۱۷ خواهش می کنیم اجازه دهید از سرزمین شما عبور کنیم. ما به کشتزارها و باغهای انگور شما داخل نمی شویم و از چاه های شما آب نمی نوشیم، بلکه از شاهراه خواهیم رفت و از آن خارج نمی شویم تا از سرزمین شما بیرون رویم.»

۱۸ امّا پادشاه اَدوم گفت: «شما نمی توانید از اینجا عبور کنید و اگر بخواهید که به سرزمین ما داخل شوید، با شمشیر به مقابله شما می آییم.»

۱۹ قاصدان اسرائیلی به او گفتند: «ما فقط از شاهراه می رویم و اگر ما یا حیوانات ما از آب شما بنوشیم قیمت آب را می پردازیم. تنها تقاضای ما این است که به ما اجازه عبور بدهید.»

۲۰ پادشاه اَدوم گفت: «شما حق عبور از خاک ما را ندارید.» آنگاه اَدوم با لشکر عظیم خود به مقابله بنی اسرائیل آمد.

۲۱ وقتی قوم اسرائیل دیدند که اَدومیان به آنها اجازه عبور نمی دهند، ناچار از راه دیگری به سفر خود ادامه دادند.

وفات هارون

۲۲ بنی اسرائیل از قادش حرکت کردند و به کوه هور،

۲۳ در مرز اَدوم رسیدند. در آنجا خداوند به هارون و موسی فرمود:

۲۴ «هارون خواهد مرد و به سرزمینی که به اسرائیل وعده دادم داخل نمی شود، زیرا هردوی شما در کنار چشمه مریبه از دستور من سرپیچی کردید.

۲۵ پس حالا هارون و پسرش، العازار را به کوه هور ببر.

۲۶ در آنجا لباس کهانت را از تن هارون درآور و به تن پسرش العازار کن. هارون در همان جا می میرد و به اجداد خود می پیوندد.»

۲۷ موسی مطابق امر خداوند رفتار کرد و درحالی که همه مردم اسرائیل تماشا می کردند آن سه نفر به بالای کوه هور رفتند.

۲۸ در آنجا موسی لباس کهانت را از تن هارون بیرون کرد و به پسرش العازار پوشاند. هارون در بالای همان کوه جان سپرد و موسی و العازار از کوه پایین آمدند.

۲۹ وقتی بنی اسرائیل از مرگ هارون خبر شدند، مدّت سی روز برای او عزاداری کردند.

 

اشعیا باب ۲۰

  نشانه نبی عریان

 ۱ به فرمان سارگون امپراتور آشور، فرمانده قوای آن کشور به شهر اشدود در فلسطین حمله کرد.

 ۲ سه سال قبل از این خداوند به اشعیا پسر آموص گفته بود که کفشها و پلاس را از تنش درآورد. او اطاعت کرد و عریان و پا برهنه به هر جا می رفت.

 ۳ وقتی اشدود فتح شد، خداوند گفت: «بنده من اشعیا سه سال عریان و پا برهنه به هر جا رفته است. این نشانه ای است از آنچه برای مصر و حبشه روی خواهد داد.

 ۴ امپراتور آشور اسیرانی را که از این دو کشور گرفته بود، برهنه خواهد برد. همه آنها -‌پیر وجوان- لخت و پا برهنه راه خواهند رفت. باسن های لخت آنها موجب شرمساری مصر است.

 ۵ آنها که به حبشه متوکّل شده اند و به مصر فخر می کنند، سرخورده و ناامید خواهند شد.

 ۶ وقتی آن روز برسد، مردمی که در سواحل فلسطین زندگی می کنند، خواهند گفت: نگاه کنید و ببینید چه بر سر کسانی که انتظار داشتیم از ما در مقابل امپراتور آشور حمایت کنند، آمده است! ما چگونه زنده خواهیم ماند؟»

 

اول قرنتیان باب ۳

  خدمتگزاران خدا

 ۱ و اما ، ای برادران ، من نتوانستم همانطور که با افراد روحانی صحبت می کنم با شما سخن گویم ، بلکه ناچار شدم همانطوریکه با اشخاص نفسانی و یا کسانی که در ایمان به مسیح هنوز بچه هستند با شما صحبت کنم .

 ۲ به شما شیر دادم ، نه غذای بزرگ سالان زیرا برای آن آماده نبودید و هنوز هم آماده نیستید ،

 ۳ چون شما هنوز هم نفسانی هستید .وقتی حسادت و نزاع در میان شما هست آیا این نشان نمی دهد که نفسانی هستید و مثل سایر مردم رفتار می کنید؟

 ۴ وقتی یکی می گوید: « من طرفدار پولس هستم » و دیگری می گوید : « من طرفدار اپلس هستم » آیا مثل سایر مردم نیستید؟

 ۵ آخر ، اپلس کیست ؟ پولس کیست ؟ آنان فقط خادمانی هستند که با ا جرای مأموریتی که خداوند بایشان داده وسیلۀ ایمان شما گردیدند .

 ۶ من کاشتم ، اپلس آبیاری کرد ولی اصل کار یعنی رشد و نمو باخداست .

 ۷ کسی که میکارد و یا کسی که آبیاری می کند ، اهمیت زیادی ندارد ، در رشد و نمو گیاه کار عمده باخداست.

 ۸ کارنده و آبیاری کننده در یک سطح هستند و هر یک مطابق کار خود پاداش خواهند گرفت ،

 ۹ زیرا در خدمت خدا ، ما همکاران او هستیم و شما مزرعۀ او و عمارت او هستید.

 ۱۰ من با استفاده از قدرت فیض بخش خدا ، مانند یک بنای ماهر بنیادی گذاشتم و اکنون کسی دیگر بر روی آن می سازد . هر کس باید مواظب باشد که روی آن چگونه بنا می کند ،

 ۱۱ زیرا شالودۀ دیگری غیر از آنچه ریخته شد نمی توان گذاشت و آن شالوده عیسی مسیح است.

 ۱۲ بعضی ها وقتی روی آن شالوده بنائی می سازند ، طلا و نقره و سنگهای عالی بکار می برند و اشخاص دیگر از چوب و گیاه و کاه استفاده می کنند.

 ۱۳ ولی چگونگی کار هر کس آشکار خواهد شد زیرا روز داوری آنرا ظاهر خواهد ساخت ، چون آن روز با آتش همراه خواهد بود و آتش کیفیت کار همه را می آزماید و ماهیتش را نشان می دهد.

 ۱۴ اگر آنچه را که آدمی بر روی آن شالوده ساخته است از آتش سالم بیرون آید ، آن شخص پاداش خود را خواهد یافت .

 ۱۵ اما اگر کارهای دست او سوخته شود پاداش خود را از دست خواهد داد ، ولی خود او نجات خواهد یافت ، مانند کسی که از میان شعله های آتش گذشته و نجات یافته باشد .

 ۱۶ آیا نمی دانید که شما خانۀ خدا هستید و روح خدا در شما ساکن است ؟

 ۱۷ اگر کسی خانۀ خدا را آلوده سازد خدا او را تباه خواهد ساخت زیرا خانۀ خدا باید پاک و مقدس باشد و آن خانه شما هستید .

 ۱۸ هیچ کس خود را فریب ندهد. آیا کسی در میان شما هست که تصور می کند با معیارهای این جهان خردمند است ؟ او باید ابله شود تا واقعأ خردمند گردد

 ۱۹ زیرا آنچه که از نظر ا ین جهان حکمت و خرد به حساب می آید در نظر خدا پوچ و بی معنی است ، چنان که کلام خدا می فرماید: « خدا خردمندان را در نیرنگهای خودشان گرفتار می سازد .»

 ۲۰ و باز می فرماید : « خداوند می داند که نقشه های خردمندان بیهوده است ».

 ۲۱ پس هیچ کس نباید به آنچه که انسان می کند ببالد . در واقع همه چیز بشما تعلق دارد :

 ۲۲ پولس ، اپلس ، پطرس ، این جهان ، زندگی ، مرگ ، زمان حال و زمان آینده همۀ این ها متعلق به شما ومال شماست

 ۲۳ و شما مال مسیح هستید و مسیح از آن خداست.

Go to top