برنامه مطالعه کتاب مقدس

اعداد فصل 31 اشعیا فصل 31 اول قرنتیان فصل 14

اعداد باب ۳۱

جنگ با مدیان

۱ خداوند به موسی فرمود:

۲ «انتقام قوم اسرائیل را از مدیان بگیر و بعد از انجام این کار خواهی مرد.»

۳ آنگاه موسی به مردم گفت: «عدّه ای را مسلّح نمایید تا به جنگ مدیان بروند و انتقام خداوند را از آنها بگیرند.

۴ شما باید از هر طایفه، یک هزار نفر را برای جنگ بفرستید.»

۵ پس آنها از هر طایفه، یک هزار نفر را که تعداد آنها به دوازده هزار نفر می رسید برای جنگ آماده و مسلّح ساختند

۶ و موسی آنها را تحت فرماندهی فینحاس، پسر العازار کاهن، همراه با اشیای مقدّس و شیپور برای نواختن اعلام جنگ، به میدان نبرد فرستاد.

۷ ارتش اسرائیل طبق فرمان خداوند به موسی، بر مدیان یورش بردند و همه مردان مدیان کشته شدند.

۸ در میان کشته شدگان پنج پادشاه مدیان به نامهای اوی، راقم، صور، حور و رابع بودند. بلعام، پسر بعور را هم کشتند.

۹ مردم اسرائیل همه زنها و کودکان مدیانی را به اسیر گرفتند. گلّه، رمه و دارایی آنها را تاراج کردند.

۱۰ شهرها و اردوگاه های ایشان را آتش زدند.

۱۱ اسیران، غنایم جنگی و گلّه و رمه آنها را نزد موسی، العازار و سایر قوم که در دشت موآب،

۱۲ در کنار رود اردن مقابل شهر اریحا اردو زده بودند، بردند.

بازگشت از جنگ

۱۳ موسی، العازار کاهن و رهبران قوم به پیشواز ارتش اسرائیل در خارج اردوگاه رفتند.

۱۴ موسی از رهبران نظامی خشمگین شد

۱۵ و از آنها پرسید: «چرا زنها را زنده گذاشتید؟

۱۶ همین زنها بودند که به نصیحت بلعام گوش دادند و قوم ما را در فغور، به بت پرستی تشویق کردند و در نتیجه، قوم خداوند دچار بلا شد.

۱۷ پس حالا تمام پسران و زنهای شوهردار را بکشید.

۱۸ امّا دختران باکره را برای خود زنده نگه دارید.

۱۹ بعد هر شخصی، که کسی را کشته و یا به جسدی دست زده باشد تا هفت روز در بیرون اردوگاه بماند. بعد در روزهای سوم و هفتم، شما و اسیران شما طهارت کنید.

۲۰ همچنین تمام لباسها و اشیایی را که از چرم یا موی بُز و یا چوب ساخته شده باشند، پاک کنید.»

۲۱ العازار کاهن به ارتش اسرائیل که از جنگ برگشته بودند گفت: «اینها دستوراتی است که خداوند به موسی داد:

۲۲ هر چیزی که در آتش نمی سوزد، از قبیل طلا، نقره، برنز، آهن، حلبی و سرب را باید از آتش بگذرانید

۲۳ و هر چیز دیگری را که با آتش پاک نمی شود، باید با آب پاک کنید.

۲۴ در روز هفتم لباسهای خود را بشویید. آنگاه پاک می شوید و می توانید به اردوگاه بازگردید.»

تقسیم غنایم

۲۵ خداوند به موسی فرمود:

۲۶ تو و العازار با سایر رهبران قوم، همه غنایم جنگی را، چه انسان و چه حیوان، صورت برداری کنید.

۲۷ سپس آنها را به دو قسمت تقسیم کنید نصف آن را به سپاهیانی که به جنگ رفته اند و نیم دیگرش را به مردم اسرائیل بدهید.

۲۸ از همه اسیران و گاو، الاغ، گوسفند و بُز که سهم سربازان است، یک پانصدم سهم خداوند است.

۲۹ این سهم را به العازار کاهن بدهید تا آن را به عنوان هدیه مخصوص، به خداوند تقدیم کند.

۳۰ از سهمی که به بقیّه قوم می دهید، دو درصد همه اسیران و گاو، الاغ، گوسفند و بُز را به لاویانی که در خیمه عبادت خدمت می کنند، بدهید.»

۳۱ موسی و العازار طبق دستورات خداوند عمل کردند.

۳۲ غنایم به دست آمده به جز آنچه که سربازان برای خود نگه داشتند، عبارت بودند از: ششصد و هفتاد و پنج رأس گوسفند،

۳۳ هفتاد و دو هزار رأس گاو،

۳۴ ششصد و ده هزار رأس الاغ

۳۵ و سی و دو هزار دختر باکره.

۳۶ نیمی از تمام غنایم که به سپاهیان داده شد، اینها بودند: سیصد و سی و هفت هزار و پانصد رأس گوسفند

۳۷ (ششصد و هفتاد و پنج رأس به خداوند داده شد)،

۳۸ سی و شش هزار رأس گاو (هفتاد و دو رأس به معبد خداوند داده شد)،

۳۹ سی هزار و پانصد رأس الاغ (شصت و یک رأس به معبد خداوند داده شد)

۴۰ و شانزده هزار دختر (سی و دو دختر به معبد خداوند داده شد.)

۴۱ موسی طبق امر خداوند، همه سهم خداوند را به العازار داد.

۴۲ سهم بقیّه قوم اسرائیل مساوی با سهم سپاهیان و از این قرار بود:

۴۳ سیصد و سی و هفت هزار و پانصد رأس گوسفند،

۴۴ سی و شش هزار رأس گاو،

۴۵ سی هزار و پانصد رأس الاغ

۴۶ و شانزده هزار دختر

۴۷ طبق امر خداوند موسی دو درصد اینها را به لاویان داد.

هدایای سرکردگان نظامی

۴۸ آنگاه رهبران نظامی پیش موسی آمده

۴۹ گفتند: «ما سربازانی را که تحت فرمان ما بودند، شمردیم. حتّی یک نفرشان هم در جنگ کشته نشده اند.

۵۰ پس ما همه زیورهای طلا، بازوبند، دستبند، انگشتر، گوشواره و گلوبند را که به غنیمت گرفته ایم، به حضور خداوند، به عنوان کفّاره تقدیم می کنیم تا زندگی ما را از خطر حفظ فرماید.»

۵۱ موسی و العازار، طلاهایی را که به صورت زیورآلات ساخته شده بود، از آنها گرفتند.

۵۲ وزن تمام آنها در حدود صد و نود کیلو بود.

۵۳ (سپاهیان غنایمی را که به دست آورده بودند، برای خود نگه داشتند.)

۵۴ بعد موسی و العازار، طلاها را به خیمه عبادت بردند تا در حضور خداوند یادگار قوم اسرائیل باشند.

 

اشعیا باب ۳۱

  خداوند از اورشلیم حمایت می کند

 ۱ وای بر کسانی که برای گرفتن کمک به مصر می روند! آنها به ارتش بزرگ و نیرومند مصر، به اسبان و ارّابه های جنگی و به سربازان آن متّکی هستند. امّا آنها به خداوند، خدای قدّوس اسرائیل اعتمادی ندارند و از او کمک نمی خواهند.

 ۲ او می داند چه می کند! او بلا و مصیبت می فرستد. او مجازات هایی را که برای شریران و حامیان آنها تعیین کرده بود، اجرا خواهد کرد.

 ۳ مردمان مصر انسان هستند، نه خدا. اسبان آنها هم فوق طبیعی نیستند. وقتی خدا وارد عمل شود، ملّتهای قوی فرو می پاشند و ملّتهای ضعیفِ مورد حمایت آنها، سقوط می کنند. آنها همه با هم از بین خواهند رفت.

 ۴ خداوند به من گفت: «هرقدر چوپانان داد و فریاد کنند، نمی توانند شیری که حیوانی را شکار کرده، بترسانند و از طعمه اش دور کنند. به همین نحو، هیچ چیز نمی تواند مانع من، خداوند متعال شود که من نتوانم از کوه صهیون حمایت کنم.

 ۵ همان طور که یک پرنده برای حفظ جوجه های خود، بر بالای آشیانه پر و بال می زند، من، خداوند متعال هم به همان نحو از اورشلیم حمایت و از آن دفاع می کنم.»

 ۶ خدا گفت: «ای مردم اسرائیل، شما نسبت به من مرتکب گناه شده اید و با من مخالفت کرده اید، امّا اکنون به سوی من بازگردید.

 ۷ زمانی فرا خواهد رسید که همه شما بُتهای نقره ای و طلایی را که با دستان خود در گناه ساخته اید، دور خواهید انداخت.

 ۸ آشور در جنگ از بین می رود، ولی نه با قدرت انسانی. نیروهای آشور از میدان کارزار می گریزند، و جوانان آنان اسیر می شوند.

 ۹ امپراتور آنها از ترس فرار می کند و افسران آنها چنان در وحشت می باشند که حتّی پرچم های جنگ را ترک می کنند.» خداوند سخن گفته است، خداوندی که در اورشلیم ستایش می شود و آتش او در آنجا برای قربانی ها می سوزد.

 

 اول قرنتیان باب ۱۴

  مقایسه زبانها با نبوت

 ۱ پس همیشه در پی محبت باشید و در عین حال مشتاق کسب عطایای روح القدس و مخصوصأ عطیۀ نبوت باشید ،

 ۲ زیرا کسی که به زبان ها سخن می گوید روی سخن او با خداست نه با مردم چون دیگران آنچه را که او می گوید نمیفهمند ، زیرا او با قدرت روح القدس اسرار الهی را بزبان می آورد ،

 ۳ اما از طرف دیگر آنکه نبوت می کند برای تقویت و تشویق و تسلی دیگران با آنها سخن می گوید.

 ۴ کسی که به زبانها سخن می گوید تنها خود را تقویت می کند ، ولی کسی که نبوت می کند کلیسا را تقویت مینماید.

 ۵ اگر همۀ شما به زبان ها سخن گوئید خوشحالم ، ولی ترجیح می دهم که همۀ شما نبوت کنید زیرا اهمیت کسی که نبوت می کند از کسی که بزبانها سخن می گوید بیشتر است ، مگر این که کسی بتواند سخن او را ترجمه نماید تا کلیسا تقویت شود.

 ۶ پس ای برادران ، اگر من پیش شما بیایم و به زبانها سخن بگویم چه سودی برای شما خواهم داشت ؟ هیچ ! مگر این که برای شما مکاشفه ای یا معرفتی یا پیامی یا تعلیمی از جانب خدا بیآورم.

 ۷ حتی سازهای بی جان مثل نی یا چنگ اگر بطور شمرده و واضح نواخته نشوند چگونه شنوندگان درک نمایند که آهنگ آنها چیست ؟

 ۸ باز هم اگر شیپور صدائی نامفهوم بدهد کیست که خود را آمادۀ جنگ سازد ؟

 ۹ همچنین اگر شما بزبانها سخنان نامفهوم بگوئید چگونه دیگران بفهمند چه می گوئید ؟ در این صورت سخنان شما باد هوا خواهد بود.

 ۱۰ در جهان ، زبانهای مختلف بسیار است اما هیچ یک از آنها بی معنی نیست

 ۱۱ اما اگر من زبانی را که با آن صحبت میشود نفهمم نسبت به گویندۀ آن بیگانه خواهم بود و او نیز نسبت به من بیگانه است

 ۱۲ چون شما اشتیاق دارید صاحب عطایای روح باشید بکوشید بیشتر عطایائی را کسب کنید که باعث تقویت و پیشرفت کلیسا میباشد.

 ۱۳ بنابر این آنکسی که بزبان ها سخن می گوید باید دعا کند که قادر به ترجمه پیام خود باشد.

 ۱۴ زیرا اگر من بزبانها دعا کنم روح من مشغول دعاست ولی عقل من در آن نقشی ندارد

 ۱۵ پس چه کنم ؟ من با روح خود دعا می کنم و در عین حال با عقل و فهم خود نیز دعا خواهم کرد و بهمین طریق سرود حمد خواهم خواند یعنی با روح خود و با فکر خود نیز.

 ۱۶ در غیر این صورت اگر خدا را در روح سپاسگزاری می کنید ، آن کسی که دارای هدایای روح نیست چگونه به دعای سپاسگزاری شما آمین بگوید، زیرا او آنچه را که شما می گوئید نمیفهمد.

 ۱۷ قبول دارم که بطرز جالبی سپاسگزاری می کنید ، ولی اگر باعث تقویت دیگران نیست چه فایده !

 ۱۸ خدا را شکر که من بیش از همۀ شما به زبان ها سخن می گویم ،

 ۱۹ اما در عبادت کلیسائی گفتن پنج کلمۀ با معنی را برای تعلیم دیگران ، از گفتن ده هزار کلمه به زبانی نامفهوم بهتر می دانم.

 ۲۰ ای برادران ، در عقل مانند کودکان نباشید ، اما نسبت به بدی و شرارت مثل یک نوزاد بمانید و د رعقل اشخاص بالغ باشید.

 ۲۱ در کتاب مقدس نوشته شده است : « خداوند می گوید که من به زبان های بیگانه و از لبان بیگانگان با این قوم سخن خواهم گفت و با وجود این آنها به من گوش نخواهند داد».

 ۲۲ طبق این کلام ، عطیۀ زبانها نشانه ای است برای بی ایمانان نه برای ایمان داران ، حال آن که نبوت برای ایمانداران است ، نه برای بی ایمانان .

 ۲۳ پس اگر تمام کلیسا جمع شوند و به زبان ها سخن بگویند و در همان وقت اشخاصی که بی اطلاع یا بی ایمان باشند به مجلس شما وارد شوند ، آیا آنها نخواهند گفت که همۀ شما دیوانه هستید ؟

 ۲۴ اما اگر همۀ شما نبوت کنید و شخص تازه ایمان یا بی ایمان به مجلس شما داخل شود آنچه را او می شنود او را به گناهانش آگاه می سازد و بوسیله سخنانی که می شنود داوری میشود

 ۲۵ و اندیشه های پنهانی او فاش خواهد شد و بزانو در آمده خدا را پرستش خواهد کرد و اعتراف می کند که واقعأ خدا در میان شماست.

  نظم و ترتیب در کلیسا

 ۲۶ ای برادران ، منظور من چیست ؟ مقصودم این است که وقتی دور هم جمع میشوید هر کس سرودی یا تعلیمی یا مکاشفه ای یا سخنی به زبان ها یا ترجمه زبان را داشته باشد ، همۀ این ها باید به منظور تقویت همه انجام شود.

 ۲۷ و اگر می خواهید به زبان ها سخن گوئید دو یا سه نفر بیشتر نباشد و یکی بعد از دیگری سخن بگوید و آن هم با ترجمه باشد.

 ۲۸ اگر ترجمه کننده ای در آنجا حاضر نباشد هیچکس نباید در مجلس کلیسا به زبانها صحبت کند مگر این که صحبت او بین او و خدا باشد.

 ۲۹ آن دو یا سه نفری که قرار است نبوت کنند صحبت نمایند

 ۳۰ و دیگران در بارۀ گفتار ایشان قضاوت کنند ، اما اگر مکاشفه ای بیکی از حاضران مجلس برسد آن کسی که مشغول سخن گفتن است ساکت شود.

 ۳۱ به این ترتیب شما می توانید یکی بعد از دیگری برای تعلیم و تقویت همه نبوت کنید ،

 ۳۲ زیرا عطیۀ نبوت باید تحت اختیار گویندۀ آن باشد ،

 ۳۳ چون خدا ، خدای هرج و مرج نیست بلکه خدای نظم و آرامش است. چنانکه در تمام کلیساهای مقدسین مرسوم است

 ۳۴ زنان باید در کلیسا ساکت بمانند زیرا اجازۀ سخن گفتن ندارند بلکه مطابق آنچه تورات نیز می گوید زنان باید مطیع باشند.

 ۳۵ اگر مایلند دربارۀ امری ، چیزی بدانند در منزل از شوهران خود بپرسند زیرا گفتگوی زنان در مجالس کلیسا شرم آور است.

 ۳۶ آیا گمان می کنید که پیام خدا از شما شروع شده است؟ و یا پیام او تنها بشما رسیده است ؟

 ۳۷ اگر کسی خود را نبی بخواند یا دارای عطایای روحانی دیگر بداند باید تصدیق کند که آن چه را می نویسم دستور خداوند است

 ۳۸ و اگر کسی به این دستور بی اعتنائی کند نسبت باو نیز بی اعتنا خواهد شد.

 ۳۹ خلاصه ای برادران من ، مشتاق عطیۀ نبوت باشید و در عین حال گفتگو به زبان هارا منع نکنید ـ

 ۴۰ اما همه کارها باید باید با نظم و ترتیب انجام شود.

Go to top